ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین تسلیت باد

السلام اي وادي کرببلا
السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه گاه ذوالمنن
السلام اي کشته هاي بي کفن

*********************

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است

مرغان بومی ایران

•تاريخچه‌ :

•براساس‌ رده‌بندي‌ سيستماتيك‌ جانورشناسي‌، مرغ‌ خانگي‌ در سلسله‌ جانوران‌ ، زير سلسله‌ پرسلولي‌ها، دسته‌طنابداران‌، شاخه‌ مهره‌داران‌، رده‌ پرندگان‌[1]، راسته‌ گاليفورمز[2]، زير راسته‌ گالي‌[3]، تيره‌ فازيانيده‌[4] و جنس‌ گالوس[5]‌ قرار دارد.

•حدود 1000 سال‌ قبل‌ از ميلاد ، قوم‌ آريا ضمن‌ مهاجرت‌ به‌ فلات‌ ايران‌ مرغ‌ را نيز به‌ همراه‌ خود به‌ اين‌ سرزمين‌آورد. به‌ عقيده‌ برخي‌ محققين‌ در 800 سال‌ قبل‌ اروپا از طريق‌ ايران‌ با مرغ‌ آشنا شد و به‌ همين‌ جهت‌ در يونان‌ قديم‌مدتها به‌ مرغ‌ پرنده‌ پارتي‌ گفته‌ مي‌شد. از قديم‌ الايام‌ به‌ منظور تأمين‌ تخم‌ مرغ‌ و گوشت‌ سفيد، پرورش‌ مرغ‌ درروستاها و حتي‌ شهرها توسط افراد صورت‌ مي‌گرفته‌ است‌.

•ايران‌ را مي‌توان‌ پس‌ از هندوستان‌ مهد اوليه‌ پرورش‌ طيور و صادرات‌ طيور اصلاح‌ شده‌ (به‌ سبك‌ قديم‌) به‌ اقصي‌نقاط دنيا دانست‌. در ايران‌ باستان‌ بالاخص‌ در زمان‌ زرتشت‌، اقتصاد تعدادي‌ از شهرهاي‌ ايران‌ برپايه‌ پرورش‌ طيوراستوار بوده‌ است‌.

•اكثر نژادهاي‌ مرغان‌ بومي‌ كشور از دسته‌ مرغان‌ آسيايي‌ و نژادهاي‌ شرقي‌ مي‌باشند.

•با توجه‌ به‌ طبقه‌ بندي‌ بر حسب‌ منطقه‌ زيست‌، مرغان‌ بومي‌ ايران‌ اكثراً در دسته‌ مرغهاي‌ آسيايي‌ و نژادهاي‌ شرقي‌قرار دارند.

•تعداد گروههاي‌ نژادي‌ مرغان‌ بومي‌ ايران‌ دقيقاً مشخص‌ نيست‌.

•بعضي‌ محققين‌ آنها را حداكثر تا 35 گروه‌ نژادي ‌ذكر كرده‌اند

عکسها در ادامه مطلب

 

کبک

مقدمه

دردنیا گونه های متعددی از کبک وجود دارد که معروفترین آنها عبارتند از: کبک چوکر (Alectoris Chukar) ،

کبک صخره ای (Alectoris graeca) و کبک پاقرمز اروپایی (Alectoris rufa) . البته همه کبک ها پاقرمر هستند.

گونه های موجود در کشور ما بیشتر از نوع چوکر (Chukar) میباشند.

از دیرباز در بسیار ی از کشور ها پرورش و نگهداری پرندگانی از قبیل قرقاول، بوقلمون و کبک، علاوه بر پرورش مرغ جهت تامین گوشت مصرفی انسان به ویژه جهت سلیقه های خاص متداول بوده است.

در پاره ای از کشور ها نیز پرورش متراکم تعدادی از پرندگان وحشی نظیر کبک متداول شده است. صنعت تولید و تکثیر و پرورش کبک در ایران حدود سه سال است که توسط تعداد انگشت شماری از دوستداران شکار و طبیعت آغاز شده و دوستان پرورش دهنده موفق به تولید و تکثیر کبک ایرانی نیز گسته اند، و تجارب خوبی در این زمینه کسب کرده اند. در حال حاضر مزارعی در استانهای فارس، کرمان، سمنان، گلستان و اصفهان به این فعالیت مشغول میباشند.

خصوصیات ظاهری

کبک پرنده ای است زیبا و خوش خوان که در طبیعت، در دامنه کوهها و شیب های کوهستانی، صخره ها و تپه ماهور ها زندگی میکند.

به هنگام احساس خطر، از کوهها به سرعت بالا می دود و معمولا این کار را به پرواز ترجیح میدهد. گوشت این پرنده بسیار خوشمزه و به لحاظ ارزش غذایی نسبت به دیگر طیور از موقعیت ممتازی برخوردار است.

این پرنده معمولا دارای پوششی با پرهای خاکستری است و گلولی نخودی رنگ با نوار حاشیه های پهن سیاه بوده و از زیر شکم و پهلو ها خالهای کشیده زیبایی به چشم می خورد. پاها و منقارش سرخ رنگ است و نر و ماده لحاظ شکل ظاهری تفاوت چندتنی با یکدیگر ندارند.

کبک نر به طور عمومی بزرگتر از ماده میشود، در حالی که سر ماده بیضی شکل میباشد، هم کبک ماده و هم نر در پشت پاها بر آمدگی شبیه میخ دارند که در نرها برآمدگی بزرگتر میباشد.

وزن پرنده نر حدود 540 گرم و وزن ماده حدود 500 گرم میشود.

در طبیعت حدود 15-12 عدد تخم میگذارد اما با پیش بینی های خاص این تعداد در بستر به حدود 40 عدد میرسد و این امر از اهمیتی ویطه در پرورش این پرنده و تولید آن برخوردار است.

قد پرنده حدود 35 سانتیمتر است و در اواخر زمستان جفت گیری میکند. در این هنگام گله از هم متلاشی شده و هر نر وماده با هم بصورت جفت زندگی میکنند و تا پایان ایام جوجه کشی باهم میمانند و حتی گاهی پرنده نر روی تخم ها میخوابد.

گوشت کبک

گوشت این پرنده از گوشتهای بسیار سودمند و لذیذ است اگرچه دسترسی به آن حد اقل در حال حاضر درکشور ما برای همه مهیا نیست. ویژگیهای گوشت این پرنده به شرح زیر است :

در هر صد گرم گوشت کبک 24.5 گرم آلبومین، 1.4 گرم چربی و حدود 1 تا 1.5 گرم مواد معدنی وجود دارد.

وجود مقدار زیادی از مواد معدنی در گوشت کبک نشان دهنده ارزش حیاتی آن است. مقدار پتاسیم این گوشت زیاد است و کلسیم، فسفر، منیزیم، آهن و گوگرد موجود در آن نیز بدن را تامین میکند.

کانی های موجود در گوشت کبک به خوبی جذب بدن میشود و به همین جهت در این زمینه مواد مورد نیاز بدن را در دسترس سلول قرار میدهد.

گوشت کبک برای همه افراد اعم از کودک و سالمند، غذایی سالم و سلامت بخش است. گوشت کبک کمتر تولید اسید اوریک میکند، فعالیت کلیه را افزون میسازد و به دفع سموم بدن یاری فراوان میرساند. باتوجه به این ویژگی ها برای همه افراد و در مورد همه بیماریها، غذایی خوب و موثر است.

بیماری کانی بالیسم (خود خوری ) طیور

کانی بالیسم (بیماری خود خوری )
یکی از انواع بیماریهای که در اکثر مرغداری ها به چشم می خورد ٬کانی بالیسم (همنوع خواری ) است که در اثر این بیماری مرغها بهم نوک زده و یکدیگر را زخمی کرده و باعث تلفات زیادی می شوند و از این راه به مرغداران زیان فراوانی می رسانند . این بیماری در نژادهای سبک ( مرغان تخمگذار ) بیشتر از نژادهای سنگین (مرغان گوشتی ) مشاهده گردیده٬این بیماری در مرغداری هایی که مرغها در قفس نگهداری و پرورش داده می شوند کمتر دیده می شود .
دلایل بروز بیماری :
دلایل زیر سبب بروز بیماری می شوند :
1) تغذیه دائم جوجه ها با پلت
2) زیاد بودن ذرت در جیره غذایی
3) ناکافی بودن تعداد آبخوری و دانخوری
4) نبودن غذا در دانخوری به مدت طولانی
5) کمی آشیانه تخمگذاری
6) شدت نور در سالن (زیاد بودن نور )
7) تراکم جوجه ها در واحد سطح
8) بالا بودن درجه حرارت
9) کمبود پروتئین و مواد معدنی جیره
10) وجود انگلهای خارجی مانند شپشک و کنه مرغی و امثال آنها
11) تهویه ناقص
12) نقص در کیفیت و کمیت دان
و بطور کلی هر چیز که استرس ایجاد کند و برنامه روزانه مرغاان را بهم بزند عکس العمل آن به صورت نزاع بین مرغان و همنوع خواری ایجاد می گردد .
حالات مختلف همنوع خواری :
1- نوک زدن به مقعد
اینگونه عارضه در مرغان تخمگذار که تولید زیادی دارند ایجاد می شود ٬ بخصوص در هنگامیکه مقعد بر اثر عبور تخم از لوله تخم زخم شده و خونریزی می کند ٬ در این حالت ممکن است دستگاه تولید تخم مرغ بطور کلی بیرون کشیده شود .
2- نوک زدن به ناخنها
این حالت در جوجه های کوچک دیده می شود . علت آن بیشتر دور بودن دانخوری از منابع حرارتی یا بالا بودن دانخوریها از سطح زمین است که در این صورت جوجه به بستر خود نوک زده و ضمن آن ناخن سایر جوجه ها نیز نوک زده می شود .
بنابر این بهتر است در دو سه روز اول کف بستر را با کاغذ پوشاند تا از خوردن آن جلوگیری شود و سپس کاغذ ها را برداشت و همچنین غذا را در دانخوری های بشقابی مخصوص جوجه در زیر منبع حرارتی قرار داد .
3- خوردن پر
این حالت در گله هایی دیده میشود که که کمبود عناصر غذایی دارند . انگلهای خارجی نیز سبب بروز چنین حالتی می شوند . اگر اندازه پرها بزرگ باشد باعث خفگی حیوان می شود .
4- نوک زدن سر
این حالت معمولا״ پس از زخم شدن تاج و غبغب در اثر یخ زدن یا پس از جنگیدن شروع می گردد و با دیدن یک لکه خون بر روی سر مرغ همنوع خواری تحریک می شود .
پیشگیری و درمان کانی بالیسم:
1) مقدار پروتئین خوراک ٬ بخصوص پروتئین حیوانی یک تا دو درصد اضافه شود .
2) سلولز خوراک را به وسیله سبوس و جو زیاد نمایید . (سبوس تا٪10 وجو تا ٪20 )
3) هوای پاک و ملایم برای مرغها
4) اگر بستر زیاد خشک یا زیاد تر نباشد ٬ روزانه مقداری گندم یا جو در بستر ریخته شود که مرغها مشغول جمع آوری آن شوند .
5) آشیانه بقدری تاریک بشد تا کارگر فقط بتواند جلوی پای خود را ببیند و این در صورتی است که تاریک نمودن مانع تهویه صحیح نباشد .
6) اکر در خوراک کمترین اثار کپک زدگی دیده شود آن را عوض کنید .
7) تعداد مرغهای تخمگذار بیش از پنج قطع در متر مربع نباشد .
8) نمک نیز به مقدار دو درصد برای مدت پنج روز توصیه می شود .
9) مرغهای تخمگذار اگر روی زمین نگهداری می شوند باید چند هفته قبل از شروع تخمگذرای لانه تخمگذاری در محل های نسبتا״ تاریک برقرار باشد .
10)لوازم مرغدری باید متناسب با تعداد مرغها باشد .
11)نوک مرغها باید طبق اصول معینی چیده شود .
12)تراکم مرغها در آشیانه کم شود .
13)انگلهای خارجی اگر هست از بین برده شود .
14)در اختیار گذاشتن غذا و آب بحد کافی .
15)کنترل شدت نور و به طور کلی رعایت کلیه اصول پرورش و نگهداری ٬ برای کنترل باید پنجره را با رنگ قرمز پوشانده و یا از لامپهای قرمز در داخل سالن استفاده نمود . بدین وسیله مرغ تمام محیط را به رنگ قرمز می بیند و تشخیص لکه خون برایش مشکل می شود . جدا کردن مرغهای زخمی از گله عامل مهمی در جلوگیری از توسعه این بیماری است . اضافه کردن مکمل های ویتامین و مواد معدنی به جیره نیز موثر می باشد .


منبع : قاسم خلیل پور کارشناس علوم دامی

 

مطالب تکمیلی در باره ایل بچاقچی و اقتصاد خانوار عشایر

Ø     ایل بچاقچی ؛ این ایل دارای 13 طایفه می باشد شامل طوایف :

1-      طایفه ارشلو شامل تیره های شهسواری ، حلوائی ، چهار گنبدی میباشد

2-      طایفه رضوانی

3-      طایفه قره صدلو

4-      عباسلو شامل دو تیره عباسلو و معصومی میباشد

5-      سوخته چالی شامل تیره اسلامی میباشد

6-      مهنی سالاری

7-      انکلو شامل تیره های حیدری نسب ، پور رضاقلی ، پور شاه نظری ، شاه نظری ، حسین علی پور ، سادات میباشد.

8-      طایفه لک

9-      طایفه پور گهرد  دارای یک تیره پور گهردی میباشد

10-  طایفه سار سعد لو دارای 2 تیره پورسید یحیی و نادری میباشد

11-  طایفه جانی پور

12-  طایفه فرسلو

13-  طایفه ناوکی عزت آبادی

 جمعیت ایل 350 خانوار و 2030 نفر و 30 ایشوم و 20000 رأس گوسفند و بره و 15000 رأس بز و بزغاله بوده و قلمرو این ایل شهرستانهای سیرجان ، بافت و بندرعباس میباشد.

شالوده اقتصاد کوچ نشینان را پرورش دام تشکیل میدهد گرچه به اندازه مصرف خانواده به کشت پاره ای از محصولات کشاورزی نیز میپردازند ولی دارائی اصلی عشایر دام و نیاز اصلی آنها مرتع می باشد .را معاش آنها بیشتر از طریق دامداری بوده و منابع دیگر معاش اگر وجود داشته باشد حالت فرعی و جنبی دارد مانند زراعت محصولاتی چون گندم ، جو ، حبوبات ، باغات سردسیری و یا تولید مصنوعاتی مانند قالی ، گلیم ، خورجین ، نمد و غیره.

شیوه زندگی عشایر شبانی با کوچ است و چون معیشت عشایر متکی به دامهائی است که آنها را در مراتع طبیعی میچرانند با تغییر فصل از نقطه ای به نقطه دیگر کوچ میکنند ، فصل سرد را در قشلاق و فصل گرم را در ییلاق بسر می برند که فاصله آنها ممکن است از چند کیلو متر تا بیش از صد کیلومتر باشد

محل استقرار قشلاق عبارت است از ؛ چاه زاغ ، چاه معدن ، پوزه خون ، چاه قلعه ، اطراف حاجی آباد و ...

محل استقرار ییلاق عبارت است از ؛ چهار گنبد ، مهدی آباد ، پشته اسبی ، بی برد ، بیدوئیه ، بامدهان ، سوخته چال و ...

بطور کلی اقتصاد کوچ نشینان از 4 عامل تشکیل شده :

1-      چادر با سایر اثاثیه زندگی   2- دام   3- مرتع   4- نیروی انسانی

محصولات دامی را میتوان به فرآورده های لبنیاتی و خوراکی  و محصولات مشتق از پشم و کرک و مو تقسیم کرد که بسیاری از لوازم خانگی مورد استفاده عشایری را تشکیل میدهد و میتوان گفت که هیچ یک از اعضای دام بدون استفاده نمی ماند.

چیدن پشم گوسفندان و کرک و موی بزها هر سال یکبار و با قیچی مخصوص که به دوکارت معروف است توسط مردان عشایر انجام می گیرد از پشم گوسفندان کالاهائی مانند قالی ، جاجیم و گلیم ، خورجین ، سفره نان و از کرک و مو بزها جوال ( جای آرد ) پلاس ، چغ ( دستدون) که زنان عشایر وسایل و لوازم آرایشی و زینت آلات خود را در آن قرار میدهند و سایر ملزومات درست میکنند.

از پوست گوسفند و بز مشکهای مختلفی درست میکنند.

مشک آبی : برای نگهداری و خنک کردن آب شرب خانوار .

مشک شیری : برای کره گیری ماست را با آب به نسبت خاص داخل آن ریخته و دوغ و کره را از هم تفکیک میکننده .

مشک روغنی : کره را داغ نموده تا تبدیل به روغن شود سپس برای نگهداری و حمل ونقل آن را داخل مشک میریزند.

مشک سزمه : برای نگهداری دوغ و تبدیل آن به کشک .

از شیر دامها نیز ماست ، دوغ ، کره ، روغن و کشک و قره قروت درست کرده و ضمن مصرف خانوار بخشی را نیز در بازارهای محلی به فروش می رسانند.

 تهیه و تنظیم آقایان کورکی نجات و صفاری

شتر مرغ

تاریخچه

بیش از یک میلیون سال پیش اسلاف شتر مرغ های امروزی ، در کمربند وسیعی که از اسپانیا در غرب آغاز و در طول کرانه های شمالی دریای مدیترانه امتداد یافته و به چین در شرق ختم می شد می زیسته اند. تنها یک میلیون سال از زمانی که شترمرغها به افریقا مهاجرت کرده و در شمال شرق جنوب ‏این قاره اقامت گزیده اند می گذرد . توجه انسان به شتر مرغ های و محصولات آن تقریبا به 7500 سال پیش برمی گردد . اولین اثر که حاکی از وجود شترمرغ درصحرا بود سنگ منقوشی   می باشد که شکار شترمرغی را توسط یک پلنگ یا یوزپلنگ به تصویر کشیده است. درحدود 5500 سال قبل از میلاد مصریان باستان از پرهای متقارن شترمرغ به عنوان سمبل عدالت واز تخمهایش برای مصارف دارویی استفاده می کردند . فرعون از بادبزن ساخته شده از پرهای شترمرغ در سفرهایش به سرزمینهای دور استفاده می کرد . در تاریخ اساطیری یونان نیز شترمرغ قبل از پیدایش ارابه جایگاه خاصی را به عنوان حیوانات باربر به خود اختصاص  می دهند .

بیشه نشینها از تخم های خالی شترمرغ برای حمل و نگهداری آب استفاده می کردند که همین عمل آنان در نامبیا بصورت تصویری برروی تمبرهای پستی ترسیم ومنتشر شده است . تورات کهن از شترمرغ به عنوان موجودی خشن یاد می کند در این کتاب مقدس ذکر شده که شترمرغها در خانه ها و کاخهای بیابانی زندگی می کنند که آنها نسبت به فرزندانشان رفتاری بس  خشونت آمیزتر از گرگها اعمال می دارند . یهودیان گوشت شترمرغ را حرام دانسته و از آن تغذیه نمی کنند . در سالهای نه چندان دور سلحشوران انگلیسی مجبور به استفاده از  پرهای شترمرغ جهت تزئین کلاههای خود شدند . کاراگاهان از پرهای شترمرغ برای ظاهر نمودن اثر انگشت استفاده می کردند . اولین تلاشهای ثبت شده جهت پرورش شترمرغ توسط امپراتور بارباروسا انجام گرفت (1125 تا 1190 میلادی) اولین جوجه کشی مصنوعی در سال 1857 در الجزایر و مدت کوتاهی بعد از آن در فلورانس توسط پرنس دیمیدوف صورت گرفت وی از دوزاده آشیانه مختلف 8 جوجه بدست آورد  .

صفات برجسته و طبقه بندی جانور شناسی :

شتر مرغ ها به طبقه پرندگان تعلق دارند و یکی از پنج زیر راسته متعلق به راسته سینه پهنان محسوب می شوند . مشخصه اصلی آنها عدم قدرت پرواز است که به علت دژنرسانس یا فقدان کامل ستیغ استخوان سینه می باشند . شتر مرغ در زیر راسته استروتیونی فرمها به شکل زیر قرار می گیرد :

خانواده :استروتیونیده 

جنس : استروتیو

گونه  : استروتیو کاملوس

آناتومی:

الف) اسکلت بندی : قابل توجه ترین بخش اسکلت بندی شتر مرغ جناغ است . استخوانی که تا چهار سانتیمتر ضخامت داشته و دارای ساختمانی متخلخل می باشد استخوان جناخ از قفسه سینه در ستیز و برخورد با موانع مراقبت می کند اگر چه در این مورد همیشه موفق نمی باشد این پرندگان به واسطه قدرت پرواز اسلافشان استخوانهایی ترد و شکننده دارند که دارای یک دیواره نازک خارجی بوده و بخش داخلی آن تو خالی و در عین حال متشکل از مواد استخوانی خلل و فرج دار است . استخوانهای شکسته در شترمرغ به کندی بهبود یافته و پرندگان مصدوم مجبور به خوابیدن هستند .

استخوانهای ترقوه در این حیوانات کاملاَ از بین رفته و هردو استخوان شرم گاهی رشد کرده و روده ها را در بر می گیرند . جالب توجه است که نوک این پرنده از 13 استخوان مجزا تشکیل شده که به وسیله پوست محکم خارجی کنار هم قرار گرفته اند چنین ساختاری قرمز شدن منقار را در طول فصل جفت گیری تسهیل می سازند .

 

ب ) دستگاه گوارش :

 شتر مرغ به جای چینه دان دارای یک مری کیسه ای است که غذا در آن جمع می شود زمانی که شتر مرغ سرش را بالا نگه می دارد غذا به پیش معده رفته و در معرض شیره معده که تقریباَ از 300 غده ترشح می شود قرار می گیرد . این غده در انتهای پشتی معده و در زیر لایه ضخیمی از موکوس قرار دارند . پیش معده به سنگ دادن منتهی می گردد سنگ دان عضوی بزرگ و با وزنی در حدود 2 کیلو گرم است که از دیواره ای به ضخامت تقریبی 92 میلیمتر تشکیل شده است . عضلات دیواره سنگ دان توسط پوسته به ضخامت 3 تا 4 میلی متر از محتویات داخلی جدا می گردد . محتویات سنگ دان یک شتر مرغ بالغ شامل مواد غذایی بلعیده شده و تقریباَ ی 1/5 کیلو گرم سنگ ریزه است .

یک دهانه پیلوری شکل و دارای یک عضله اسفتکتری به روده کوچک منتهی می شود در پرندگان بالغ روده کوچک حدود 6 متر طول دارد در محل اتصال روده کوچک و بزرگ 2 سکوم منشعب می شود که حامل باکتری هایی هستند که توانایی شکستن سلولز را دارند . درازای روده بزرگ یک شتر مرغ بالغ حدود 16 متر است . که به طرف انتها باریکتر می شود آخرین بخش دستگاه گوارش کلواک است که متشکل از 3 حجره جدا گانه می باشد . روده بزرگ به اولین حجره یعنی کاپرودئوم متصل می شود جایی که آخرین مایعات از مدفوع استخراج می شود . ادرار و اسپرم به دومین حجره به نام اورئودئوم ریخته می شوند . حجره دیگر به نام پروکتودئوم عهده دار نگهداری از اندام تناسلی است که در نر بالغ این حفره طولی معادل 29 تا 30 سانتیمتر داشته می باشد و در ماده به طول 2 تا 3 سانتیمتر است .

ج ) سایر اندامهای داخلی : مغز شتر مرغ به طور متوسط وزنی معادل 40 گرم دارد که برابر 2 سوم جرم یک چشم شتر مرغ است قلب شتر مرغ با وزنی در حدود 600 تا 700 گرم توسط نسوج چربی دار به رنگ زرد متمایل به قهوه ای پوشانده شده است . کبد از دو لوپ به رنگ قهوه ای تا آبی و دارای ساختمانی با قوام تشکیل شده است . کبد در قفسه سینه و در پشت در دو طرف قلب قرار گرفته است شتر مرغ فاقد کیسه صفرا می باشد . شتر مرغ دارای دو ریه به رنگ صورتی کمرنگ است هر ریه به 5 کیسه هوایی منتهی می شود که آنها نیز به نوبه خود به استخوانهای اصلی خصوصاًُ استخوانهای بال ‏‏‏، جناغی و مهره های ستون فقرات متصل می گردند کلیه ها به طول تقریبی 30 سانتی متر و ضخامت 7 سانتیمتر به رنگ قرمز متمایل به قهوه ای می باشند کلیه ها شامل 3 لوب بوده که این لوبها ساختمانی منقوت داشته و در امتداد ستون فقرات و از ابتدای آخرین قوس دنده ای قرار گرفته اند . مشخصه های ویژة کلیه های شتر مرغ وجود 3 دریچه باب کلیوی می باشد که خون وریدی را تا از بخش وسیع پشتی بدن به سیستم مویین کلیه ها هدایت می نماید مجاری ادراری به محفظه میانی کلواک جایی که ادرار تا زمان دفع نگهداری می شود منتهی می گردد . شتر مرغها بر خلاف پرندگان دیگر ادرار و مدفوعشان را به صورت جداگانه دفع می کنند

رفتار شناسی :

الف) رفتارهای تولید مثلی : در شرع دوران تولید مثل شتر مرغ های یک تا دوساله در اجتماعات مشخص تولید مثلی توسط والدین شان رانده می شوند . مرحله بعدی جنگهای تشریفاتی است که بین شتر مرغ های نر به منظور نمایش آمادگی جفت گیری و انتخاب زوجه های مناسب صورت می گیرد این جنگها به وسیله شتر مرغ های مادة مسن تر و دارای آمادگی قبلی برای جفت گیری دامن زده می شوند . به این ترتیب دسته های تولید مثلی تازه شکل می گیرد این دسته های تولید مثلی خود را از بقیه گله جدا نموده و به مناطق خاصی جهت تولید مثل می روند در فصل تولید مثل شتر مرغ نر روزها از قلمرو وسیع خود دفاع کرده و شبها با فریاد های ویژة دوران جفت گیری رقیبان را دور می کند.

جفت گیری با انجام همزمان اعمال خاص شبیه غذا خوردن آغاز می شود در این زمان شتر مرغ نر فریاد های بلندی سر می دهد بعد از این که شتر مرغ نر و ماده با اعمال سنبلیک یک محل شنی فرضی را برای لانه خود انتخاب کردند و تمایل شان را جهت ساختن آشیانه نشان دادند شترمرغ نر رفتارهای جنسی خود را آغاز می کند روی زانوی خود نشسته و با حرکات پارویی بال بال می زند همزمان با این حرکت گردنش را به شکلخم کرده و سرش را با حرکات ریتمی از پهلو به سمت پشت برده و به کپل خود می زند سر گرده را با حرکات مارپیچی به جلو و عقب حرکت می دهد . گلویش باد کرده و یک صدای ویژه از آن خارج می شود .

شتر مرغ ماده نیز با رفتار مطیعانه سر و گردن خود را نزدیک به زمین نگه داشته ، بالهایش را آویزان و دور ازبدن نگه می دارد و دوم خود را آویزان می کند و بدین ترتیب شتر مرغ نر را برای جفتگیری دعوت می نماید . سپس شتر مرغ نر بر روی ماده می پرد در حال که شتر مرغ ماده گردن خود را به صورت کشیده در سطح زمین نگه داشته و حرکاتی مانند جست و جوی غذا را از خود نشان می دهد . عمل جفت گیری به طور متوسط 1/5 دقیقه به طول می انجامد .

ب‌)رفتارهای تهاجمی :

مبارزه می تواند بین شتر مرغ های ماده ، شتر مرغ های نر و یا یک شتر مرغ نر و ماده صورت گیرد . معمولاَ آن شتر مرغ ماده ای غالب است که شتر مرغ های مادة دیگر را از میدان به در کند . برای انجام این کار او بالهایش را در طرفین نگه داشته و با منقاری باز و با ایجاد صدای خشن به حریفش نزدیک می شود . نهایتاَ مبارزه با نیرومندترین پرنده آغاز و به ضعیف ترین آنها ختم می شود .

در میان پرندگان نر به ویژه دو شتر مرغ قوی ، دیده شده که با حرکات تهدید کننده و صداهای هشدار دهنده شتر مرغ نر دیگر را از قلم رو خود بیرون می رانند . جنگ و مجادله سنگینی نیز میان دو شتر مرغ در مراتع همجوار مشاهده شده است در این مواقع پرندگان تنها با سیمهای مشبک از هم دیگر جدا شده اند و به راحتی می توانند هم دیگر را ببینند . در ابتدا شروع به پایین و بالا رفتن در اطراف حصار می کنند . سپس توقف کرده و در مقابل همدیگر می ایستند و با بالهای گسترده شده و منقار باز با یکی از پاها به حصار ضربه می زنند .

هدف اصلی ضربه زدن به ران و سینه پرنده مقابل و تثبیت موقعیت فردی است .

ج ) تغذیه :

گردن بلند و چشمان تیز بین ، شتر مرغ را قادر به یافتن بی مهرگان کوچکی نموده است که جیره غذایی اش را تکمیل می نماید .

شتر مرغ ها همه چیز خوار بوده و غذاهای با کیفیت بالا را انتخاب و سریعاَ جهت رشد ، سوخت وساز نموده و مقداری را نیز برای مواقع خشک سالی ذخیره می نمایند . شتر مرغ زمان زیادی از روز را جهت یافتن غذای خود صرف می کنند به همین دلیل در دوران پیش از کرچی یک شتر مرغ بالغ حدود 33% از روز را جهت یافتن غذا صرف می نماید .

معمولاَ تغذیه موقعی در حالت ایستاده و یا در حال قدم زدن شتر مرغ انجام می شود . تغذیه یک نوع عمل چیدن است که به وسیله آن علوفه توسط منقار کنده می شود . بعد از چند بار انجام عمل چیدن شتر مرغ سر خود را تکان می دهد . این عمل چندین بار تکرار شده تا غذای کافی در گلوی حیوان جمع می شود . حرکات بلعی متعاقب آن به سهولت از خارج قابل مشاهده است غذای گلوله ای شکل بلع شده به آهستگی به سوی مری پایین می رود و مانند برجستگی بزرگی در ناحیه گلو نمایان است . در طول ماه های تابستان معمولاَ تغذیه بین ساعت 7 تا 9 صبح و 18 تا 20 عصر انجام می گیرد  شترمرغهای پرورشی در مزارعی که کاملاَ با جیره های آماده تغذیه می شوند تنها 18% وقت شان را صرف خوردن و آشامیدن نموده و بدین ترتیب 63% از وقتشان را جهت ایستادن و قدم زدن صرف می کنند .

محصولات :

الف )چرم : شتر مرغ امروز به عنوان با ارزشترین محصول این حیوان مورد توجه می باشد از پوست شتر مرغ چرمی با کیفیت بالا و قابل قیاس با چرم تمساح وفیل بدست می آید چرم شترمرغ نرم بوده و وجه تشخیص آن وجود نقاط مربوط به فولیکول های ساقه پر می باشد .

چرم واقعی از نوع بدلی آن قابل تمیز است زیرا در چرم بدلی فولیکولها قابل کندن نیستنند. چرم نرم و لطیف شترمرغ یکی از رایج ترین مواد مصرف در ساخت پوتین ،دستکش ،کیف و نیز یقه کت است .

در آفریقای جنوبی بهترین نوع چرم از شترمرغ کشتار شده که تقریبا بین 10 تا 14 ماه سن دارد بدست می اید . کل مساحت پوست شترمرغ در سن 10 تا 14 ماهگی در حدود 1/1 تا 1/5 متر مربع می باشد.

ب ) گوشت :

گوشت شترمرغ یکی از کم چربی ترین نوع گوشت قرمز موجود می باشد و خواص آن عبارتند از:

1ـ کم چربی بودن (فیله یا استیک) کمتر از 1/1 درصد

2 - پایین بودن میزان کلسترول (در حدود 600 میلی گرم در هر کیلو)

3 - بالا بودن میزان پروتئین (بیش از 20 %)

4 - تردی استثنائی.

5 -  واکنش مطلوب نسبت به ادویه جات .

هر 100 گرم گوشت شترمرغ حاوی 21/5 میلی گرم منیزیم ،208  میلی گرم فسفات و 351/4 میلی گرم پتاسیم است . بیشترین گوشت قابل استفاده از لحاظ تجاری از پاهای شترمرغ به دست می آید لاشه یک شترمرغ دارای حدود 50% گوشت است که به میزان قابل توجهی کمتر از گاو (60تا 65%)و خوک (80% ) است. از یک پرنده ذبح شده با وزن زنده 100 کیلوگرم حدودا 33 کیلوگرم گوشت از قسمت پا به دست می آید.

ج) پر:

پرهای شترمرغ 4 مرحله تکاملی را طی می کند :

1 - کرکهای پس از بیرون آمدن از تخم

2 - پرهای زمان جوجه گی

3 - پرهای دوران جوانی

4 -   پرهای دوران بلوغ .

کرکهایی که پس از بیرون آمدن جوجه از تخم برروی بدن وجود دارند به رنگ زرد مایل به قهوه ای می باشد و نقش استتار پرنده را دارد . بعد از 1 تا2 هفته کرک ها با پرهای جوجه گی به علت ظاهر نیزه مانند شان اسپادوناس نامیده می شوند جایگزین می گردند . کرکهای اولیه کنده شده و به فراوانی در راس پرهای جوجه گی یافت میشود . انتهای ترین قسمت پرهای جوجه گی به رنگ قهوه ای روشن و ابتدائی ترین بخش آن خاکستری تیره است . در سن 5  تا 6 ماهگی پرو بال دوران جوانی جایگزین پرهای جوجه گی می گردد . به تدریج پرهای دوران بلوغ جایگزین شده ودر دوران 2 سالگی به نهایت تکامل خود می رسند .

با شروع رویش اولین پرهای دوران بلوغ و در شرایط اقلیمی مساعد می توان پرهای شترمرغ را هر 8 ماه یکبار چید . با ارزش ترین پرها ،پرهای سفید شترمرغ نر است که تقریبا 24 پر میانی در اولین ردیف پرهای بال هستند . که از این پرها برای تزئین لباسهای مد روز و دکوراسیون خصوصا در صحنه های تئاتر استفاده می کنند .

کشاورزی پایدار

معضل عمده کشاورزی امروز آن است که چگونه می توان به تولید پایدار در محصولات کشاورزی و دامی رسید. برای این کار لازم است تا در زمینه تولید غذا یک رویکرد بوم شناختی در پیش گرفته شود. تا چندی پیش مردم کشورهای توسعه یافته گمان می کردند که قحطی چیزی است مربوط به گذشته اما امروز معلوم شده که قحطی یک مسئله جهانی است و تا مدت ها در آینده نیز چنین خواهد بود. علت این امر تا حدودی زیست محیطی است از آن جا که کشاورزی موجب آثار زیست محیطی عمده می شود تغییرات انجام شده در تولید و ذخایر آن، آثار زیست محیطی عمده ای در بردارد.مسئله قحطی برزیل، آفریقا و جاهای دیگر، بسیاری از مسایل زیست محیطی مرتبط با غذا را روشن می کند.چهار جنبه از ارتباط بین ذخایر جهانی غذا و محیط زیست را می توان برشمرد.اول آن که مشکل جدید غذایی بشر نتیجه افزایش شدید جمعیت است که از منابع غذایی و سیستم توزیع ناکافی محلی پیشی می گیرد.دوم آن که تولید غذا در گرو محیط زیست است. وقتی خشکسالی یا کمبود منابع ضروری پیش آید تولید غذا کاهش می یابد. به علت نوسانات محیطی، سال های خوب و سال های بد وجود دارد و کشاورز باید خود را با این تغییرات زیست محیطی سازش دهد.سوم آن که کشاورزی موجب تغییر محیط زیست می شود. هرجا که تغییرات حاصله آسیب زننده باشد مردم بسیاری از آن صدمه می بینند. تاریخ کشاورزی را می توان به صورت زنجیره ای از کوشش ها برای غلبه بر محدودیت ها و مشکلات زیست محیطی دید. اما هریک از این راه حل های جدید مشکلات زیست محیطی تازه ای به وجود آورده که خود نیز نیازمند راه حل های جدید دیگری بوده است. وقتی به دنبال بهبود نظام های کشاورزی هستیم باید منتظر آثار جنبی نامطلوب آن نیز باشیم و برای رفع آن آمادگی داشته باشیم.چهارم آن که آشفتگی های اجتماعی و برداشت های اجتماعی نیز به شدت بر منابع غذایی جهان تاثیر دارد، این منابع نیز بر محیط زیست موثر است و محیط زیست نیز بر کشاورزی اثر دارد.
منابع غذا
جوامع ابتدایی غذای خود را از طریق شکار و جمع آوری، فراهم می کردند. هنوز هم بعضی از جوامع منحصراً با این روش ها غذای خود را تامین می کنند اما بیشتر مردم با کاشت گیاهان یا پرورش حیوانات اهلی به تهیه غذا می پردازند، گرچه قسمتی از غذای انسان از اقیانوس ها و آب های شیرین به دست می آید اما ۹۵ درصد پروتیین و قسمت اعظم کالری مورد نیاز جمعیت انسان از کشاورزی و دامپروری سنتی متکی بر زمین تامین می شود.
محصولات کشاورزی
گرچه بالغ بر ۲۵۰ هزار گونه گیاهی وجود دارد، اما فقط سه هزار گونه آن در کشاورزی به کار گرفته شده و فقط ۳۰۰ گونه آن به عنوان غذا پرورش یافته است و از این تعداد فقط ۱۰۰ گونه در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از پرورش بعضی از این محصولات تامین غذاست حال آن که بعضی دیگر در تولیدات تجاری مثل تهیه روغن و الیاف به کار می روند. قسمت عمده غذای جهان از ۲۰ گونه محصول به دست می آید.
دام
دام های اهلی یکی از منابع مهم غذا بوده و تاثیر عمده ای بر زمین دارند، دام های عمده مورد استفاده برای غذا از گروه نشخوارکنندگان هستند.
آب کشت
آب کشت یا کشتاب ورزی نوعی تولید غذا از زیست گاه های آبی اعم از آب های شیرین و دریاهاست. گرچه آب کشت در حال حاضر بخش کوچکی از غذای جهان را تامین می کند اما برای بسیاری از کشورها و به خصوص در آسیا و اروپا منبع پروتیین مهمی است و برای بسیاری از نقاط جهان نیز بالقوه می تواند محصول تجاری مهمی باشد.
کشت دریایی
انسان هنوز هم در ارتباط با قسمت عمده اقیانوس،یک شکارچی ـ جمع آورنده و نه یک کشاورز و تولیدکننده است - این امر تفاوت عمده بین روش های تولید سنتی غذا از زیست گاه های دریایی و تولید سنتی کشاورزی است. گرچه این وضع به شدت در حال تغییر است اما هنوز هم یادگیری روش های کشت اقیانوس بس مشکل تر از بهره برداری از زمین است. در عین حال کشت یعنی پرورش موجودات دریایی در چند دهه گذشته به سرعت رشد یافته و انتظار افزایش آن در آینده نیز می رود.گرچه فقط جزو کوچکی از پروتیین جهان از دریاکشت به دست می آید اما اهمیت آن برای بعضی از کشورها زیاد است و می تواند محصول تجاری با ارزش باشد.

کمبود غذا بر دو قسم است: کم غذایی یا تغذیه ناکافی و سوءتغذیه.
کم غذایی (under nour ishment) یعنی فقدان کالری کافی در غذای مهیا به گونه ای که فرد توان حرکت و کار نداشته باشد.سوءتغذیه (Malnourishment) یعنی فقدان یکی از اجزای خاص غذا همچون پروتیین، ویتامین یا عناصر شیمیایی ضروری.هر دو مشکل بالا ابعاد جهانی دارد. تغذیه ناکافی به قحطی منجر می شود پدیده ای که وقتی پیش آید بسیار آشکار، چشم گیر و برق آساست. در عوض سوءتغذیه پدیده ای درازمدت و نامحسوس است. گرچه فرد مبتلا فوراً نمی میرد اما بهره وری اش کمتر از افراد عادی بوده و ممکن است دچار آسیب های دایمی مغزی شود و بالاخره گرسنگی مزمن که ابتلای به آن در مواردی پیش می آید که افراد به قدر زنده ماندن غذا دارند اما مقدار آن برای زندگی پربار و رضایت بخش کافی نیست.
معیارهای مهیایی غذا
یکی از معیارهای قابلیت جهان در مبارزه با تغذیه ناکافی و قحطی، معیار ذخیره غله در دسترس به روز است. نیمی از ذخایر غله جهان را ایالات متحده انبار می کند و حدود چهار میلیون تن غله ذخیره برای کمک های فوری در اختیار دارد. از زمان جنگ جهانی دوم به بعد این کشور صادرکننده و اهداکننده عمده غذا در جهان بوده است. برای جلوگیری از آن دسته نوسانات شدید منابع غذایی که از عدم قطعیت های آب و هوایی به وجود آمده باید سیستمی به وجود آورد که در آن ذخایر غذا و امکانات حمل آن به مناطق مورد نیاز تدارک شده باشند.یک معیار دیگر مهیا بودن غذا، تولید سرانه غذا یعنی مقدار غذای تولیدی در قبال هر فرد است. امروزه رشد جمعیت و تولید غذا در کشمکش با یکدیگر قرار دارند و گرچه در درازمدت برای هر دو محدودیت هایی وجود دارد اما در کوتاه مدت معلوم نیست که کدام یک از آنها از دیگری پیشی می گیرد جمعیت و ذخایر غذا هر دو افزایش یافته اما تولید غذا با تغییرات بسیار همراه بوده است و باید گفت که به طور متوسط در مقدار سرانه غذای مهیا، افزایشی صورت نگرفته است.
تقاضای غذا
مقدار غذای خریداری شده در یک قیمت معین را تقاضای غذا می گویند،مشروط به این که غذا فراهم باشد. مقدار این تقاضا با رشد جمعیت و رشد درآمد سرانه افزایش می یابد.به علاوه وقتی سطح توقعات بالا می رود و مردم آگاه می شوند که می توان غذای بیشتر و متنوع تر مصرف کرد بازهم تقاضای سرانه افزایش می یابد، ارتباط جدید به افزایش سطح توقعات و در نتیجه افزایش تقاضای سرانه منجر شده است.
محدودیت های تولید غذا
حتی اگر با به کارگیری محصولات جدید مهندس ژنتیک و کود و آب بیشتر جهش بزرگی در تولید غذا صورت بگیرد باز هم برای تولید غذای زمین حدی متصور است. اگر جمعیت به روند رشد کنونی خود ادامه دهد و قرار باشد همه مردم به حد کافی تغذیه شوند لازم است تا در اولین دهه قرن آینده تولید غذا دو یا سه برابر گردد. اما برای چنین افزایشی محدودیت وجود دارد. زیرا هم اکنون معلوم شده که در زمینه آن قسمت از افزایش محصول که بر اثر اضافه شدن کود در هکتار به دست می آید در مورد بسیاری از محصولات به حد نهایی رسیده ایم برای اضافه کردن محصول در واحد سطح در آینده باید به سراغ انواع پرمحصول جدید و یا نژادهای فوق العاده جدید از محصولات کنونی (مثل نژاد فوق العاده برنج) رفت. چنین افزایشی خود ممکن است مشکلات زیست محیطی بیشتری را سبب شود.یک محدودیت دیگر آن که تغییرات اقلیمی بیشتر ممکن است محصول را کاهش دهد نه افزایش، زیرا بهترین خاک های جهان در مناطقی واقع شده که اقلیم آن برای کشاورزی به خوبی مناسب است. بنابراین بیشتر تغییرات اقلیمی احتمالاً اوضاع را بدتر خواهد کرد. در کل این طور می توان نتیجه گیری کرد که:در آینده توجه اصلی باید بر کشاورزی پایدار باشد که در آن تولید در واحد سطح به مقداری محدود می شود که به خاک آسیب ترند، منابع آب را نخشکاند، نژادهای وحشی محصولات موجود یا گونه های بالقوه مناسب برای غذای جدید را منقرض نسازد و به آلودگی دایمی آب های پایین دست نینجامد.

منبع:

نوشته شده افسانه بهرامی

نگهداري عسل

PH  عسل برابر 4 و به شدت اسيدي است،‌ بنابراين بايد از نگه‌داري آن در ظروف فلزي خودداري كرد. چون بعد از مدتي فلز را خورده و خودش هم خراب مي‌شود و ذرات فلز كه به همراه عسل وارد بدن مي‌شود، براي انسان مضر است. براي نگه داري عسل در حجم زياد ظروف استيل و گالوانيزه و براي مصارف خانگي ظروف شيشه اي، لعابي و سفالي توصيه مي‌شوند. ظرف عسل را نبايد در باز، در اتاق يا يخچال نگه داشت، ‌زيرا عسل، ‌آب موجود در هوا را به شدت به خود جذب كرده و پس از مدتي، رقيق و آبكي مي‌شود. عسل، بوهاي خارجي را خيلي زود به خود جذب مي‌كند. بنابراين نبايد آن را نزديك موادي چون پارافين، قير، بنزين و ماهي‌هاي دودي و … نگه داشت. همانطور كه عنوان شد در نزد عامه عسل متبلورشده و شكرك‌زده عسل تقلبي شناخته مي‌‌شود كه اين باور صحيح نيست ولي فروشندگان عسل براي از بين بردن شكرك و جلوگيري از متبلور شدن آن عسل را به مدت نيم ساعت در درجه حرارت حدود 65 درجه سانتي‌گراد نگه داشته و سپس آن را سرد كرده و بسته‌بندي مي‌كنند تا عسل آن‌ها شكرك نزند. چون حرارت دادن عسل همه ذرات جامد موجود را به مايع تبديل مي‌كند و مانع شكرك‌زدن عسل مي‌شود. در ضمن بهترين دما براي نگه‌داري عسل 7 تا 12 درجه سانتي‌گراد است.

عسل معجزه طبيعت

 

عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها  

 كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك

خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع ‌آوري شده به حدود

 40 ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه برای

 تهيه يك  كيلو عسل، زنبور بايد شهد 20 ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند.

جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول

 جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند. زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهدرا جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي 50 تا 80 درصد

آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد.

زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند.  لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند.

دكتر نعمت ا… شهرستاني استاد زنبورداري مي‌گويد: «وقتي كه عسل رسوب مي‌كند حتما سالم و طبيعي است،‌ ولي اگر رسوب نكند مي‌تواند طبيعي يا غير طبيعي باشد كه تشخيص آن به عهده آزمايشگاه است و در آن جا ميزان دياستاز را اندازه‌گيري مي‌كنند. طبيعي است كه عسل تقلبي كه از شكر درست شده باشد دياستاز ندارد.

تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك را ه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند. اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.»

همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب. هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي  اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.

محرم

فاصله ی کمی تا ایام تاسوعا و عاشورای حسینی مانده . پیشاپیش این ایام و شهادت آقا امام حسین (ع) و اصحابش را به تمامی دوستان و همراهان تسلیت عرض میکنیم و امیدواریم عزاداری شما عزیزان در این ایام مقدس مورد قبول واقع گردد ./. التماس دعا

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است . . . بیراهه نرو ساده‌ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه نجویید . . . نزدیکترین راه به الله حسین است

************************

بشنو از نی چون حکایت ها کند

از سر ببریده ای هر دم حکایت ها می کند

بشنو از نی چون شکایت ها کند

وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند

بشنو از نی در ره دلدادگی

در زه دلدادگی فرزانگی

بشنو از نی آن به غایت راستین

حامل راس حسین اندر زمین

بشنو از نی از زمین کربلا

ناله و نفرین و آه و نینوا

بشنو از نی چون حکایت ها کند

از بدی های زمین هر دم شکایت ها کند

بشنو از نی از زبان اهل دل

راستگویان در سرای اهل دل

بشنو از نی واقعه از کربلا

کاروان کی میرسد در نینوا ؟

بشنو از نی ، آن زمان سلطان حسین

بی بدن قرآن قرائت می کند راس الحسین

محیط زیست

عوامل زنده اکوسیستم


جانداران را براساس نقشی که در محیط دارند به


دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند.


1.موجودات تولید کننده گیاهان سبز



2.موجودات مصرف کننده جانوران



      3-موجودات تجزیه کننده (باکتری‌ها و قارچ‌ها)

اکوسیستم

در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ،آب،


گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند.


موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود     


ارتباطی متقابل برقرار می‌سازند. این ارتباط‌ها      


  برای بقای محیط زیست بسیار لازمند.               


کارشناسان محیط زیست هنگام بررسی،مناطق        

 زیستی را موردمطالعه قرار می‌دهند.هر منطقه


زیستی شامل موجودات زنده ویژه عوامل


غیر زنده است اکوسیستم نام دارد                    

                    

و دانشی که به بررسی اکوسیستم‌ها می‌پردازد.


اکولوژی نامیده می‌شود.   

تقویم هجری شمسی

ردیف

نام

معنی

1

حَمَل

بره

2

ثور

گاو

3

جوزا

دوپیکر

4

سَرَطان

خرچنگ

5

اسد

شیر

6

سنبله

خوشه

7

میزان

ترازو

8

عَقرب

کژدم

9

قوس

کمان، کماندار

10

جَدی

بزغاله

11

دَلو

آب دهنده، آبکش

12

حوت

دوماهی


ردیف

نام

معنی

1

فروردین

نیروی پیش برنده

2

اردیبهشت

راستی و پاکی

3

خرداد

کمال و رسایی

4

تیر

باران

5

مرداد

جاودانگی و بی مرگی

6

شهریور

کشور برگزیده

7

مهر

عهد و پیمان

8

آبان

آبها

9

آذر

آتش

10

دی

آفریدگار، دادار

11

بهمن

اندیشه نیک

12

اسفند

فروتنی و بردباری

وضعیت سواد در عشایر استان کرمان

بر اساس سرشماري اجتماعي و اقتصادي عشاير كوچنده سال 77 ، از 111591 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر عشاير دوره ييلاقي استان 28/52 درصد باسواد و همچنين از 105168 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر عشاير دوره قشلاقي استان 69/51 درصد باسواد بوده اند كه نسبت باسوادي در گروه سني 10-6 ساله براي عشاير دوره ييلاقي 21/61 درصد و براي عشاير دوره قشلاقي 43/60 درصد بوده است . اين نسبت در گروه سني 65 ساله و بيشتر براي جمعيت عشاير دوره ييلاقي 41/5 درصد و براي جمعيت دوره قشلاقي 44/5 درصد بوده است.

دوره قشلاق زن

دوره قشلاق مرد

دوره قشلاق مرد و زن

دوره ييلاق زن

دوره ييلاق مرد

دوره ييلاق مرد و زن

گروههاي عمده سني

45.46

57.74

51.69

46.04

58.35

52.28

جمعيت شش ساله و بيشتر

58.09

62.74

60.43

59.03

63.36

61.21

کودکان ( 6 - 10 ساله )

76.31

84.93

80.55

77.51

85.78

81.58

نوجوانان ( 11 - 14 ساله )

65.43

79.42

72.65

66.38

80.34

73.57

جوانان ( 15 - 24 ساله )

13.30

32.68

22.73

13.39

33.20

23.01

ميانسالان ( 25 - 64 ساله )

1.28

7.73

5.44

1.24

7.70

5.41

بزرگسالان ( 65 ساله و بيشتر )


بر اساس اين سرشماري از جمعيت 6-24 ساله عشاير دوره ييلاقي استان 38/47 درصد و عشاير دوره قشلاقي استان 88/46 درصد در حال تحصيل بوده اند
جمعيت عشايري استان در سال 77، 85252 نفر در فاصلي سني صفرتا 25 ساله كه تقريبا 5/65 % جمعيت مي باشند . متوسط بعد خانوار در ميان عشاير 9/5 نفر مي باشد .
يكي ديگر از شاخصهاي جمعيتي عشاير اين منطقه بالا بودن سن متوسط اولين ازدواج در مقايسه با كل كشور است . اين تفاوت نسبتا چشمگير بوده و در مورد زنان 5/1 سال بيشتر از متوسط كل كشور است . علت اين تفاوت عوامل اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ، سياسي و مذهبي مي تواند باشد ولي بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد كه افزايش سطح سواد باعث افزايش سن ازدواج مي گرددد . چرا كه از يك طرف افراد ديرتر وارد بازار كار مي شوند و از طرف ديگر باتغيير ارزشهاي فردي و اجتماعي ديده گاه مرد نسبت به ازدواج و همسر گزيني تغيير مي نمايد .
همچنين آمار نشان مي دهد با افزايش ميزان سواد افراد و همچنين تاثير فرهنگ شهري و روستايي علاقه به زندگي عشايري كمتر شده و اين نتيجه اي جز مهاجرت و رها نمودن شغل اجدادي در پي نخواهد داشت . با افزايش جمعيت ، كاهش توليد و بازدهي ( كاهش در آمد ) و فقدان تنوع در فعاليتهاي توليدي ، در سالهاي ا خير روند مهاجرت را بسوي شهر و روستا تشديد نموده است .
امروزه بالا بودن ميزان مواليد و باروري بعنوان يكي از شاخصهاي عقب ماندگي و توسعه نيافتگي جوامع محسوب مي شود . متاسفانه اين ميزان در جوامع عشايري استان بسيار بالا است .بطوريكه بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد از هر زن عشاير در استان كرمان بطور متوسط 7/7 كودك به دنيا مي آيد . ميزان مرگ و مير در جامعه عشايري به نسبت جامعه شهري بالاست . اين ميزان در سطح نوزادان بسيار بالا بوده و سپس تاده سالگي به حداقل مي رسد و از آن به بعد دوباره تا آخر عمر افزايش مي يابد و ميزان مرگ و مير در زمان بارداري بسيار بالا است . بطوري كه ميزان مرگ و مير زنان عشاير بعلت محروميت از امكانات بهداشتي و غيره چهار برابر مرگو مير زنان در سطح استان است .

 منبع :http://ashayeri.kr.ir

ایل و طایفه های مستقل عشایر استان کرمان

جمعيت

خانوار

ايل يا طايفه مستقل

1502

264

ايل آينه اي

2284

341

ايل آسيابر

10711

1798

ايل افشار

2638

461

ايل بچاقچي

459

79

ايل برخوري

14550

2418

ايل بلوچ

3481

576

ايل پشتکوهي

3589

567

ايل جازي

5666

989

ايل جاويدان

16063

2678

ايل جبال بارزي

841

135

ايل خواجويي

4360

745

ايل رائيني

5289

887

ايل سابوکي

832

135

ايل سرحدي شهرياري

3637

628

ايل سليماني

1450

227

ايل شکاري

869

158

ايل شنيو

52

6

ايل شهرياري

695

121

ايل غربا

4371

752

ايل قرايي

3014

566

ايل کامراني

1932

313

ايل کچمي

944

162

ايل کماچي سنجري

1820

310

ايل کوهشاهي

229

38

ايل لر

4727

761

ايل لري

1598

311

ايل لري کوه پنجي

1923

318

ايل لک بختياري

10262

1756

ايل مهني

332

53

ايل مهيني

512

90

ايل نمدادي

85

15

طايفه مستقل اصغريها

25

4

طايفه مستقل اکبري نسب

16

3

طايفه مستقل النچري

176

36

طايفه مستقل اميري کوه پنجي

34

8

طايفه مستقل بدويي

830

128

طايفه مستقل بند کوهي

518

85

طايفه مستقل توله گيري

132

20

طايفه مستقل جعفري

17

3

طايفه مستقل جوزمي

157

29

طايفه مستقل چاکري - کرمان

1033

181

طايفه مستقل حاجب

72

11

طايفه مستقل حسن رضايي

2261

371

طايفه مستقل حوت - کرمان

53

9

طايفه مستقل خراساني - کرمان

58

12

طايفه مستقل خسروی - کرمان

406

63

طايفه مستقل درويشي

29

5

طايفه مستقل دستگردی

203

33

طايفه مستقل ده ميشي

198

36

طايفه مستقل ديناری

102

18

طايفه مستقل رائيني پور

340

50

طايفه مستقل رباطي

124

25

طايفه مستقل رنجبری

54

10

طايفه مستقل زکي خاني

500

83

طايفه مستقل سالاری

47

13

طايفه مستقل سبزی بلوچ

400

69

طايفه مستقل سرحدی شهرستان بم

1912

411

طايفه مستقل سرحدی شهرستان کهنوج

696

124

طايفه مستقل سيدی

530

97

طايفه مستقل شهرياری سرحدی

135

26

طايفه مستقل شهري چي

632

101

طايفه مستقل شيب کوهي

183

32

طايفه مستقل صالحي سر بيژن

180

34

طايفه مستقل عرب بدوئي کوه پنجي

227

33

طايفه مستقل عسکر سيرجاني

209

38

طايفه مستقل عسکری

396

58

طايفه مستقل فتحي

470

68

طايفه مستقل قتلو

856

138

طايفه مستقل قدرت الله رئيسي

268

45

طايفه مستقل کافي

42

7

طايفه مستقل کرد سلاجقه

399

64

طايفه مستقل کريمي

459

79

طايفه مستقل گودری

616

104

طايفه مستقل لرک

356

58

طايفه مستقل مجاز

96

17

طايفه مستقل محمد کاظم

29

4

طايفه مستقل محمود آبادی

300

49

طايفه مستقل محمودی - شهربابک

251

44

طايفه مستقل مدواری

27

4

طايفه مستقل مسافری

751

124

طايفه مستقل منگلي

185

35

طايفه مستقل موريان زاده

1059

167

طايفه مستقل ميمندی

165

32

طايفه مستقل نجمي

68

11

طايفه مستقل نورالهي

167

28

طايفه مستقل نوشادی - کرمان مرکزی

21

4

طايفه مستقل نوشادی - کرمان منوجان

89

16

طايفه مستقل هابيلي

131297

22178

جمع کل

منبع :http://ashayeri.kr.ir




ایل ترک بچاقچی(بیچاقچی) سیرجان:

ایل بزرگ ترک بچاقچی در سیرجان و نواحی اطراف سیرجان زندگی میکنند . بچاقچی به معنی نیزه دار یا د شنه دار میباشد. مردم این ایل بسار سلحشور میباشند و در سوارکاری و تیر اندازی مهارت زیاذی دار ند . بیچاقچیها اصالتا ترک و از آذربایجان و منطقه قره داغ توسط نادر شاه افشار ابتدا به بندر عباس کوچ داده شدند ولی چون آب و هوای بندر عباس گرم بود و با طبیعت آنها (بیچاقچیها) ساز گار نبود ُ چندین بار شورش کردند . بعد از شور ش و نا امنی شاه افشار دستور داد تا دو منطقه سردسیری در اطراف سیرجان  به نامهای بلورد و کوهستان جهار گنبد به آنها بدهد . رئیس ایل بیچاقچی اسفندیار خان بود و بعد از وی پسرش حسین خان جانشین او شد . لازم به ذکر است زمانی که حسین خان میخواست به دنیا بیاید ُبنا به دلایلی ُاسفندیار خان زنش رابا چندین نفر جنگجوی بچاقچی به حوالی داراب فارس میبرد و حسین خان در حوالی دار اب (احتمالا دهخیر)متولد میشود(مصاحبه بابزرگان ایل بچاقچی  ) . در این سفر تعدادی از بیچاقچیها به منطقه خود (سیرجان) بر نمیگردند و در منطقه خوش آب و هوای دهخیر که الان جنت شهر نامیده میشود  ماندگار میشوند. بازماندگان در دهخیر از فامیل میرشکار پور و قاره سعدلو و شول میباشند . متاسفانه با وجود ترک بودن این ایل زبان ترکی در میان این ایل از بین رفته و فقط تعداد بسیار معدودی از ریش سفیدان این طایفه ترکی می فهمند . خدمات و کارهایی که حسین خان برای ایران انجام داد بسیار زیاد است از  جمله :در جنگ جهانی دوم نزدیک به صدو بیست نفر از  تجاوزگران انگلیسی را به هلاکت رساند و ۵۰ نفر از  آلمانیهای گرفتار در زندان انگلیسیها را آزاد کرد . شایان توجه است که حتی تا چند سال پیش از سفارت آلمان برای مردم ایل بچاقچی تشویق نامه می امد. در مقام مقایسه مرحوم حسین خان بچاقچی را میتوان هم ردیف صولت الدوله قشقایی دانست. که او هم در استان فارس به همراه دو فرزند برومند و نامی خود به نامهای خسرو خان و ناصر خان رشادتها کرد و در راه مبارزه با دشمن جانفشانیها کردند.

 

- طايفه‌هاي ايل بچاقچي

ايل بچاقچي از طوايف: انكلوييه، گوهرديپو،ارشلو، عباسلو، سوخته چالي، سارسعدلو، خرس لو (Xoroslu)، پوررضا قلي و اميني تشكيل شده است.

-

الف) نژاد، زبان، دين

مردم ايل بچاقچي اصلاً ترك و زبان آنان تركي است، ولي به علت ارتباط با مردم روستاها و عشاير فارسي زبان، واژه‌ها و تركيبات فارسي در گويش ايشان نفوذ كرده است. مردم اين ايل علاوه بر گفت و گوهاي روزمره در كارهاي زراعت و حتي در صنايع دستي از اصطلاحات فارسي استفاده مي‌كنند. عشاير بچاقچي پيرو دين اسلام و مذهب شيعه اثني عشري هستند.

منبع : وبلاگ  http://alireza55.blogfa.com/

عشایر استان کرمان

ایلات و عشایر استان كرمان عبارتند از افشار، بچاقچی، پشت كوهی، رایینی، لری، آیینه‌ای، خراسانی، میمندی، لردكوه پنجی، غربا، قرایی، گودری، مهنی، جاویدان، كچمی، آسیابر، راهی پارچی، جبال بارزی، جرجندی، شهیكی، جلالی، رودباری، هوت، سرحدی، ورمشكی، نوشادی، بزسفید، سرحدی، شهریاری، پشموكی، لر، طیاری، مارزی، نمدادی، جازی، كماچی، سلیمانی، مولایی، توریكی. ایل بچاقچی یكی از بزرگترین و معروف ترین ایلهای شهرستان سیرجان از توابع كرمان است كه مردم آن دركوهستان چهارگنبد و روستاهای بلورد و كهن شهر سكونت دارند. - وجه تسمیه و سابقه تاریخی ظاهراً واژه بچاقچی یا بوچاقچی در گویش تركی از دو بهر «بوچاق» یعنی چاقو، كارد و سرنیزه و پسوند «چی» تشكیل شده است. بنابراین بوچاقچی معنی نیزه گذار و دشنه دار را می‌دهد. از آنجا كه عشایر بچاقچی از آذربایجان به منطقه كرمان مهاجرت كرده‌اند و مردمی جنگجو و سلحشور هستند می‌توان این وجه تسمیه را از نظر روحیه این افراد صحیح تر دانست. گرچه برخی نیز بر این باورند كه نام این ایل را از واژه بوچاق به معنی عسل گرفته‌اند. بنابر روایات ریش سفیدان و مطلعان ایل بچاقچی، نادرشاه افشار این ایل را از قره داغ آذربایجان به سرزمین كرمان كوچانیده است. در اواخر حكومت قاجاریه رئیس ایل بچاقچی، اسفندیارخان بود كه در زمان حكومت آصف الدوله (1315هـ.ق 1897 م) سیرجان را تسخیر كرد. آخرین فعالیت این ایل در جنگ جهانی اول (1914-1918م) و هنگام حمله انگلیسیان و اشغال ایران است. حسین خان شجاع پور پسر اسفندیار خان كه از افراد نامی ایل بچاقچی و موثر در تاریخ كرمان بود در سال 1333هـ.ق (1914 م) آلمانیان مقیم كرمان را ربود ومدتها با قوای تجاوزگر انگلیسی جنگید. - سردسیر و گرمسیر منطقه سردسیر ایل بچاقچی در گذشته، ارتفاعات چهار گنبد و بلورد و گرمسیرشان عین البقر و مراتع پیرامون آن بوده است. - نظام سنتی ایلی و ساخت قدرت ایل بچاقچی از تعدادی طایفه، هر طایفه از چند تیره، هر تیره از تعدادی ایشوم (eysum) و هرایشوم از چندین خانوار تشكیل می‌شده است. بنابراین نظام سنتی ایلی از بزرگترین واحد تا كوچك ترین آن از این قرار بوده است: ایل، طایفه، تیره، ایشوم و خانوار. ایشوم تركیب ثابتی ندارد و معمولاً تعدادی خانوار با توافق هم تشكیل یك ایشوم را می‌دهند، از این رو به اصطلاح خودشان، خانوارهای یك ایشوم با یكدیگر شریك رمه هستند. این خانوارها ممكن است با هم خویشاوند باشند یا اینكه نسبتی نداشته باشند، به هر حال یك خانوار عضو ایشوم می‌تواند در پایان سال دامداری (آخر بهار) به علت به توافق نرسیدن با خانوارهای دیگر از ایشوم جدا و به ایشوم دیگری ملحق شود. خانواده در ایشوم هسته‌ای و استقلال نسبی دارد. اما هر خانواده با دیگر خانواده‌های عضو ایشوم در همه كارها، همبستگی اجتماعی دارد. امور اجتماعی و تولیدی ایشوم اغلب به صورت تعاونی وبا كمك یكدیگر انجام می‌گیرد. درگذشته در راس تمام ایل یك خان (ایلخان) قرار داشت. در حال حاضر هر طایفه یك خان و هر تیره یك ریش سفید و هر ایشوم یك نفر سر ایشوم دارد. هر ایشوم در كار خود استقلال دارد و اطاعت از دستورها و توصیه‌های ریش سفیدان فقط به خاطر احترام به آنان است و ایشان جز در موارد خاصی همانند میانجی گری و حل اختلافات نقش ویژه‌ای در تصمیم گیریها ندارد. ساخت اجتماعی شبكه قدرت ایل ایلخان طایفه كلانتر (خان) تیره كدخدا (ریش سفید) ایشوم سرایشوم خانوار رئیس خانوار - طایفه‌های ایل بچاقچی ایل بچاقچی از طوایف: انكلوییه، گوهردیپو، شول، ارشلو، عباسلو، سوخته چالی، سارسعدلو، خروس لو (Xoroslu)، پوررضا قلی و امینی تشكیل شده است. - اقتصاد ایل بچاقچی الف) دامداری با این كه مردم ایل بچاقچی یكجانشین شده‌اند اما هنوز از طریق دامداری و قالی بافی امرار معاش می‌كنند و درآمد آنان از این راه است. بیشتر خانواده‌های بچاقچی حداقل ده تا پانزده گوسفند و بز و یك یا چند گاو دارند. محصولات دامی این ایل علاوه بر تامین نیاز خانواده، جنبه كالایی نیز دارد و بیشتر پیله وران و مغازه داران محلی به بازار سیرجان عرضه می‌كنند. فراورده‌های دامی آنان عبارتند از: پشم، كرك، مو، پوست، ماست، كره، روغن، دوغ، كشك، پنیر، ترف، (قره قوروت)، لور. در زیر به مراحل مختلف مربوط به دامداری در ایل بچاقچی اشاره می‌شود. 1- آمیزش و باروری دامها چوپان هر رمه در اوایل فصل تابستان و به اصطلاح خودشان «نوبهار» قوچها و بزهای نر را از گله جدا و در اواخر تیرماه یا «120 بهار» دوباره آنها را وارد گله می‌كند. بدین ترتیب زمان باروری دامها و بالاخره زایش آنها هماهنگ می‌شود. یعنی دامها در هنگامی می‌زایند كه سرمای هوا كاهش یافته است و رو به گرمی می‌رود. 2- دروش (dorus) دروش، نشانی است كه برای مشخص شدن دامهای افراد مختلف بر روی گوش حیوان به وجود می آورند. دروش برحسب بریدگی، نامهای گوناگونی دارد. مثلاً اگر قسمتی از گوش بریده شود به آن برگه گوش می‌گویند، چنانچه به كنار گوش بریده شود، كاربر و اگر وسط گوش چاك داده شود، چارگوش نامیده می‌شود. گاه برای علامت گذاری و شناسایی دامها از داغ كردن استفاده می‌كنند. در واقع دروش یا داغ در حكم سند مالكیت افراد بر دامهاست. 3- چوپان چوپان براساس قراردادی كه با صاحب گوسفندان دارد، رمه را در سردسیر و گرمسیر می‌چراند. در اول تابستان با چوپان قرارداد می‌بندد. مزد چوپان به صورت نقدی و جنسی پرداخت می‌شود. وسایل چوپان عبارتند از كوله پشتی، چوب دستی، مشك و غیره. ب) كشاورزی در ایل بچاقچی زراعت غلات شغل جنبی آنان را تشكیل می‌دهد و تا اندازه‌ای پاسخگوی نیاز درونی عشایر بچاقچی است و به عبارت دیگر در حد رفع نیاز خود (در حد خود مصرفی) به زراعت می‌پردازند. محصولات كشاورزی آنان: گندم، جو و مقداری علوفه برای تغذیه دام هاست. در بعضی روستاها مانند بلورد، كشاورزی بیشتر بر باغداری متكی است. درختان به، بادام، گردو، زردآلو، سیب و آلبالو در باغهای این ناحیه به چشم می‌خورند، محصولات آنها اغلب بیش از حد نیاز مردم است كه به بازار سیرجان عرضه می‌شود. پ) صنایع دستی صنایع دستی از نوع ریسندگی و بافندگی یكی از اشتغالات عشایر بچاقچی است. دستبافت‌های مردم این ایل بسیار مرغوب و شهره است. در میان بچاقچیان علاوه بر قالی و قالیچه، بافتن جاجیم، گلیم، خورجین، پلاس، چنته، شیریكی، نمدكان، قاشق دان، مفرش، آیینه دان و دیگر اشیای موردنیاز زندگی چادرنشینی و همچنین اشیای زینتی از این قبیل همیشه معمول بوده است. قالی و قالیچه بافی مهم ترین هنر دستی و پس از دامپروری عمده ترین منبع درآمد خانواده‌هاست. - ویژگیهای قومی الف) نژاد، زبان، دین مردم ایل بچاقچی اصلاً ترك و زبان آنان تركی است، ولی به علت ارتباط با مردم روستاها و عشایر فارسی زبان، واژه‌ها و تركیبات فارسی در گویش ایشان نفوذ كرده است. مردم این ایل علاوه بر گفت و گوهای روزمره در كارهای زراعت و حتی در صنایع دستی از اصطلاحات فارسی استفاده می‌كنند. عشایر بچاقچی پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند. ب) اعیاد و جشنها در عید نوروز همه اعم از زن و مرد لباس نو می‌پوشند و بانوان خود را به زیورآلات زینت می‌دهند. در این روز بهترین و لذیذترین غذاها را طبخ می‌كنند و می‌خورند. در روز عید قربان، گوسفند یك ساله قربانی می‌كنند. اولا و نزدیكان برای عرض تبریك و تهنیت به خانه‌های یكدیگر می‌روند. در روز عیدفطر بعد از ادای زكوه فطر، كلیه روزه داران در ساعت 8 صبح در مسجد و اگر نباشد در منزل كدخدا و ریش سفیدان ایل، اجتماع می‌كنند و به صورت جماعت و اقتدا به یك نفر امام كه در زمره علما و فضلا به شمار می‌رود نماز عید را می‌خوانند. پ) خواستگاری و عروسی پدر پسر یك نفر از بزرگان ایل را به خانه دختر می‌فرستد تا از دختر او خواستگاری كند. در صورت موافقت، خانواده پسر یك دست لباس، با یك انگشتر به عنوان نشانه برای دختر می‌فرستند. در زمان مناسب و با توافق طرفین در منزل پدر دختر جلسه عقدكنان تشكیل می‌شود. میزان صداق كه طلا، نقره، زمین، شتر و غیره است تعیین و در عقد نامه ثبت صیغه عقد جاری می‌شود و ازآن پس عروس از لحاظ حفظ شئون اجتماعی و ایلی تا هنگامی كه مراسم زفاف به عمل نیامده خود را از داماد پنهان میكند. پس از عقد، جشن عروسی برپا می‌شود. آخرین روز عروسی همه مردم ایل را دعوت و در این جشن مراسم شتردوانی و تیراندازی را اجرا می‌كنند. بدین ترتیب كه شاخه بلندی از چوب به نام «طراده» در زمینی فرو می‌كنند و سرآن سكه طلا یا پول نقره و غیره می آویزند. میهمانان یكی پس از دیگری تیراندازی می‌كنند هر كس برنده شد سكه‌ها به وی تعلق می‌گیرد. در این هنگام سلمانی، سروصورت داماد را اصلاح می‌كند. زنان طایفه نیز به سروصورت وی نقل می‌پاشند و شادی می‌كنند. سپس داماد را سوار شتر می‌كنند و باهلهله و شادی به حمام یا كنار آب رودخانه یا چشمه می‌برند. پس از استحمام مجدداً كاروان به سمت عروس به راه می افتد. در این هنگام عمل سرابی یا به اصطلاح محلی بخشیدن اغنام و احشام و زمین از طرف پدر عروس به داماد صورت می‌گیرد. طلاق به ندرت اتفاق می‌افتد و در صورت اجبار طبق مقررات مذهبی انجام می گیرد. ت) نوزاد اول در شب شش تولد نوزاد دختر یا پسر جشنی برپا و كودكان پسر 3 تا هفت ساله را ختنه می‌كنند و جشن باشكوهی برپا می‌دارند. ث) فوت و مراسم تدفین چنانچه یكی از افراد ایل فوت شود همه مردم ایل اعم از بستگان، آشنایان و غیره برای عرض تسلیت به خانواده متوفی حاضر می‌شوند و كسان فرد فوت شده از آنان پذیرایی به عمل می آورند. تا چهل روز نزدیكان متوفی در غم و اندوه هستندو حق شادی ندارند و تا چهار ماه نیز عزادار خواهند بود تا عمل خاك بندی در پایان چهار ماه بر سر مزار متوفی انجام گیرد. ج) برخی از باورهای عشایر بچاقچی - اگر باران نبارد، عروسكی پارچه‌ای به نام گشنیز و یا شابارون درست می‌كنند و در كوچه‌ها یا در میان چادرها می‌گردانند. - مردم بچاقچی بر این عقیده اند كه شیر گوسفند وبزمال خواجه خضر است از این رو در روز چهلم بهار به خال كوه پاریز می روند و با همه شیر آن روز رمه، آش شیر می پزند و به عنوان نذر خواجه به مردم می دهند. - اولین روزی كه گوسفند را به كوه می برند آن را از زیر قرآن و از میان دو كپه آتش و دود اسپند عبور می دهند و دوشیزه‌ای به دنبال رمه، آب می پاشد. - هنگامی كه زنان، نان می پزند و یا از كره روغن می گیرند نباید مردان حضور داشته باشند. - اگر وضع جوی منطقه مناسب نباشد كوچ را آغاز می كنند ولی اگر در حال كوچ باشند اشكالی ندارد. - در موقع برداشتن محصولات غلات، سنگی كه آن را سنگ خواجه خضر می گویند در زیر خرمن گندم یا جو می گذارند و براین باورند كه این سنگ سبب بركت خرمن می‌شود. - خون گوسفند قربانی را برروی زمین نمی ریزند و آنرا به دیوار آفتاب دار می پاشند. ایل افشار ایل افشار در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی به سرزمین كرمان كوچانیده شد. مردم این ایل در بخش جنوبی منطقه وسیعی كه از جنوب غربی رفسنجان در جهت جنوب شرقی تا جاده كرمان – بم امتداد دارد، زندگی می كنند و مركز دادوستد آنان شهر بافت است. احمدعلی خان وزیری كرمانی می گوید: افشار، عمده ایلات كرمان است. ترك زبانند. قشلاق آنها بلوك ارزوییه و ییلاق آنها بلوك اقطاع است. به شجاعت سواره و پیاده این قبیله در كرمان نیست. تقریباً هزار خانوارند و سیصد سوار خوب و هفتصد تفنگچی پر دل دارند، جنگ با چماق و شش پر را بهتر از ایلات فارسی می‌نمایند. اسامی طوایف آنها به نظر نامه نگار از این قرار است: علی قرلو و اشرف لو و قاسملو و پیرمرادلو و ره درازلو و حیدر محمد شاهلو وآمویی و میرجانی و جان قلی اشاقی و فارسی مران وصفی قلی اولادی و ساربان. هر قبیله رئیسی دارد و آن را سلطان گویند. محمدعلی خان سدید السلطنه در سفرنامه خود درباره طوایف افشار چنین می نویسد: طوایف این ایل عبارتند از: حمزه لو، قاسم اولادی، جلال لو، آل كسوا، زرگر، صفی قلی اولادی. تیره های مستقل ایل افشار از این قرارند: پورممشالو، پیرمرادلو، آقاجان لو، ولیپور، قرایی، میرحسینی، فارسی مدان، میرجانی، قره قویونلو، قره گزلو، حمزه خانی، برآوردی، عمویی، غنچه‌ای، صادقی، رایینی، شهسواری، جامعه بزرگی، مرادی، ساوندر، خبری. ایل لك ایل لك در حدود سال 1100 شمسی (265 سال پیش) از منطقه فارس به كرمان مهاجرت كرد. این ایل یكی از نژادهای اصیل و خالص ایرانی است. سردسیر ایل لك، ناحیه بزنجان و گرمسیر آنان دولت آباد است. مردم این ایل از طریق دامداری، زراعت، شترداری و صنایع دستی مانند قالیچه و قالی امرار معاش می كنند. دین ایشان اسلام و مذهب آنان شیعه است. طوایف این ایل عبارتند از: لك، سرگداری، كوچك خانی، مهمنی، سلطان شیخ، عرب سلغار. ایل جبال بارزی بخش جبال بارز از توابع شهرستان جیرفت است و ارتفاعاتی دارد كه از شمال به جنوب كشیده شده است و شهرستان‌های بم و جیرفت در قسمت شمال و جنوب آن قرار گرفته‌اند و عشایر سلحشور ایل جبال بارز در این ناحیه زندگی می‌كنند. - وجه تسمیه وسوابق تاریخی وجه نامگذاری قوم بارز را می توان از ریشه برازوبرز، تصور نمود كه به معنی بلندی و كوه است. اما با توجه به اعتقادات مردم این ایل و همچنین جنگجویی و سلحشوری و روحیه ایلی آنان شاید بتوان اصل آن را از واژه پهلوی «بئیرزد» (bairazd) دانست كه در بند هشن به معنی برانگیزنده و جنگ آمده است. از انجا كه واژه بئیرزد، درست صورت تلفظ «بارزد berizd بهرزد bairazd» می تواند باشد كه نام اصلی قوم بارز ضبط شده است. استرنج می‌گوید: «در شرق جیرفت جبال بارز واقع است كه در قرن چهارم از جنگل‌های انبوه پوشیده بود و در زمان فتوحات اسلامی مجوسیان آنجا را پناهگاه خود قرار داده بودند تا از آسیب لشكریانی كه خلفای اموی به سركوبی آنها می فرستادند محفوظ بمانند و فقط پادشاهان صفاری توانستند آن ناحیه را مسخر و اهالی را تابع اسلام سازند. «معزالدوله احمد دیلمی نیز برای سركوبی عشایر بارز به آنجا لشكر كشیده اما در این نبرد شكست خورده است. ملك قاور سلجوقی (422-466هـ.ق 1050 -1037م) با قوم بارز جنگیده و آنان را قلع و قمع كرده است. مردم این ایل با اتابكان فارس نیز زد و خوردهایی كرده اند و سركوب شده اند. - قلمرو، سردسیر و گرمسیر مردم ایل جبال بارز، سرزمین خود را به 3 ناحیه مجزا به نامهای مسكون، امجزو گاوكان تقسیم و برای هر یك از این نواحی یكی از افراد لایق و مورد اعتماد ایل را به عنوان ریش سفید و بزرگ انتخاب كرده‌اند و از دستورهای او اطاعت می‌كنند. منطقه سردسیر این ایل «مسكون» و گرمسیر آنان «گاوكان» است ناحیه «امجز» نیز ییلاق خانهای جبال بارز است. - طوایف ایل جباری بارزی طایفه‌های این ایل عبارتند از: ملایی، سنجری، محمودی، بیدمشكی، جعفری، رشید، میجانی، میرشكاری، سرحدی، پورجمعه، درینی. - اخلاق، عادات و دین عشایر جبال بارز مردمی سلحشور، دلیر، متدین و مهمان نوازند. در تیراندازی مهارت دارند و عموماً صاحب تفنگ هستند و به شكارآهو، كبك و غیره می پردازند. همه آنها پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند. - مراسم ازدواج پسرودختر یكدیگر را می پسندند. پدر پسر با پدر دختر مذاكره می كند و چند روز بعد شخص دیگری را به خانه پدر دختر می فرستد. معمولاً موافقت در دفعه اول و دوم را عیب می دانند. پدر و مادر پسر هدایایی برای عروس می برند و میزان صداق، هزینه و مدت جشن عروسی در جلسه‌ای تعیین می شود. چند روز بعد از خرید لباس و لوازم ضروری، خانواده داماد چادرهای خود را جمع و در نزدیك خانه پدر عروس برپا می‌كنند. از این تاریخ جشن عروسی شروع می شود. افراد دعوت شده یكی پس از دیگری سوار بر اسب و شلیك كنان به محل جشن می آیند. هنگام شب جوانان و مردان به دور خرمنی از آتش مشغول رقص چوب می شوند. عقدنامه در محل منعقد و یا به دست پیكی به شهر فرستاده می شود تا رئیس محضر مقیم شهر آن را مهر كند. جشن حدود 10-15 روز به طول می انجامد. بالاخره روز آخر پلاس و لوازم گرم كردن آب را به كنار رودخانه می برند و مردان و زنان شادی كنان داماد را سوار بر اسب به محل چادر می برند. عده‌ای داماد را به داخل چادر می برند، بدن او را می‌شویند و لباسهای نو و مخصوص عروسی به تن او می كنند. سپس وی سوار اسب می شود و همگی را جفت می‌كنند. در بین راه داماد را به زیارتگاهی كه معمولاً بالای كوه قرار دارد می‌برند. سپس داماد را در كلبه‌ای كه اطراف و سقف آن با چوب پوشیده شده است بر تشكی كه به اصطلاح محلی «تخت» نامیده می‌شود می‌نشانند و مردان هم پیرامون او می‌نشینند و مدعوین هر كدام با توجه به وضع مالی خود پولی به عنوان كمك در دستمالی كه در وسط پهن شده به سوی داماد می اندازند و یكی از مردان مبلغ پرداختی ونام پرداخت كننده را در كاغذی یادداشت می كند. حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب داماد را با شكوه خاصی به چادر عروس می برند و عروس طوری در كنار داماد می نشیند كه قسمتی از چادر سرش برروی زمین و در جلوی داماد پهن شود.ملای ایل، مهر و تسبیحی روی چادر عروس می گذارد و داماد به توصیه ملا برروی چادر عروس دو ركعت نماز به جا می آورد. جشن پایان می یابد و فردای آن شب مردم ایل به عروس و داماد مبارك باد می گویند و پراكنده می شوند. - عزاداری هنگامی كه كسی از مردم ایل جبال بارز فوت می كند همه مردم ایل جمع می شوند و در مراسم تغسیل و تدفین شركت می كنند و پس از صرف ناهار به خانه‌های خود بر می گردند. اولین پنجشنبه‌ای كه فرا می‌رسد مرد و زن جمع می شوند وبه گورستان می روند و پس از خواندن فاتحه بر می گردند. - بیماری اگر كسی از آنان بیمار شود، بلافاصله عده‌ای زن و مرد به عیادت او می‌آیند و از گیاهان دارویی كه در آن ناحیه به حد وفور یافت می شود می جوشانند و به مریض می خورانند و یك نفر بالای سر بیمار می نشیند و با صدای بلند دعای جوشن كبیر می خواند. اغلب به دست بیمار یك دسته پونه می دهند كه ببوید. ایل مهنی (Mehni) مهنی از ایالات قدیمی كرمان است و در گذشته، این ایل «كوفج» بوده كه در بخش ساردوییه پراكنده‌اند. ییلاق آنان نحایه رودبار و قشلاقشان پیرامون جیرفت و اسفندقه است. عشایر مهنی مردمی سلحشور و جنگجو بوده‌اند. معزالدوله دیلمی برای سركوب آنان لشكركشی كرد ولی از این ایل شكست خورد. ملك قاورد سلجوقی نیز باآنان جنگید اما فقط با حیله توانست مردم ایل مهنی را سركوب و روسای ایل را دستگیر كند. در دوران حكومت عباس خان جوانشیر (حاكم كرمان) میرزا اسدالله خان پسر میرزا جبار مامور دستگیری رئیس ایل مهنی شد. پس از چند روز زد و خورد بالاخره ملامحمد حسن، ملاابوالقاسم، قاسم شیخ و ظهر علی كه از كلانتران معتبر ایل بودند فتحعلی خان را كه رئیس قبیله بود ( در سال 1259 هـ.ق) دستگیركردند و به میرزا اسدالله خان سپردند. فتحعلی خان به كرمان اعزام شد و 5 یا 6 سال بعد در كرمان در گذشت. - طوایف ایل مهنی از این قرارند: جلالی، كامرانی، احمدی، برخوری، مارزی، دلفاردی، بهرآسمانی، لری. – تیره‌های مستقل این ایل عبارتند از: قاسمی، سلطانی، جلالی، شفیعی، تركستان، عابدینی، كریمی، سمندری، كمالی. ایل لران عشایر لر در سرزمین كرمان زندگی می‌كنند و به دو گروه متمایز تقسیم می شوند: نخست لران كرمان كه عموماً در نزدیكی بهر آسمان جیرفت و نواحی كوهستانی رابر و جواران به سر می برند. زمستان ها حدود اسفندقه و دره «پندارت» می روند. از تیره‌های شیخ حسینی، شمس الدینی و حیدری تشكیل شده اند. در تابستان به روستاهای باب گلو، سرخو، پیلوع روسكین، هنجم، هنگر، دزون، زهمگون و تنگ چهل دختران می روند. این عشایر مردمانی میهمان نواز، ساده دل و بی آلایش هستند. سایر ساكنان آنجا،چادرنشینان لر را «ده كمی‌ها» می گویند و عده‌ای عشایر لر نیز ساكن كوهستان بهمنی، دشت آب و اسفندقه هستند كه به «لرولی اوشاغی» معروف شده‌اند. بعضی از لران منطقه كرمان اصل خود را از سرزمین كهكیلویه می دانند. گروه دیگر لران كرمان، عشایری هستند كه حوالی كوه پنج، وكیل آباد و پاریز سكونت دارند. رئیس طایفه در اواخر حكومت قاجاریه حاج سهراب خان لری بوده است. بنا به روایات بزرگان و ریش سفیدان آنان، مردم این طایفه در دوران تیمور (795 ق.ق -1392 م) از كردستان به سرزمین كرمان كوچانیده شده اند. عشایر و ایلات لر، ساكن كرمان عبارتنداز: لری كوه پنجی شامل تیره‌های میرزاحسنی، رضایی، سهراب خانی. لرجیرفت شامل تیره‌های: مشهدی حسین، خدادادی، حیدری، بارانی، عبداللهی، سهرابی، شفیعی، آقارضایی، قنبری، غلامرضایی، عباسی است. اعراب كرمان اعراب فارس معمولاً تابستانها را در داراب و فرگ و زمستانها را در نواحی نی ریز، هرات و مرودشت فارس كه با روستاهای شهربابك كرمان هم مرز است به سر می برند. این عشایر از قرن هشتم هـ.ق به بعد قبل از تسلط امیر محمد مظفر و در زمان سلطان ابوسعید مغول به شهربابك آمدند، بعضی از روستاهای آنجا را متصرف شدند و مردم آن سامان را نیز غارت كردند و پس از چندی نواحی انار و رفسنجان را هم تسخیر كردند. ولی در هنگام لشكركشی امیرمحمد مظفر، قبایل عرب، انار و رفسنجان را تخلیه كردند و اموال واحشام خود را به كوهستان راویز و میمند (میان شهربابك و رفسنجان) بردند. در این جنگ حسن فولاد رئیس آنان به قتل رسید. امیر محمد، آنان را تعقیب كرد، عده‌ای را كشت و به زنان و كودكان اجازه داد كه به فارس برگردند. پس از سال 757هـ.ق 1356 م، بار دیگر اعراب كرمان به سرپرستی محمود تیمور، شورش كردند ولی امیر مبارزالدین محمدمظفر، مردم این طایفه را سركوب كرد و سران آن را به قتل رساند. طایفه‌های عرب ساكنان كرمان: مزیدی، عبداللهی، لومحمدی، كطی، عرب حاج حسینی، عرب بنی اسدی و غیره بوده‌اند. ایل سلیمانی در مورد اینكه ایل سلیمانی جز و بومیان بودند یا از مهاجران مستقر در استان كرمان و اینكه آنها چگونه و چه وقت سرزمینی را كه در اختیار داشتند تصرف كردند، هیچ سند و مدرك مكتوبی دیده نشده است. ولی براساس روایات شفاهی كه سینه به سینه و نسل و نسل از پدران به فرزندان منتقل شده، عشایر سلیمانی جزو بومیان این ناحیه نبوده‌اند بلكه آنان از استان فارس به استان كرمان مهاجرت كرده‌اند. براساس تحقیقات و گفتگو با پیرمردان و رؤسای طوایف مختلف سلیمانی و همچنین تحصیل كردگان آگاه به تاریخ این ایل، همگی بر مهاجرت سلیمانی‌ها از استان فارس به این منطقه تاكید ورزیده‌اند» در تقسیم بندی بیشتر در مورد اقوام كوچنده در كرمان، ایل سلیمانی جزو مهاجران قلمداد میشوند. سلیمانی‌ها، طایفه‌ای از ایل بزرگ «مهنی» هستند كه در جنوب استان كرمان از ارتفاعات كوه هزار تا دشتهای پست و گرمسیری غرب هامون جازموریان زندگی می كنند. وزیری در جغرافیای كرمان درباره ایل مهنی می نویسد: «طایفه مهنی از ایلات قدیم كرمان است و در زمان پیش نام این ایل كوفج بوده و در همین كوهستان، بهرآسمانی، رمان، بارچی، لرچی، و سلیمانی واقع در بلوك ساردوییه منزل داشتند و در زمستان به جیرفت و اسفندقه قشلاق می كردند. اكنون هم همین طور است.» دمشقی در نخبه الدهر در مورد سرزمین قوم قفض در كرمان می نویسد: «در آن حدود كوهستان قفض، مركب از هفت «كوه بند» است. از آن جمله كوهستان بارز كه در آنجا، آهن و نقره یافت می شود و ساكنان آن جمعی از عشایر كوچ نشین‌اند كه به شمار نمی‌آیند، از حیث كثرت و از شدت تهوری كه دارند كسی نمی‌تواند برآنها چیره و آنها را نابود كند. شاخه دیگری از كوفچ‌ها قوم بارز می باشند كه در حال حاضر در شمال جیرفت سكونت دارد. اصطخری سرزمین آنها را در قرن چهارم هجری چنین وصف می كند: «جبال بارز، كوه‌های سردسیر است و پر نعمت و استوار، آنجا برف افتد و به روزگار گبرگان بودند و دزدی كردندی، بدتر از كوچ و به روزگار بنی العباس مسلمان شدند و دست از بدیها برداشتند و چنان بود كه یعقوب لیث و عمرولیث سران ایشان را نیست كردند و ایشان آرام گرفتند و اندرین كوهها معدن آهن باشد». طوایف تشكیل دهنده ایل مهنی تا اواخر دوره قاجار عبارت بودند از: طایفه سلیمانی، بهرآسمانی، مقبلی، ماركی، بارجی، مقصودی و افضلی. دیگر طوایف كرد سلاجقه، سلاری، بزسفید و ... جزو جمع ایل مهنی به شمار می رفتند. آقای عبداله گروسی به متن فرمانی اشاره می كند: «به نظر می رسد كه طایفه بزرگ جبال بارزی كه حدود دو هزار خانوار آنان در روزگار قاجار به ناحیه اقطاع (بافت) كوچانده شده اند، پیش از این جزو اتحادیه ایلی مهنی قرار داشته اند. به موجب فرمانی به تاریخ ماه رمضان سال 1332 هجری قمری از طرف صمصام السلطنه بختیاری والی كرمان، لطفعلی خان صارم السلطنه به حكومت حدود جیرفت و اسفندقه و مهنی و رابر انتخاب می شود. پس از حوادث سال 1300 شمسی و دوران سركوبی و تخته قاپوی و اسكان اجباری ایلات و تحولات سیاسی و اقتصادی به ویژه دگرگونی‌های چند دهه اخیر ساختار ایل مهنی و نظام آن فروپاشیده و پیوندهای آن حتی در دوران طوایف و میان تیره های مختلف این طوایف نیز دارای استحكام و عملكرد نمی باشند» چنین می نویسد: «برطبق نظر بزرگان و ریش سفیدان كنونی ایل، به نقل سینه به سینه از گذشتگانا خود، جد سلیمانی ها شخصی به نام قربان خان پسر امیر محبت از عشایر فارس خمسه (بهارلو، اینانلو، عرب، باصری، ونفر) كه در اطراف داراب، نیریز، فسا، استیمان (اصطهبان) در استان فارس سكونت داشته اند، بوده است. وی در زمان حكومت افشاریه یا زندیه به علت دخالت در امور سیاسی ایل كه پدرش ریاست قسمتی از آن را عهده دار بوده و همچنین درگیری با خوانین منطقه از طرف پدر مجبور به ترك موطن اصلی خود شده و به سكونت اجباری در استان كرمان می پردازد. »همان گونه كه گفتیم تاریخ دقیق و سند كتبی مبنی بر این مهاجرت در دست نیست. اما آنچه را می توان سند مكتوب تلقی كرد، تاریخ وفات امیر شكار قربان است كه بر سنگ قبر او واقع در روستای «ده ولك آدوری» (ده ملك) حك شده است. تاریخ وفات وی در سال 1199 هجری قمری مطابق با 1158 هجری شمسی است. اگر سن او را در هنگام وفات 60 سال (با توجه به اینكه امید به زندگی در ایران آن زمان همین حدود بوده است) مهاجرت او را می توان از اوایل حكومت سلسله افشاریه تا اواخر زندیه تخمین زد كه این تاریخ با گفته‌های شفاهی و نقل سینه به سینه بزرگان ایل مطابقت دارد. ویژگیهای ساختاری ایل سلیمانی: «طایفه سلیمانی در حال حاضر از 10 تیره تشكیل شده است و هر تیره به چند اولاد و هر اولاد به چند ایشوم تقسیم خانوادگی میشود. اجتماع و گردهمایی چندین خانوار چادرنشین در یك جا، یك ایشوم را به وجود می آورد. دو عامل همبستگی و اقتصادی، در تشكیل و تكامل ایشوم نقش اصلی دارند. رشد و تكامل ایشوم مانند سلولی است كه در زمان نمو كامل تقسیم می شود. ایشوم پس از تشكیل به تدریج از نظر تعداد خانوار و دام رشد و توسعه می یابد. اما این رشد و نمو نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد. هرایشوم ظرفیت معینی برای رشد و توسعه دارد. وقتی به آن درجه از رشد رسید تقسیم میشود. آنچه این ظرفیت را محدود می كند در درجه اول مرتع و تعداد گوسفندان گله است. ایشوم یك واحد اجتماعی، اقتصادی و اصلی ترین گروه خویشاوندی در هر گروه ایلی به شمار می رود. اعضای ایشوم گله مشترك دارند و بسته به قدرت و منزلت اجتماعی و اقتصادی، صاحب تعدادی دام در گله یا گله‌های ایشوم هستند. هر ایشوم بزرگتری دارد به نام «سرایشوم» كه ایشوم به نام او خوانده می‌شود: مانند ایشوم خورشید سلیمانی از تیره میرزاخانی. وظایف سرایشوم عبارت است از انتخاب قلمرو، تعیین زمان حركت و زمان بندی چرا، اجاره مرتع و پس چرا، زراعت (سیفال) و حفاظت از حدود مراتع ایشوم و روابط خارجی. در مورد دیگر ایشومهای تیره، اخذ پروانه چرا و معاملات و عقد قرارداد با چوپانع ممكن است یكی از سرایشومها به سمت كدخدا و بزرگتر تیره انتخاب و یكی از ریش سفیدان و بزرگان تیره‌ها به سمت كلانتر و ریش سفید طایفه برگزیده شود. عوامل مؤثر در انتخاب بزرگ تیره و بزرگ طایفه عبارتند از: قدرت شبكه خانوادگی، قدرت رهبری، خبرگی، قدرت اقتصادی، ارتباطات خارجی، اقوام پدری، اقوام مادری، اقوام همسر و قدرت زن».

مجموعه : ايران، طبيعت و صنايع دستی ارسال کننده: کرمان

منبع : سایت http://negah.irib.ir/

سیرجان

سیرجان شهری تاریخی در غرب استان کرمان و مرکز شهرستان سیرجان است. این شهر با توجه به قرارگرفتن در تقاطع محورهای مواصلاتی یزد-بندرعباس و کرمان -شیراز از دیرباز مورد توجه بوده و تا سده دهم میلادی مرکز کرمان زمین بوده است.[۱] [۲] این شهر در ۹۶۰ کیلومتری تهران و ۱۷۵ کیلومتری کرمان قرار دارد. جمعیت این شهر بر پایه آمار سرشماری سال ۸۵ برابر با ۱۶۷٬۰۱۴ نفر است.[۳]

پیشینه

قديمی ترين سند تاريخی درباره سیرجان این نوشتهٔ ابن اثير است: "گشتاسب يکی از پادشاهان قديم ايران بود و دین سلیمان را داشت، دین زرتشت را پذیرفت و در کوهستانی که تمبور نام داشت جای گرفت و در حالت تقیه به عبادت مشغول شد". به عقيده استاد باستانی پاريزی، کوه تمبور همان است که در مشرق سيرجان و حدود چهار گنبد قرار گرفته و به همین نام مشهور است. [۱]

وجه تسمیه

دربارهٔ وجه تسمیهٔ سیرجان نظرهای مختلفی اظهار شده است، ولی پژوهشگران عمدتاً بر این عقیده‌اند که در زمان ساسانیان به دلیل وجود قناتهای بسیار زیاد در این منطقه، آن را سیرگان یا سیرکان یعنی سیرآب از قنات یا پر از قنات نامیده اند. عده ای نیز کلمه گان یا کان را که به معنی معدن است به علت وجود معادن گوناگون در این منطقه دانسته اند. در استیلای عرب نام سیرگان معرب شده و به سیرجان تغییر یافت.[۴]

سیرجان پیش از اسلام

بنای سیرجان را به بهمن پادشاه اشکانی نسبت می دهند. ژان گوره در کتاب خواجهٔ تاجدار، شرحی بر سیرجان می نویسد و نشان می دهد که سیرجان قبل از اشکانیان نیز آباد بوده و توضیح می دهد: « سیرجان قدیم، به قول مورخان قدیم، از جمله سیسرون و کتزیاس که در دورهٔ هخامنشیان می‌زیسته‌اند، دارای ده محله بوده و در هر یک از محلات آن شهر، یک دسته از مردم زندگی می کرده‌اند.»[۵] اما قدمت این شهر را به قبل از اشکانیان نیز نسبت داده‌اند. آن گونه که در کتاب تاریخ کرمان نوشته شده است :« اسکندر در بازگشت از هندوستان از روی قلعهٔ سنگ که محل قدیم شهر سیرجان است، عبور کرده و از طریق بوانات به پاسارگاد رفته است.»[۶]

سیرجان پس از اسلام

مقدسی در قرن چهارم هجری قمری، سیرجان را یکی از چهار ولایت کرمان ذکر می‌کند. سیرجان تا زمان سامانیان مرکز ایالت کرمان بوده و در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری، علی ابن محمد ابن الیاس، مرکز ایالت را که سیرجان بود برای این که به سامانیان که در خراسان بودند نزدیکتر باشد به شهر کرمان انتقال داد. [۱] شهر قدیم سیرجان در محل قلعهٔ سنگ (در فاصله ۹ کیلومتری شهر فعلی سیرجان قرار دارد) و تا سال ۷۹۶ هجری قمری آباد بوده است و در آن تاریخ به وسیله «ایدکو» سردار تیمور، که دو سال شهر را در محاصره داشت نابود می گردد. ساکنان باقیمانده آن به محلی در همان نزدیکی به نام باغ بمید منتقل می شوند و شهر جدید در آن موقعیت بوجود می‌آید.[۱] اما باز در هجوم محمود افغان به کرمان، سیرجان هم مورد حمله و غارت قرار می‌گیرد. سالها بعد در حدود سال ۱۲۰۰ هجری قمری، میرزا سعید کلانتر در جنوب باغ بمید دهی را آباد نمود که سعید آباد نامیده شد، و این سعید آباد، همین شهر فعلی سیرجان و درواقع سومین موقعیت این شهر است.[۶]

نمایی از شهر سیرجان

ویژگی‌های جمعیتی جغرافیایی و آب و هوا

آب و هوای سیرجان در زمستان ها سرد، در تابستانهاو بهار نسبتا معتدل است. رطوبت متوسط آن ۳۶٪ و متوسط بارندگي سالانه 160 ميليمتر است.[۷] یکی از مرتفع ترین دشت های داخلی ایران به نام دشت ابراهیم آباد در جنوب شرقی سیرجان قرار گرفته و حداقل ۱۷۱۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در ضمن سیرجان بدلیل موقعیت مهاجر پذیری خاصی که دارد پذیرای حجم عظیمی از مردم شهرهای همجوار بخصوص شهر بافت است.بهمین دلیل مردم این دو شهر دارای اشتراکات بسیاری با هم هستند. موقعیت ژئولوژیکیسم زمین شناسی سیرجان در کشور بی نظیر است. کویر نمک سیرجان در فاصله ۳۰ کیلومتری غرب شهر سیرجان واقع در استان کرمان می‌باشد. طول این کویر در حدود ۵۰ کیلومتر و عرض آن در قسمت میانی برابر با ۲۰ کیلومتر می‌باشد که هر چه در جهت شمال یا جنوب آن حرکت کنید از عرض آن کاسته می‌شود. [۸] سیرجان سرانه فضای سبز نسبتا خوبی دارد

مفاخر و مشاهیر سیرجان

سیرجان همواره مهد مفاخر و بزرگانی بوده است که بر پیشانی روزگار همچون مرواریدی درخشان نورافشانی کرده و مایه غرور و افتخار این منطقه بوده اند از جمله:

  • سیدجواد مدنی موسوی ملقب به بنان الشریعه،
  • شیخ محمد باقر سیرجانی ملقب به لسان العلما،
  • شیخ محمد حسن شهابی زیدآبادی ملقب به شیخ الملک وزیر نفت و اولین مدرس زبان فرانسه در ایران
  • موسس دادگستری در فارس و کرمان
  • شیخ محمد حسن سیرجانی ملقب به پیغمبر دزدان
  • عبدالکریم صالحی متخلص به نوا
  • استاد علی اکبر وثوقی رهبری(نویسنده)
  • محمد علی آزادیخواه (نویسنده)
  • محمد کرام الدینی (مولف و مترجم علم و آموزش علم).
  • محمد ابراهیم باستانی پاریزی (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)
  • طاهره صفار زاده (مترجم فرآن)
  • مصیب شهابی نژاد (هنرمند)

متقدمین:

  • حضرت خواجه علی ابن حسن سیرگانی عارف قرن چهارم و پنجم
  • حضرت شاه بن شجاع عارف قرن دوم و سوم[۹]

دیدنی‌ها و جاذبه های تاریخی و طبیعی

این شهر به دلیل قدمتی که دارد، مجموعه و موزه‌ای است ازادوار مختلف تاریخ ایران که هنوز در بناهای این شهر انعکاس دارد. معماری سیرجان صاحب یکی از بی نظیرترین نوع بادگیرهای ایرانی به نام بادگیر چپقی است.

بادگیر معروف چپقی

دیدنی‌های تاریخی-فرهنگی

از جمله دیدنیهای فرهنگی و تاریخی سیرجان:

  • امام زاده احمد (ع)
  • امامزاده علی (ع)
  • موزه سیرجان مکان: روبروی سالن امام علی داراقران اهلبیت(ع)
Museumsirjan.jpg

دیدنی‌های طبیعی و تاریخی دیگر

بازار تاریخی سیرجان
  • منطقه زیباو خوش آب و هوای پاریز
  • منطقه بکر کوه پنج
  • منطقه حفاظت شده سیاه کوه
  • سرو کهنسال امامزاده احمد
  • طبیعت زیبای بلورد
  • کفه نمک واقع در خیر اباد

هتل ها و مراکز اقامتی

کوه های سیرجان

کوه پنج، کوه لاشکار یا دکل، کوه سیاهکوه، کوه خواجویی، کوه چشمه قافل، کوه مغولی، کوه سیاهکوه خیرآباد، کوه باغچوبی، کوه منسار، کوه کلاهی، کوه زرد، کوه خاکی، کوه خاکستری، کوه دره گرا، کوه مگسی، کوه ریزآب، کوه یال خری، کوه کمربست، کوه پوته ای، کوه شاه خیرالله، کوه امیرالمومنین،کوه قله ماری، کوه تنبور، کوه یال سبز، کوه خدانزدیک، کوه لانه زنبوری، کوه کویز، کوه چاه پت، کوه چک آب، کوه باغ حسن، کوه تونل

بازارها

بازارهای سیرجان شامل یک بازار تاریخی وبزرگ و تعدادی بازار جدید ساز است. مجتمع تجاری بزرگ و مدرن مهر نیز از بازارهای مهم شهرسیرجان محسوب می شود. سیرجان شهری است که بیشتر ماهیت تجاری و صنعتی و اقتصادی دارد.

سوغات


فاصله تا سایر شهرها به کیلومتر

اقتصاد

سیرجان به موازات شهرهای کرمان و رفسنجان یکی از مراکز اصلی تولید پسته کشور بوده که به لحاظ افزایش سطح زیر کشت در چند سال اخیر و به ثمر رسیدن باغات جوان به زودی از عمده ترین تولیدکنندگان خواهد شد. به نظر می‌رسد پسته سیرجان به به لحاظ شرایط اقلیمی از نظر کاهش آلودگی به آفلاتوکسین در وضعیت بسیار بهتری قرار دارد که این از مزایای پسته این شهرستان به شمار می‌آید. منطقه ویژه اقتصادی سیرجان به عنوان اولین منطقه ویژه اقتصادی کشور نقش موثری در توسعه این مناطق در کشور داشته‌است. عده‌ای از مردم سیرجان مهاجرانی هستند که در سالهای پیش از سیوند در فارس به سیرجان مهاجرت نموده‌اند.

منطقه ویژه اقتصادی

منطقه ويژه اقتصادي سيرجان ،كه الگوي توسعه مناطق ويژه اقتصادي درسراسر ايران محسوب مي شود، نخستين منطقه ويژه چند منظوره(Multipurpose) در ايران است كه با مجوز فعاليتهاي همه جانبه اقتصادي در بخشهاي صنعت، تجارت و خدمات به سرمايه گذاران فعال خدمات ارائه مي دهد. منطقه ويژه اقتصادي سيرجان، در بهمن ماه سال 1370 بر مبنای تبصره 20 قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تأسیس و از شهریور ماه سال 1372 تأسیسات گمرکی، انبارهای نگهداری کالا و فاز اول تأسیسات زیر بنائی به بهره برداری رسیده است. منطقه ويژه اقتصادي سيرجان، تمامي امكانات و تسهيلات لازم براي توليد و تجارت بين المللي را يكجا و بصورت قابل دسترسي فراهم آورده و شرايط و موقعيت آن براي سرمايه گذاريهاي صنعتي، توليدي، تجاري و خدمات پشتيباني منحصر بفرد است. تاكنون بالغ بر 40 واحد توليدي با سرمايه گذاري بالغ بر 2000 ميليارد ريال در منطقه ويژه اقتصادي سيرجان به بهره برداري رسيده و فضاي انباري سرپوشيده بالغ بر 200000 مترمربع براي نگهداشت كالا در اختيارتجار و بازرگانان محترم داخلي و خارجي قرار مي گيرد.

دانشگاه ها

  • دانشگاه صنعتی سیرجان
  • دانشگاه پیام نور مرکز سیرجان
  • دانشگاه آزاداسلامی واحد سیرجان
  • دانشگاه واحد علوم و تحقیقات پردیس
  • دانشکده پزشکی سیرجان
  • دانشکده فنی حرفه ای واحد پسران شهید کرانی
  • دانشکده فنی حرفه ای واحد دختران کوثر
  • دانشگاه جامع علمی کاربردی
  • دانشگاه بین المللی منطقه ویژه اقتصادی سیرجان(گمرک)

بیمارستان ها و مراکز درمانی مهم

  • بیمارستان های سیرجان شامل سه بیمارستان است.
  • بیمارستان دکتر غرضی
  • بیمارستان امام رضا(ع)
  • بیمارستان آمادگاه ناوگان جنوب (نیروی دریایی ارتش)
  • بیمارستان بزرگی نیز در بزرگراه هجرت در دست ساخت است.

این سه بیمارستان از بیمارستان های مهم و مجهزایران هستند که سخت ترین درمان ها را هم انجام می دهند.


منبع : سایت http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%86

شهرستان حاجی آباد و زیست بوم مشترک عشایر سیرجان

شهرستان حاجی آباد در شمال استان هرمزگان قرار دارد این شهر از نظر طبیعی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می گردد طبیعت بخش شرقی شهرستان بسیار جذاب و دیدنی است شهرستان حاجی آباد ناحیه ای است که در میان کوه های آن دشتهای پهناور و حاصلخیز قرار گرفته است در شهرستان حاجی آباد و پیرامون آن کشاورزی و باغداری رواج داردو سیستم کشاورزی کارآمدی متناسب با توانهای مالی کشاورزی ناحیه پیدا شده است شهرستان حاجی آباد تا اواخر سال 1372 از بخش های تابع شهرستان بندرعباس محسوب می شد و علاوه بر اینکه از قطبهای مهم کشاورزی و دامداری استان بود یکی از قطبهای صنایع دستی منطقه نیز به شمار می رود ساکنین شهرستان حاجی آباد را افراد بومی – عشایر مهاجر فارس – کرمان بخصوص شهرستان سیرجان و هرمزگان تشکیل می دهد. کوچ و اسکان عشایر مهاجر سبب رواج بافت قالی و گلیم و سایر بافتهای داری در بین اهالی حاجی آباد شده است قالی بافی از جمله صنایع دستی رایج و مهم این منطقه است این صنعت به ویژه در بین عشایر اسکان یافته رونق زیادی دارد. مردم این منطقه به زبان فارسی با لهجه خاص محلی صحبت می کنند و به امور کشاورزی- دامداری- هنرهای دستی و کارهای اداری و خدماتی اشتغال دارند یکی از جاهای دیدنی شهرستان حاجی آباد چشمه سبزپوشان یا چشمه سوزپوشان از بزرگترین چشمه های گسترده استان هرمزگان است که در مجاورت کوه کوچکی در نزدیکی امام زاده ای در روستای برغنی از توابع شهرستان حاجی آباد واقع شده است. این چشمه از جمله مکان های دیدنی و گردشگری زیبای شهرستان حاجی آباد است میزان آب دهی این چشمه 360 لیتر در ثانیه است. آب این چشمه به وسیله کانالهای بتونی به طول 13 کیلومتر برای مصارف کشاورزی و آبیاری نخلستانها و مرکبات به روستای گنج می رود و باغهای منطقه جفا – طارم و هاشم آباد را نیز در مسیرش پوشش می دهد آزمایشات انجام شده روی آب این چشمه نشان از این است که وضعیت مطلوب آب چشمه محیط مناسبی برای رشد برخی گونه های جانوری و گیاهی فراهم کرده است. این چشمه محل زندگی ماهیان گونه واربوس- سیاه ماهی و کامفوزیا و گونه های مختلف از نرم تنان است همچنین از جوامع گیاهی می توان به جنس بلواش- علف هفت بند – گز – کنار و خرما اشاره کرد.

مجموعه : ايران، طبيعت و صنايع دستی ارسال کننده: خلیج فارس

منبع : سایت http://negah.irib.ir

راهنمای سامانه سوخت شرکت پخش فرآورده های نفتی

مزایای سامانه درخواست فرآورده های نفتی:

1- عدم مراجعه مشتری به سازمانهای متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران جهت درخواست سهمیه.

2- کاهش ترافیک شهری و مصرف سوخت وسایل نقلیه به دلیل عدم نياز به مراجعه حضوری توسط ارباب رجوع .

3- کاهش مصرف لوازم اداری در سازمانهای متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران.

4- عدم نیاز به مراجعه حضوری توسط مشتری جهت پیگیری تقاضا.

5- مشاهده کل سوابق درخواست و دریافت سهمیه مشتری به صورت متمرکز در سامانه.

6- سهولت دسترسی به اطلاعات مشتری در سازمان های متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران.

7-  امکان ارجاع تقاضا بین سازمان های متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران در سامانه و مشاهده وضعیت تقاضا  توسط  مشتری.

8- دریافت گزارشات متعدد از سامانه جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی .

9- دریافت نقطه نظرات ، پیشنهادات و مشکلات کاربران از طریق ارسال پیام و مشاهده پاسخ های ارائه شده به موارد مطروحه در سامانه.

10- سهولت و تسریع در نظارت مستقیم و متمرکز بازرسان صرف نظر از مکان و زمان.

 

راهنماي نحوه ثبت نام

جهت ارسال تقاضا (درخواست  سهميه به منظور دریافت فرآورده) اگر پيش از این در سامانه درخواست فرآورده هاي نفتي ثبت نام  نكرده ايد، بايد ابتدا ثبت نام كنيد.

براي ثبت نام درسامانه درخواست فرآورده هاي نفتي بايد از آدرس http://www.tejaratasan.ir  وارد سامانه شويد.

  افراد حقيقي بايد از دکمه  " ثبت نام شخص حقيقي" و شركت ها ، موسسات ، سازمان ها و ... بايد از دکمه       " ثبت نام شخص حقوقي"  استفاده نمایند.

§ هركدام از اين دو گروه با تکمیل  فرم مربوط به خود و انتخاب دکمۀ " ثبت مشخصات " نام كاربري و كلمه عبورخود را دريافت كنند .

§  نام كاربري و كلمه عبور خود را كه از سامانه اخذ می نمائید با دقت نگهداري فرمائيد. زيرا در زمان ورود به سامانه، براي درخواست  مجدد فرآورده و يا  پيگيري درخواست هاي قبلي به آن نياز خواهيد داشت .

 ٭ توجه داشته باشيد كه در صورت ورود اطلاعات نادرست  به سامانه ، تقاضای شما عودت خواهد شد.ضمن اینکه ممکن است ، مورد پیگرد قانونی قرار بگیرید.

 

راهنماي نحوه ورود به سيستم

§ براي ورود به سامانه درخواست فرآورده هاي نفتي مي بايست از طريق آدرس اینترنتی  http://www.tejaratasan.ir  وارد سامانه شده و سپس نام کاربري و کلمه عبوري را که قبلا از سامانه دريافت کرده ايد را وارد نماييد.

 §  پس از ورود اطلاعات مربوط به نام كاربري ، رمز عبور و كد امنيتي،  وارد  صفحه   اصلي  كاربري  خود  ميشويد.

   ٭ در صفحه اصلي كاربري ، شما قادرخواهید بود از طریق  منوي ويرايش مشخصات ؛ اطلاعات مربوط به حساب كاربري خود را ويرايش كنيد. البته این امکان تا زماني كه هيچ یک از درخواست هاي شما بررسي نشده باشند، وجود دارد. درغیر این صورت پيام خطايی دریافت خواهید نمود.

   ٭ همچنين در این صفحه  تغيير كلمه عبور به صورت دوره اي و يا در هنگام نياز، امکان پذیر می باشد.

ثبت درخواست جديد

ü        مرحله اول:   تكميل فرم درخواست

§ در صفحه اصلي با انتخاب گزینه "ثبت درخواست جديد"  فرم مربوطه را مشاهده نموده و پس از تكميل موارد درخواستی ، آن را ثبت كنيد.

§    منظور از خوراك: فرآورده هايي است كه در برخي فعاليت ها به عنوان مواد اوليه جهت توليد فرآورده هاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال ازنفتکوره براي توليد ايزوگام و ...

§    منظور از سوخت: فرآورده هايي مي باشد كه به منظور مصارف گرمايشي و سوخت مصرفي دستگاهها و ماشين آلات استفاده مي شود.

§    منظور از ذخيره: اين است كه در برخي از فعاليت ها مشتریان بايد هميشه مقداري فرآورده به عنوان ذخيره در مخزن موجود داشته باشند تا در صورت عدم دریافت به موقع سهمیه ، با مجوز شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران آن را مصرف نمایند مشتریانی از قبیل :   مرغداري ها  و پرورش ماهي ها و گلخانه هاو ...

§    منظور از باقيمانده: مقدار فرآورده ای است كه از سهمیه پیشین هنوز مصرف نشده و در محل مصرف موجود مي باشد.

ü        مرحله دوم:  ارسال مدارك

§  براساس نوع كاربرد فرآورده درخواستي،  مدارک مورد نیاز زیر بايد اسکن و ارسال گردد:

 * منازل مسکوني: تصوير آخرين قبض برق,  سند مالکيت، سرسوش کوپن ارزاق

* چاه آب کشاورزي: پروانه بهره برداري, كپي اساسنامه

* چاه آب غيرکشاورزي: پروانه بهره برداري, كپي اساسنامه

* ماشين آلات كشاورزي: سند خودرو, مبايعه نامه خريد

* واحد توليدي: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* واحد خدماتي و صنفي: پروانه بهره برداري
* گلخانه ها: پروانه بهره برداري, سند گلخانه

* معادن: پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* سنگ بري: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* ايزوگام: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* مرغداري: پروانه بهره برداري, برگ جوجه ريزي(خريد جوجه) و برگ بهداشت

* دامداري: پيمان حمل و نقل, پروانه بهره برداري, جواز تاسيس و سند روزنامه

* ماشين آلات راه سازي: قرار داد فيمابين راه و ترابري و شرکت پيمانکار

* شرکت شن و ماسه: مجوز پروانه بهره برداري از معاون فني استانداري

* توليد قارچ: پروانه بهره برداری

* شناور صيادي: گواهينامه ثبت شناور، گواهينامه فني و ايمني، مجوز صيد قبلي و جديد، وکالتنامه قانوني

* شناورهاي تجاري- مسافربري: گواهينامه ثبت شناور،گواهينامه فني-ايمني، مانيفست کالا و پروانه خروج

* حفاري چاه آب: پروانه بهره برداري از سازمان آب و  مجوز تاسيس

* کارخانه آسفالت سازي: پروانه بهره برداري از سازمان صنايع و معادن

* نيروگاه: ليست تاييد شده ميزان سوخت توسط وزارت نيرو

* پرورش آبزيان: پروانه بهره برداري

* صنايع تبديلي کشاورزي: پروانه بهره برداري و اعلام مشخصات ديگ بخار

* سردخانه: پروانه بهره برداری ، تاييديه ظرفيت مورد استفاده

* سد سازي: قرارداد منعقده ، ليست ماشين آلات مورد تاييد سازمان آب

* كوره پزخانه صنعتي: پروانه بهره برداري

* ساير: مجوز مربوط به سازمان متولي ، هر گونه مدرک دال بر درخواست

  ٭  اسكن كارت ملي و ارسال آن به عنوان يكي از مدارك الزامي مي باشد.

§  هركدام از مدارک را به صورت تصوير و با يكي از فرمت هاي jpeg ، jpg ، gif ، bmp اسكن و ارسال كنيد و همچنين حجم هركدام از مدارك بايد كمتر از 200كيلوبايت باشد. توجه داشته باشيد  که سازمان هاي متولي و يا شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران  در هنگام ثبت نام، جهت تطبيق مدارک، اصل مدارک را در صورت لزوم از شما تقاضا خواهند نمود.

ü        مرحله سوم : ثبت نهايي فرم درخواست فرآورده

§  پس از ارسال مدارك و ثبت درخواست در سامانه ، پيام "درخواست شما با موفقيت ثبت شد."به همراه شماره درخواست توسط  سامانه ارائه می گردد.

 نحوه پيگيري تقاضا

§  براي پيگيري تقاضا مي توانيد از منوي "ليست درخواست ها" در صفحه اصلي كاربري خود ، براساس شماره درخواست ، وضعيت تقاضاي موردنظر را مشاهده كنيد.

 

§ بسته به نوع كاربرد فرآورده  در تقاضا، ممكن است  تقاضاي شما يك يا دو سازمان مخاطب متولی داشته باشد . زمان انجام بررسي هر مخاطب ، 72 ساعت كاري در نظر گرفته شده است. در صورت تايید سازمان هاي متولی ،  شرکت  ملی  پخش  فرآورده های نفتی ايران نيز موظف است ظرف 72 ساعت  تقاضاي شما را بررسي كند.

 

§  در صورت عدم تأييد تقاضا، موضوع را طی تماس تلفني از دستگاه مربوطه پيگيري كنيد.

   ٭  شما در صورتي قادرید تقاضايي را ويرايش يا حذف كنيد كه عملياتي از طرف دستگاه هاي مخاطب يا شركت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران بر روي آن تقاضا انجام نشده باشد.

 

متقاضي محترم توجه داشته باشيد كه:

1-     هرگونه جابجايي سهميه ممنوع بوده و مي بايست سهميه را در محل مشخص شده مصرف نماييد.

2-  مصرف شما با ضريب توليد همخواني داشته باشد و فرآورده ذخيره خود را به شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران اعلام نماييد.

3-     در صورت تخلف از سوي مصرف كنندگان برابر قانون و مفاد دستورالعمل صادره برخورد خواهد شد.

4-  متقاضي بايد تمام اطلاعات و مدارك خواسته شده را با دقت تكميل و يا ارسال نمايد. در صورت ارائه هرگونه اطلاعات نادرست و يا مدارك جعلی، سهميه اي تعلق نخواهد گرفت. لذا  در صورتی که به نوعي فرآورده مربوطه تحويل گردد فرد خاطي تحت پیگرد قانوني قرارخواهدگرفت.

5-  در صورت نياز به حضور شما در يكي از دستگاه هاي متولي مي بايست در زمان اعلام شده حتماً حضور به هم رسانید.

6-  در صورت كاهش توليدات يا پايان فعاليت و يا كاهش ادوات يا ماشين آلات مي بايست در اسرع وقت شركت ملي پخش فرآورده های نفتی  را مطلع فرمائيد.

7-     چنانچه در منزل به اينترنت متصل هستيد ديگر نيازي به مراجعه به هيچ اداره اي نداريد و مي توانيد همه امور را                 از همين طريق پيگیری كنيد.
در غیر این صورت ، استفاده از اينترنت بستگان يا مراجعه به مراکز ارائه دهندۀ خدمات اینترنتی نزدیک به محل سكونتتان پیشنهاد ميگردد
.

ساماندهی عشایر سیرجان


بنام خدا


وضعیت ساماندهی عشایر سیرجان


تهیه و تنظیم : مسعود کورکی نجات


فروردین ماه1391

مقدمه

عشایر سیرجان بخش مهمی از ساختارتاریخی و فرهنگی جامعه شهرستان است و با توجه به نسبت آنها با جمعیت شهری و روستایی از نظر اقتصادی چند برابر تناسب جمعیتشان در تولید نهاده های دامی و کشاورزی بویژه گوشت قرمز نقش دارند و بز کرکی رایینی شهرستان به عنوان ذخیره ژنتیکی دام در استان نقش بسزایی را ایفا نموده است .

عشایر شهرستان در همه عرصه ها ی نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت داشته و نقش خود را به نحو احسن ایفا نموده است و با توجه به تناسب جمعیتی عشایر با سایر اقشار جامعه استحقاق توجه بیشتری را دارند ولی متأسفانه تا قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی حق عشایر در هیچ برهه ای از زمان داده نشد و بعد از انقلاب شاهد برنامه زمانبندی ساماندهی زندگی عشایر بوده ایم که علی رغم تلاش تمامی دلسوزان کشور باز هم فعالیت هایی که در جهت بهبود زندگی عشایر تا کنون انجام شده  خیلی کمتر از حق طبیعیشان بوده است از جمله معظلات اخیر عشایر منطقه ،  واگذاری بی رویه مراتع عشایر به معدنکاران  بدون در نظر گرفتن حقه و حقوق عشایر بوده که این موضوع باعث نارضایتی زیادی در بین عشایر و معدنکاران گردیده است  که درحال حاضر تعداد زیادی از عشایر به همین منظور مجبور به ترک دامداری گردیده اند و حق عرفی عشایر داده نشده و قانون به نفع معدنکاران نوشته شده و آلودگیهای ایجاد شده در مراتع عشایر که در اثر گرد و غبار و ساخت جاده های عبور و مرور و تخریب بوته های مرتعی  باعث بروز بیماریهای دامی  و چالشی عظیم برای زندگی عشایر شهرستان شده است .نظر به اینکه اداره عشایری تنها دستگاه اجرایی مرتبط با عشایر است که علاوه بر وظایف قانونی خود باید پاسخگوی مشکلاتی که سایر دستگاههای اجرایی برای عشایر بوجود می آورند  نیز باشد که جا دارد سایر دولتمردان نیز در صدد رسیدگی به معضل بوجود آمده عشایر شهرستان باشند تا بیش از این صدمه ای به این قشر زحمتکش وارد نگردد .

الف ایلات و طوایف عشایر شهرستان سیرجان

1- ایل قرایی

شامل طوایف : کورکی ، حیدری ، اسلاملو ، خضری ،خواجویی، شاهبداغی ، عباسی ، بیگلری

2- ایل لری

شامل طوایف : میرزا حسنی ، سهراب خانی

3- ایل بچاقچی

شامل طوایف : انکلوییه ، سوخته چالی ،سارسعدلو ، پوررضاقلی ، آشوری، قراسعدلو، حلوایی، سادات ، عباسلو ، خرسلو، و سالاری

4- ایل افشار

شامل طوایف : قاسم اولادی ، بارچی ، امین اولادی، قامی پور ، صفِ و صفِ جهانشاهی

5- ایل رایینی

شامل طوایف : غربایی، قاسمی نژاد ، مرادرجبی، آشوری، چهارگنبدِ ی، و میرشکارپور

ب- وضیت جمعیتی عشایر شهرستان سیرجان

شهرستان سیرجان در حال حاضر دارای 2810 خانوار عشایر است  که 1150 خانوار آن کوچنده و 250 خانوار نیمه کوچنده و 1410 خانوار  طی سالهای 1372 تا کنون به طرق مختلف از قبیل خودجوش ، حمایتی  اسکان یافته اند .

ج- ساماندهی و اسکان عشایر در شهرستان سیرجان

شهرستان سیرجان با مساحت 17481 کیلومتر مربع حدود هفت درصد مساحت استان کرمان را داراست و با شهرستانهای شهربابک ، بردسیر، بافت ، و استانهای هرمزگان ( شهرستان حاجی آباد ) و استان فارس ( شهرستان  نی ریز)  همجوار است.

شهرستان سیرجان در شرایط اقلیمی نیمه خشک آب و هوایی قرار دارد و روزگارهای کهن تا کنون به کرات از بلایای طبیعی آسیب دیده است و بیشترین سهم از بلایای طبیعی  را داشته اند  و همیشه با سخت کوشی در مبارزه با حوادث و بلایا پیروز گشته اند .

اداره عشایری شهرستان از سال 1368 به بعد که برنامه اسکان عشایر را آغاز نمود تا سال 1380 تعداد 27 حلقه چاه کشاورزی در مناطق مختلف حفاری و به تعداد 420 خانوار عشایر را در کانونهای توسعه شهرستان اسکان داده است .نظر به اینکه شهرستان سیرجان از نظر آبهای زیر زمینی فقیر میباشد و اکثر مناظق حاصل خیز از نظر کشاورزی  ممنوعه بهره برداری و استحصال  از آبهای زیر زمینی است و به همین دلیل امکان واگذاری چاه کشاورزی  در دهه گذشته میسر نبوده است و با توجه به برگزاری جلسات مختلف ساماندهی  در استان و شهرستان مشکلات عشایر مرتفع نگردیده است و دستگاههای مرتبط در خصوص ساماندهی عشایر  آنطور که باید و شاید عمل ننموده اند و در واقع عدم شفافیت موضوع ساماندهی برای مسیولین استان باعث این امر شد که اعتبارات مربوط به عشایر خوب جذب نشده و اعتبارات جامعه عشایری به دیگر دستگاهها اختصاص یافته است ولی خوشبختانه با اجرائی شدن آیین نامه ساماندهی عشایر مصوب هییت دولت و تعیین تکلیف سایر دستگاهها در مناطق عشایری همچنین طرح موضوع در جلسات متعدد شهرستانی طی دو سال اخیر  شاهد فعالیت های زیادی در این زمینه بوده ایم که انشاءالله با همین شتاب ادامه یابد .

در خصوص یکجا نشینی و اسکان ، بسیاری از عشایر شهرستان مقاومت نموده و دلیلشان این است که چون علوفه دام بسیار گران است و توان خرید علوفه دستی را ندارند و در بیشتر اوقات سال از مرتع استفاده مینمایند .

از طرف دیگر با توجه به اینکه حدود 70 درصد مراتع شهرستان در اختیار عشایر بوده و خشکسالیهای پی در پی سنوات گذشته باعث از بین رفتن مراتع گردیده است همچنین کمبود آب شرب و خشکی قنوات ، چشمه ها، چشمه سارها ، وچاههای مالداری عشایر را با مشکل روبرو نموده ،بطوریکه زندگی عشایری در شهرستان در حال رکود است و از سال 1362 جمعیت عشایر  از 4000 خانوار به 2810 خانوار تقلیل نموده است و با توجه به درامد کم زندگی عشایری و عدم حمایت قابل قبول دولت سبب  گرایش به شهر نشینی و روی آوردن به شغل های کاذب  شده است .

د- سهم عشایر  شهرستان سیرجان از طرحهای عمرانی کشور

اعتبارات عمرانی  اداره عشایری نسبت به سایر دستگاههای  شهرستان بسیار ناچیز بوده و حق عشایر به تناسب جمعیتشان ادا نگردیده است علیهذا با توجه به کمبود اعتبارات تخصیصی اداره سیرجان در  دهه گذشته در زمینه های ، ترمیم چاه مالداری ، بهسازی چشمه ، بهسازی قنوات ، احداث جایگاههای سوخت فسیلی ، برقی نمودن چاههای کشاورزی ، احداث انبار ذخیره آب ، کانال انتقال آب کشاورزی، احداث استخر ذخیره آب ، و آب رسانی سیار فعالیت های زیادی نموده است که گزارش مختصر آن از سال 1380 لغایت 1390به شرح جدول ذیل میباشد :

ردیف

عنوان پروژه

حجم /تعداد

حجم

واحد

1

ترمیم چاههای مالداری

25

 

حلقه

2

بهسازی چشمه

28

55کیلومتر

رشته

3

لایروبی وبهسازس قنوات

6

1800متر

رشته

4

احداث جایگاه توزیع نفت

4

 

جایگاه

5

احداث جایگاه سبدی گاز

10

 

جایگاه

6

احاث منبع ذخیره آب

21

294مترمکعب

مخزن

7

کانال انتقال آب کشاورزی

7

 

کیلومتر

8

احداث استخر ذخیره آب کشاورزی

7

1800مترمکعب

باب

9

برقی نمودن چاه های کشاورزی

7

 

حلقه

10

احداث خط برق

1

 

کیلومتر

11

حفاری و تجهیز چاه کشاورزی

3

 

حلقه

12

آبرسانی سیار

35000

 

مترمکعب

  م- صنایع دستی عشایر سیرجان؛

در کلیه ایلات و طوایف شهرستان سیرجان انواع فرش دست بافت مثل قالی ، گلیم ، جاجیم و سایر صنایع دستی رواج دارد . از معروف ترین  صنایع دستی عشایر شهرستان سیرجان گلیم شیریکی پیچ می باشد که از نمای دور آن شبیه قالی محلی است.

 در این نوع گلیم بر خلاف دیگر انواع زیر اندازهای بافتنی که در آنها پود موجب شکل گیری محصول میشود در گلیم تار و نخ نقش اصلی را دارند.

شیریکی نامی است که بافندگان عشایر بر روی این فرش گذاشته اند که در فرهنک عمومی  بیشتر به گلیم سوزنی معروف است و اصطلاحاً این نوع گلیم به سبب پیچیدن دو تار با هم گلیم پیچ نامگذاری شده است.

این نوع گلیم اوایل در ایل افشار سیرجان رواج بیشتری داشت و طی دو دهه گذشته در کلیه ایلات شهرستان رایج و در بخش اشتغال زائی زنان عشایر نقش مؤثری را ایفا نموده است ولی متأسفانه در سالهای اخیر به علت رکود فروش در بازارهای جهانی و گرانی تار و پود تولیدات عشایر بسیار کم شده و از 10هزار متر در ماه به 5 هزار متر در ماه تقلیل پیدا کرده است .

در انتها امید آن است که دولتمردان کشور با دید وسیع تری به این قشر محروم و مولد جامعه نگاه کرده و در زمینه ساماندهی آنها با هماهنگی کلیه دستگاههای کشور وبا پرداخت اعتبارات به موقع و کافی مساعدت و همیاری مناسب معمول دارند./.

پایان

نام سامانه های عشایر سیرجان

شماره سامانه

موقعیت سامانه

نام سامانه

1

ییلاقی

ده بالا

1

قشلاقی

چاه هفتاد تومانی

2

ییلاقی

تنگوئیه

2.1

قشلاقی

گل گهر

2.2

قشلاقی

چاه گز

3

ییلاقی

سر پل

3,1

قشلاقی

عین البقر

3,2

قشلاقی

چاه تر

4

ییلاقی

چاچوران

4

قشلاقی

میان گود قماش

5

ییلاقی

درجستی

5,1

قشلاقی

چاه دراز

5,2

قشلاقی

خیر آباد

6

ییلاقی

کرپوئیه

6,1

قشلاقی

باغات

6,2

قشلاقی

شی کلوک

7

ییلاقی

بامدهان

7,1

قشلاقی

مهدی آباد

7,2

قشلاقی

دهستان

8

ییلاقی

بلورد

8,1

قشلاقی

سیروئیه

8,2

قشلاقی

نساء

9

ییلاقی

هشون

10

ساکن

بندچاه زار

11

قشلاقی

جاه قلعه

12

قشلاقی

چاه تلخ

راههای ییلاقی عشایر شهرستان سیرجان

ردیف

مشخصات راه

1

از دوراهی آب مسکه تا ده خواجه

2

از دوراهی ندریکا تا ندریکا

3

از ده خواجه تا دو راهی ندریکا

4

از چناران تا کوش ترکی

5

از دوراهی باغ خشک تا کوش ترکی

6

از دوراهی منسار تا سرتل

7

از آسفالت تا منطقه جمالی

8

از آب تلخوئیه تا سلوئیه

9

از کر قیچی تا آب تلخوئیه

10

از جاده آسفالت تا آب تلخوئیه

11

از باغ خشک تا در قلاتو

12

از دوراهی منسار تا مگسی

13

از دوراهی منسار تا ده چین

14

از ده چین تا ده خواجه

15

از ده خواجه تا جاده آسفالت کرمان

16

از دوراهی کشکوئیه جاده بافت تا دوراهی مگسی

17

از دوراهی مگسی تا مگسی

18

از دوراهی سنگ شیر تا سنگ شیر

19

از چشمه نعمت تا احشام نعمت نقوی

20

از سنگ شکن تا بوجان

21

از شلدان تا بوجان

22

از شلدان تا بیدوئیه

23

از بیدوئیه تا بی برد

24

از سنگ شکن تا احشام محمدقلی سالاری

25

از امیر آباد تا ملوئیه پلنگی

26

از بامدهان تا ملوئیه

27

از کهن سیاه تا چناران

28

از دو راهی زنجیرآویز تا زنجیر آویز

29

آز آسفالت کهن سیاه تا احشام عنایت نقوی

30

از دوراهی برنگوئیه تا برنگوئیه

31

از دوراهی کرپوئیه تا کوه خاکی

32

از بامدهان تا سلطان حسینی

33

از دوراهی گدار شفیع کشته تا احشام عنایت نقوی

34

از دوراهی بناب تا بناب

35

از آب تلخوئیه تا باغ سنگی

36

از دوراهی گلوآونگ تا گلزار

37

از گدار تا سگلوئیه

38

از دوراهی منسار تا سه گدار بالا و پایین

39

از منسار تا لامحشور

40

از سینه بنه تا لاشیرک

41

از روچون تا لافوئیه

42

ار آب بند باغ تا لاشکار

43

از دور ملکی تا کم کالان

44

از دوراهی هوشیان تا علی آباد سوخته چال

45

از جمالی تا نصرآباد جاده آسفالت