تولید کنندگانی در طبیعت

 

 

عکس عشایر

سیاه چادر عشایر

طبیعت گردگشگری لاله زار

ایل ترک بچاقچی(بیچاقچی) سیرجان:

ایل بزرگ ترک بچاقچی در سیرجان و نواحی اطراف سیرجان زندگی میکنند . بچاقچی به معنی نیزه دار یا د شنه دار میباشد. مردم این ایل بسار سلحشور میباشند و در سوارکاری و تیر اندازی مهارت زیاذی دار ند . بیچاقچیها اصالتا ترک و از آذربایجان و منطقه قره داغ توسط نادر شاه افشار ابتدا به بندر عباس کوچ داده شدند ولی چون آب و هوای بندر عباس گرم بود و با طبیعت آنها (بیچاقچیها) ساز گار نبود ُ چندین بار شورش کردند . بعد از شور ش و نا امنی شاه افشار دستور داد تا دو منطقه سردسیری در اطراف سیرجان  به نامهای بلورد و کوهستان جهار گنبد به آنها بدهد . رئیس ایل بیچاقچی اسفندیار خان بود و بعد از وی پسرش حسین خان جانشین او شد . لازم به ذکر است زمانی که حسین خان میخواست به دنیا بیاید ُبنا به دلایلی ُاسفندیار خان زنش رابا چندین نفر جنگجوی بچاقچی به حوالی داراب فارس میبرد و حسین خان در حوالی دار اب (احتمالا دهخیر)متولد میشود(مصاحبه بابزرگان ایل بچاقچی  ) . در این سفر تعدادی از بیچاقچیها به منطقه خود (سیرجان) بر نمیگردند و در منطقه خوش آب و هوای دهخیر که الان جنت شهر نامیده میشود  ماندگار میشوند. بازماندگان در دهخیر از فامیل میرشکار پور و قاره سعدلو و شول میباشند . متاسفانه با وجود ترک بودن این ایل زبان ترکی در میان این ایل از بین رفته و فقط تعداد بسیار معدودی از ریش سفیدان این طایفه ترکی می فهمند . خدمات و کارهایی که حسین خان برای ایران انجام داد بسیار زیاد است از  جمله :در جنگ جهانی دوم نزدیک به صدو بیست نفر از  تجاوزگران انگلیسی را به هلاکت رساند و ۵۰ نفر از  آلمانیهای گرفتار در زندان انگلیسیها را آزاد کرد . شایان توجه است که حتی تا چند سال پیش از سفارت آلمان برای مردم ایل بچاقچی تشویق نامه می امد. در مقام مقایسه مرحوم حسین خان بچاقچی را میتوان هم ردیف صولت الدوله قشقایی دانست. که او هم در استان فارس به همراه دو فرزند برومند و نامی خود به نامهای خسرو خان و ناصر خان رشادتها کرد و در راه مبارزه با دشمن جانفشانیها کردند.

 

- طايفه‌هاي ايل بچاقچي

ايل بچاقچي از طوايف: انكلوييه، گوهرديپو،ارشلو، عباسلو، سوخته چالي، سارسعدلو، خرس لو (Xoroslu)، پوررضا قلي و اميني تشكيل شده است.

-

الف) نژاد، زبان، دين

مردم ايل بچاقچي اصلاً ترك و زبان آنان تركي است، ولي به علت ارتباط با مردم روستاها و عشاير فارسي زبان، واژه‌ها و تركيبات فارسي در گويش ايشان نفوذ كرده است. مردم اين ايل علاوه بر گفت و گوهاي روزمره در كارهاي زراعت و حتي در صنايع دستي از اصطلاحات فارسي استفاده مي‌كنند. عشاير بچاقچي پيرو دين اسلام و مذهب شيعه اثني عشري هستند.

منبع : وبلاگ  http://alireza55.blogfa.com/

عشایر استان کرمان

ایلات و عشایر استان كرمان عبارتند از افشار، بچاقچی، پشت كوهی، رایینی، لری، آیینه‌ای، خراسانی، میمندی، لردكوه پنجی، غربا، قرایی، گودری، مهنی، جاویدان، كچمی، آسیابر، راهی پارچی، جبال بارزی، جرجندی، شهیكی، جلالی، رودباری، هوت، سرحدی، ورمشكی، نوشادی، بزسفید، سرحدی، شهریاری، پشموكی، لر، طیاری، مارزی، نمدادی، جازی، كماچی، سلیمانی، مولایی، توریكی. ایل بچاقچی یكی از بزرگترین و معروف ترین ایلهای شهرستان سیرجان از توابع كرمان است كه مردم آن دركوهستان چهارگنبد و روستاهای بلورد و كهن شهر سكونت دارند. - وجه تسمیه و سابقه تاریخی ظاهراً واژه بچاقچی یا بوچاقچی در گویش تركی از دو بهر «بوچاق» یعنی چاقو، كارد و سرنیزه و پسوند «چی» تشكیل شده است. بنابراین بوچاقچی معنی نیزه گذار و دشنه دار را می‌دهد. از آنجا كه عشایر بچاقچی از آذربایجان به منطقه كرمان مهاجرت كرده‌اند و مردمی جنگجو و سلحشور هستند می‌توان این وجه تسمیه را از نظر روحیه این افراد صحیح تر دانست. گرچه برخی نیز بر این باورند كه نام این ایل را از واژه بوچاق به معنی عسل گرفته‌اند. بنابر روایات ریش سفیدان و مطلعان ایل بچاقچی، نادرشاه افشار این ایل را از قره داغ آذربایجان به سرزمین كرمان كوچانیده است. در اواخر حكومت قاجاریه رئیس ایل بچاقچی، اسفندیارخان بود كه در زمان حكومت آصف الدوله (1315هـ.ق 1897 م) سیرجان را تسخیر كرد. آخرین فعالیت این ایل در جنگ جهانی اول (1914-1918م) و هنگام حمله انگلیسیان و اشغال ایران است. حسین خان شجاع پور پسر اسفندیار خان كه از افراد نامی ایل بچاقچی و موثر در تاریخ كرمان بود در سال 1333هـ.ق (1914 م) آلمانیان مقیم كرمان را ربود ومدتها با قوای تجاوزگر انگلیسی جنگید. - سردسیر و گرمسیر منطقه سردسیر ایل بچاقچی در گذشته، ارتفاعات چهار گنبد و بلورد و گرمسیرشان عین البقر و مراتع پیرامون آن بوده است. - نظام سنتی ایلی و ساخت قدرت ایل بچاقچی از تعدادی طایفه، هر طایفه از چند تیره، هر تیره از تعدادی ایشوم (eysum) و هرایشوم از چندین خانوار تشكیل می‌شده است. بنابراین نظام سنتی ایلی از بزرگترین واحد تا كوچك ترین آن از این قرار بوده است: ایل، طایفه، تیره، ایشوم و خانوار. ایشوم تركیب ثابتی ندارد و معمولاً تعدادی خانوار با توافق هم تشكیل یك ایشوم را می‌دهند، از این رو به اصطلاح خودشان، خانوارهای یك ایشوم با یكدیگر شریك رمه هستند. این خانوارها ممكن است با هم خویشاوند باشند یا اینكه نسبتی نداشته باشند، به هر حال یك خانوار عضو ایشوم می‌تواند در پایان سال دامداری (آخر بهار) به علت به توافق نرسیدن با خانوارهای دیگر از ایشوم جدا و به ایشوم دیگری ملحق شود. خانواده در ایشوم هسته‌ای و استقلال نسبی دارد. اما هر خانواده با دیگر خانواده‌های عضو ایشوم در همه كارها، همبستگی اجتماعی دارد. امور اجتماعی و تولیدی ایشوم اغلب به صورت تعاونی وبا كمك یكدیگر انجام می‌گیرد. درگذشته در راس تمام ایل یك خان (ایلخان) قرار داشت. در حال حاضر هر طایفه یك خان و هر تیره یك ریش سفید و هر ایشوم یك نفر سر ایشوم دارد. هر ایشوم در كار خود استقلال دارد و اطاعت از دستورها و توصیه‌های ریش سفیدان فقط به خاطر احترام به آنان است و ایشان جز در موارد خاصی همانند میانجی گری و حل اختلافات نقش ویژه‌ای در تصمیم گیریها ندارد. ساخت اجتماعی شبكه قدرت ایل ایلخان طایفه كلانتر (خان) تیره كدخدا (ریش سفید) ایشوم سرایشوم خانوار رئیس خانوار - طایفه‌های ایل بچاقچی ایل بچاقچی از طوایف: انكلوییه، گوهردیپو، شول، ارشلو، عباسلو، سوخته چالی، سارسعدلو، خروس لو (Xoroslu)، پوررضا قلی و امینی تشكیل شده است. - اقتصاد ایل بچاقچی الف) دامداری با این كه مردم ایل بچاقچی یكجانشین شده‌اند اما هنوز از طریق دامداری و قالی بافی امرار معاش می‌كنند و درآمد آنان از این راه است. بیشتر خانواده‌های بچاقچی حداقل ده تا پانزده گوسفند و بز و یك یا چند گاو دارند. محصولات دامی این ایل علاوه بر تامین نیاز خانواده، جنبه كالایی نیز دارد و بیشتر پیله وران و مغازه داران محلی به بازار سیرجان عرضه می‌كنند. فراورده‌های دامی آنان عبارتند از: پشم، كرك، مو، پوست، ماست، كره، روغن، دوغ، كشك، پنیر، ترف، (قره قوروت)، لور. در زیر به مراحل مختلف مربوط به دامداری در ایل بچاقچی اشاره می‌شود. 1- آمیزش و باروری دامها چوپان هر رمه در اوایل فصل تابستان و به اصطلاح خودشان «نوبهار» قوچها و بزهای نر را از گله جدا و در اواخر تیرماه یا «120 بهار» دوباره آنها را وارد گله می‌كند. بدین ترتیب زمان باروری دامها و بالاخره زایش آنها هماهنگ می‌شود. یعنی دامها در هنگامی می‌زایند كه سرمای هوا كاهش یافته است و رو به گرمی می‌رود. 2- دروش (dorus) دروش، نشانی است كه برای مشخص شدن دامهای افراد مختلف بر روی گوش حیوان به وجود می آورند. دروش برحسب بریدگی، نامهای گوناگونی دارد. مثلاً اگر قسمتی از گوش بریده شود به آن برگه گوش می‌گویند، چنانچه به كنار گوش بریده شود، كاربر و اگر وسط گوش چاك داده شود، چارگوش نامیده می‌شود. گاه برای علامت گذاری و شناسایی دامها از داغ كردن استفاده می‌كنند. در واقع دروش یا داغ در حكم سند مالكیت افراد بر دامهاست. 3- چوپان چوپان براساس قراردادی كه با صاحب گوسفندان دارد، رمه را در سردسیر و گرمسیر می‌چراند. در اول تابستان با چوپان قرارداد می‌بندد. مزد چوپان به صورت نقدی و جنسی پرداخت می‌شود. وسایل چوپان عبارتند از كوله پشتی، چوب دستی، مشك و غیره. ب) كشاورزی در ایل بچاقچی زراعت غلات شغل جنبی آنان را تشكیل می‌دهد و تا اندازه‌ای پاسخگوی نیاز درونی عشایر بچاقچی است و به عبارت دیگر در حد رفع نیاز خود (در حد خود مصرفی) به زراعت می‌پردازند. محصولات كشاورزی آنان: گندم، جو و مقداری علوفه برای تغذیه دام هاست. در بعضی روستاها مانند بلورد، كشاورزی بیشتر بر باغداری متكی است. درختان به، بادام، گردو، زردآلو، سیب و آلبالو در باغهای این ناحیه به چشم می‌خورند، محصولات آنها اغلب بیش از حد نیاز مردم است كه به بازار سیرجان عرضه می‌شود. پ) صنایع دستی صنایع دستی از نوع ریسندگی و بافندگی یكی از اشتغالات عشایر بچاقچی است. دستبافت‌های مردم این ایل بسیار مرغوب و شهره است. در میان بچاقچیان علاوه بر قالی و قالیچه، بافتن جاجیم، گلیم، خورجین، پلاس، چنته، شیریكی، نمدكان، قاشق دان، مفرش، آیینه دان و دیگر اشیای موردنیاز زندگی چادرنشینی و همچنین اشیای زینتی از این قبیل همیشه معمول بوده است. قالی و قالیچه بافی مهم ترین هنر دستی و پس از دامپروری عمده ترین منبع درآمد خانواده‌هاست. - ویژگیهای قومی الف) نژاد، زبان، دین مردم ایل بچاقچی اصلاً ترك و زبان آنان تركی است، ولی به علت ارتباط با مردم روستاها و عشایر فارسی زبان، واژه‌ها و تركیبات فارسی در گویش ایشان نفوذ كرده است. مردم این ایل علاوه بر گفت و گوهای روزمره در كارهای زراعت و حتی در صنایع دستی از اصطلاحات فارسی استفاده می‌كنند. عشایر بچاقچی پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند. ب) اعیاد و جشنها در عید نوروز همه اعم از زن و مرد لباس نو می‌پوشند و بانوان خود را به زیورآلات زینت می‌دهند. در این روز بهترین و لذیذترین غذاها را طبخ می‌كنند و می‌خورند. در روز عید قربان، گوسفند یك ساله قربانی می‌كنند. اولا و نزدیكان برای عرض تبریك و تهنیت به خانه‌های یكدیگر می‌روند. در روز عیدفطر بعد از ادای زكوه فطر، كلیه روزه داران در ساعت 8 صبح در مسجد و اگر نباشد در منزل كدخدا و ریش سفیدان ایل، اجتماع می‌كنند و به صورت جماعت و اقتدا به یك نفر امام كه در زمره علما و فضلا به شمار می‌رود نماز عید را می‌خوانند. پ) خواستگاری و عروسی پدر پسر یك نفر از بزرگان ایل را به خانه دختر می‌فرستد تا از دختر او خواستگاری كند. در صورت موافقت، خانواده پسر یك دست لباس، با یك انگشتر به عنوان نشانه برای دختر می‌فرستند. در زمان مناسب و با توافق طرفین در منزل پدر دختر جلسه عقدكنان تشكیل می‌شود. میزان صداق كه طلا، نقره، زمین، شتر و غیره است تعیین و در عقد نامه ثبت صیغه عقد جاری می‌شود و ازآن پس عروس از لحاظ حفظ شئون اجتماعی و ایلی تا هنگامی كه مراسم زفاف به عمل نیامده خود را از داماد پنهان میكند. پس از عقد، جشن عروسی برپا می‌شود. آخرین روز عروسی همه مردم ایل را دعوت و در این جشن مراسم شتردوانی و تیراندازی را اجرا می‌كنند. بدین ترتیب كه شاخه بلندی از چوب به نام «طراده» در زمینی فرو می‌كنند و سرآن سكه طلا یا پول نقره و غیره می آویزند. میهمانان یكی پس از دیگری تیراندازی می‌كنند هر كس برنده شد سكه‌ها به وی تعلق می‌گیرد. در این هنگام سلمانی، سروصورت داماد را اصلاح می‌كند. زنان طایفه نیز به سروصورت وی نقل می‌پاشند و شادی می‌كنند. سپس داماد را سوار شتر می‌كنند و باهلهله و شادی به حمام یا كنار آب رودخانه یا چشمه می‌برند. پس از استحمام مجدداً كاروان به سمت عروس به راه می افتد. در این هنگام عمل سرابی یا به اصطلاح محلی بخشیدن اغنام و احشام و زمین از طرف پدر عروس به داماد صورت می‌گیرد. طلاق به ندرت اتفاق می‌افتد و در صورت اجبار طبق مقررات مذهبی انجام می گیرد. ت) نوزاد اول در شب شش تولد نوزاد دختر یا پسر جشنی برپا و كودكان پسر 3 تا هفت ساله را ختنه می‌كنند و جشن باشكوهی برپا می‌دارند. ث) فوت و مراسم تدفین چنانچه یكی از افراد ایل فوت شود همه مردم ایل اعم از بستگان، آشنایان و غیره برای عرض تسلیت به خانواده متوفی حاضر می‌شوند و كسان فرد فوت شده از آنان پذیرایی به عمل می آورند. تا چهل روز نزدیكان متوفی در غم و اندوه هستندو حق شادی ندارند و تا چهار ماه نیز عزادار خواهند بود تا عمل خاك بندی در پایان چهار ماه بر سر مزار متوفی انجام گیرد. ج) برخی از باورهای عشایر بچاقچی - اگر باران نبارد، عروسكی پارچه‌ای به نام گشنیز و یا شابارون درست می‌كنند و در كوچه‌ها یا در میان چادرها می‌گردانند. - مردم بچاقچی بر این عقیده اند كه شیر گوسفند وبزمال خواجه خضر است از این رو در روز چهلم بهار به خال كوه پاریز می روند و با همه شیر آن روز رمه، آش شیر می پزند و به عنوان نذر خواجه به مردم می دهند. - اولین روزی كه گوسفند را به كوه می برند آن را از زیر قرآن و از میان دو كپه آتش و دود اسپند عبور می دهند و دوشیزه‌ای به دنبال رمه، آب می پاشد. - هنگامی كه زنان، نان می پزند و یا از كره روغن می گیرند نباید مردان حضور داشته باشند. - اگر وضع جوی منطقه مناسب نباشد كوچ را آغاز می كنند ولی اگر در حال كوچ باشند اشكالی ندارد. - در موقع برداشتن محصولات غلات، سنگی كه آن را سنگ خواجه خضر می گویند در زیر خرمن گندم یا جو می گذارند و براین باورند كه این سنگ سبب بركت خرمن می‌شود. - خون گوسفند قربانی را برروی زمین نمی ریزند و آنرا به دیوار آفتاب دار می پاشند. ایل افشار ایل افشار در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی به سرزمین كرمان كوچانیده شد. مردم این ایل در بخش جنوبی منطقه وسیعی كه از جنوب غربی رفسنجان در جهت جنوب شرقی تا جاده كرمان – بم امتداد دارد، زندگی می كنند و مركز دادوستد آنان شهر بافت است. احمدعلی خان وزیری كرمانی می گوید: افشار، عمده ایلات كرمان است. ترك زبانند. قشلاق آنها بلوك ارزوییه و ییلاق آنها بلوك اقطاع است. به شجاعت سواره و پیاده این قبیله در كرمان نیست. تقریباً هزار خانوارند و سیصد سوار خوب و هفتصد تفنگچی پر دل دارند، جنگ با چماق و شش پر را بهتر از ایلات فارسی می‌نمایند. اسامی طوایف آنها به نظر نامه نگار از این قرار است: علی قرلو و اشرف لو و قاسملو و پیرمرادلو و ره درازلو و حیدر محمد شاهلو وآمویی و میرجانی و جان قلی اشاقی و فارسی مران وصفی قلی اولادی و ساربان. هر قبیله رئیسی دارد و آن را سلطان گویند. محمدعلی خان سدید السلطنه در سفرنامه خود درباره طوایف افشار چنین می نویسد: طوایف این ایل عبارتند از: حمزه لو، قاسم اولادی، جلال لو، آل كسوا، زرگر، صفی قلی اولادی. تیره های مستقل ایل افشار از این قرارند: پورممشالو، پیرمرادلو، آقاجان لو، ولیپور، قرایی، میرحسینی، فارسی مدان، میرجانی، قره قویونلو، قره گزلو، حمزه خانی، برآوردی، عمویی، غنچه‌ای، صادقی، رایینی، شهسواری، جامعه بزرگی، مرادی، ساوندر، خبری. ایل لك ایل لك در حدود سال 1100 شمسی (265 سال پیش) از منطقه فارس به كرمان مهاجرت كرد. این ایل یكی از نژادهای اصیل و خالص ایرانی است. سردسیر ایل لك، ناحیه بزنجان و گرمسیر آنان دولت آباد است. مردم این ایل از طریق دامداری، زراعت، شترداری و صنایع دستی مانند قالیچه و قالی امرار معاش می كنند. دین ایشان اسلام و مذهب آنان شیعه است. طوایف این ایل عبارتند از: لك، سرگداری، كوچك خانی، مهمنی، سلطان شیخ، عرب سلغار. ایل جبال بارزی بخش جبال بارز از توابع شهرستان جیرفت است و ارتفاعاتی دارد كه از شمال به جنوب كشیده شده است و شهرستان‌های بم و جیرفت در قسمت شمال و جنوب آن قرار گرفته‌اند و عشایر سلحشور ایل جبال بارز در این ناحیه زندگی می‌كنند. - وجه تسمیه وسوابق تاریخی وجه نامگذاری قوم بارز را می توان از ریشه برازوبرز، تصور نمود كه به معنی بلندی و كوه است. اما با توجه به اعتقادات مردم این ایل و همچنین جنگجویی و سلحشوری و روحیه ایلی آنان شاید بتوان اصل آن را از واژه پهلوی «بئیرزد» (bairazd) دانست كه در بند هشن به معنی برانگیزنده و جنگ آمده است. از انجا كه واژه بئیرزد، درست صورت تلفظ «بارزد berizd بهرزد bairazd» می تواند باشد كه نام اصلی قوم بارز ضبط شده است. استرنج می‌گوید: «در شرق جیرفت جبال بارز واقع است كه در قرن چهارم از جنگل‌های انبوه پوشیده بود و در زمان فتوحات اسلامی مجوسیان آنجا را پناهگاه خود قرار داده بودند تا از آسیب لشكریانی كه خلفای اموی به سركوبی آنها می فرستادند محفوظ بمانند و فقط پادشاهان صفاری توانستند آن ناحیه را مسخر و اهالی را تابع اسلام سازند. «معزالدوله احمد دیلمی نیز برای سركوبی عشایر بارز به آنجا لشكر كشیده اما در این نبرد شكست خورده است. ملك قاور سلجوقی (422-466هـ.ق 1050 -1037م) با قوم بارز جنگیده و آنان را قلع و قمع كرده است. مردم این ایل با اتابكان فارس نیز زد و خوردهایی كرده اند و سركوب شده اند. - قلمرو، سردسیر و گرمسیر مردم ایل جبال بارز، سرزمین خود را به 3 ناحیه مجزا به نامهای مسكون، امجزو گاوكان تقسیم و برای هر یك از این نواحی یكی از افراد لایق و مورد اعتماد ایل را به عنوان ریش سفید و بزرگ انتخاب كرده‌اند و از دستورهای او اطاعت می‌كنند. منطقه سردسیر این ایل «مسكون» و گرمسیر آنان «گاوكان» است ناحیه «امجز» نیز ییلاق خانهای جبال بارز است. - طوایف ایل جباری بارزی طایفه‌های این ایل عبارتند از: ملایی، سنجری، محمودی، بیدمشكی، جعفری، رشید، میجانی، میرشكاری، سرحدی، پورجمعه، درینی. - اخلاق، عادات و دین عشایر جبال بارز مردمی سلحشور، دلیر، متدین و مهمان نوازند. در تیراندازی مهارت دارند و عموماً صاحب تفنگ هستند و به شكارآهو، كبك و غیره می پردازند. همه آنها پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند. - مراسم ازدواج پسرودختر یكدیگر را می پسندند. پدر پسر با پدر دختر مذاكره می كند و چند روز بعد شخص دیگری را به خانه پدر دختر می فرستد. معمولاً موافقت در دفعه اول و دوم را عیب می دانند. پدر و مادر پسر هدایایی برای عروس می برند و میزان صداق، هزینه و مدت جشن عروسی در جلسه‌ای تعیین می شود. چند روز بعد از خرید لباس و لوازم ضروری، خانواده داماد چادرهای خود را جمع و در نزدیك خانه پدر عروس برپا می‌كنند. از این تاریخ جشن عروسی شروع می شود. افراد دعوت شده یكی پس از دیگری سوار بر اسب و شلیك كنان به محل جشن می آیند. هنگام شب جوانان و مردان به دور خرمنی از آتش مشغول رقص چوب می شوند. عقدنامه در محل منعقد و یا به دست پیكی به شهر فرستاده می شود تا رئیس محضر مقیم شهر آن را مهر كند. جشن حدود 10-15 روز به طول می انجامد. بالاخره روز آخر پلاس و لوازم گرم كردن آب را به كنار رودخانه می برند و مردان و زنان شادی كنان داماد را سوار بر اسب به محل چادر می برند. عده‌ای داماد را به داخل چادر می برند، بدن او را می‌شویند و لباسهای نو و مخصوص عروسی به تن او می كنند. سپس وی سوار اسب می شود و همگی را جفت می‌كنند. در بین راه داماد را به زیارتگاهی كه معمولاً بالای كوه قرار دارد می‌برند. سپس داماد را در كلبه‌ای كه اطراف و سقف آن با چوب پوشیده شده است بر تشكی كه به اصطلاح محلی «تخت» نامیده می‌شود می‌نشانند و مردان هم پیرامون او می‌نشینند و مدعوین هر كدام با توجه به وضع مالی خود پولی به عنوان كمك در دستمالی كه در وسط پهن شده به سوی داماد می اندازند و یكی از مردان مبلغ پرداختی ونام پرداخت كننده را در كاغذی یادداشت می كند. حدود ساعت 3 بعد از نیمه شب داماد را با شكوه خاصی به چادر عروس می برند و عروس طوری در كنار داماد می نشیند كه قسمتی از چادر سرش برروی زمین و در جلوی داماد پهن شود.ملای ایل، مهر و تسبیحی روی چادر عروس می گذارد و داماد به توصیه ملا برروی چادر عروس دو ركعت نماز به جا می آورد. جشن پایان می یابد و فردای آن شب مردم ایل به عروس و داماد مبارك باد می گویند و پراكنده می شوند. - عزاداری هنگامی كه كسی از مردم ایل جبال بارز فوت می كند همه مردم ایل جمع می شوند و در مراسم تغسیل و تدفین شركت می كنند و پس از صرف ناهار به خانه‌های خود بر می گردند. اولین پنجشنبه‌ای كه فرا می‌رسد مرد و زن جمع می شوند وبه گورستان می روند و پس از خواندن فاتحه بر می گردند. - بیماری اگر كسی از آنان بیمار شود، بلافاصله عده‌ای زن و مرد به عیادت او می‌آیند و از گیاهان دارویی كه در آن ناحیه به حد وفور یافت می شود می جوشانند و به مریض می خورانند و یك نفر بالای سر بیمار می نشیند و با صدای بلند دعای جوشن كبیر می خواند. اغلب به دست بیمار یك دسته پونه می دهند كه ببوید. ایل مهنی (Mehni) مهنی از ایالات قدیمی كرمان است و در گذشته، این ایل «كوفج» بوده كه در بخش ساردوییه پراكنده‌اند. ییلاق آنان نحایه رودبار و قشلاقشان پیرامون جیرفت و اسفندقه است. عشایر مهنی مردمی سلحشور و جنگجو بوده‌اند. معزالدوله دیلمی برای سركوب آنان لشكركشی كرد ولی از این ایل شكست خورد. ملك قاورد سلجوقی نیز باآنان جنگید اما فقط با حیله توانست مردم ایل مهنی را سركوب و روسای ایل را دستگیر كند. در دوران حكومت عباس خان جوانشیر (حاكم كرمان) میرزا اسدالله خان پسر میرزا جبار مامور دستگیری رئیس ایل مهنی شد. پس از چند روز زد و خورد بالاخره ملامحمد حسن، ملاابوالقاسم، قاسم شیخ و ظهر علی كه از كلانتران معتبر ایل بودند فتحعلی خان را كه رئیس قبیله بود ( در سال 1259 هـ.ق) دستگیركردند و به میرزا اسدالله خان سپردند. فتحعلی خان به كرمان اعزام شد و 5 یا 6 سال بعد در كرمان در گذشت. - طوایف ایل مهنی از این قرارند: جلالی، كامرانی، احمدی، برخوری، مارزی، دلفاردی، بهرآسمانی، لری. – تیره‌های مستقل این ایل عبارتند از: قاسمی، سلطانی، جلالی، شفیعی، تركستان، عابدینی، كریمی، سمندری، كمالی. ایل لران عشایر لر در سرزمین كرمان زندگی می‌كنند و به دو گروه متمایز تقسیم می شوند: نخست لران كرمان كه عموماً در نزدیكی بهر آسمان جیرفت و نواحی كوهستانی رابر و جواران به سر می برند. زمستان ها حدود اسفندقه و دره «پندارت» می روند. از تیره‌های شیخ حسینی، شمس الدینی و حیدری تشكیل شده اند. در تابستان به روستاهای باب گلو، سرخو، پیلوع روسكین، هنجم، هنگر، دزون، زهمگون و تنگ چهل دختران می روند. این عشایر مردمانی میهمان نواز، ساده دل و بی آلایش هستند. سایر ساكنان آنجا،چادرنشینان لر را «ده كمی‌ها» می گویند و عده‌ای عشایر لر نیز ساكن كوهستان بهمنی، دشت آب و اسفندقه هستند كه به «لرولی اوشاغی» معروف شده‌اند. بعضی از لران منطقه كرمان اصل خود را از سرزمین كهكیلویه می دانند. گروه دیگر لران كرمان، عشایری هستند كه حوالی كوه پنج، وكیل آباد و پاریز سكونت دارند. رئیس طایفه در اواخر حكومت قاجاریه حاج سهراب خان لری بوده است. بنا به روایات بزرگان و ریش سفیدان آنان، مردم این طایفه در دوران تیمور (795 ق.ق -1392 م) از كردستان به سرزمین كرمان كوچانیده شده اند. عشایر و ایلات لر، ساكن كرمان عبارتنداز: لری كوه پنجی شامل تیره‌های میرزاحسنی، رضایی، سهراب خانی. لرجیرفت شامل تیره‌های: مشهدی حسین، خدادادی، حیدری، بارانی، عبداللهی، سهرابی، شفیعی، آقارضایی، قنبری، غلامرضایی، عباسی است. اعراب كرمان اعراب فارس معمولاً تابستانها را در داراب و فرگ و زمستانها را در نواحی نی ریز، هرات و مرودشت فارس كه با روستاهای شهربابك كرمان هم مرز است به سر می برند. این عشایر از قرن هشتم هـ.ق به بعد قبل از تسلط امیر محمد مظفر و در زمان سلطان ابوسعید مغول به شهربابك آمدند، بعضی از روستاهای آنجا را متصرف شدند و مردم آن سامان را نیز غارت كردند و پس از چندی نواحی انار و رفسنجان را هم تسخیر كردند. ولی در هنگام لشكركشی امیرمحمد مظفر، قبایل عرب، انار و رفسنجان را تخلیه كردند و اموال واحشام خود را به كوهستان راویز و میمند (میان شهربابك و رفسنجان) بردند. در این جنگ حسن فولاد رئیس آنان به قتل رسید. امیر محمد، آنان را تعقیب كرد، عده‌ای را كشت و به زنان و كودكان اجازه داد كه به فارس برگردند. پس از سال 757هـ.ق 1356 م، بار دیگر اعراب كرمان به سرپرستی محمود تیمور، شورش كردند ولی امیر مبارزالدین محمدمظفر، مردم این طایفه را سركوب كرد و سران آن را به قتل رساند. طایفه‌های عرب ساكنان كرمان: مزیدی، عبداللهی، لومحمدی، كطی، عرب حاج حسینی، عرب بنی اسدی و غیره بوده‌اند. ایل سلیمانی در مورد اینكه ایل سلیمانی جز و بومیان بودند یا از مهاجران مستقر در استان كرمان و اینكه آنها چگونه و چه وقت سرزمینی را كه در اختیار داشتند تصرف كردند، هیچ سند و مدرك مكتوبی دیده نشده است. ولی براساس روایات شفاهی كه سینه به سینه و نسل و نسل از پدران به فرزندان منتقل شده، عشایر سلیمانی جزو بومیان این ناحیه نبوده‌اند بلكه آنان از استان فارس به استان كرمان مهاجرت كرده‌اند. براساس تحقیقات و گفتگو با پیرمردان و رؤسای طوایف مختلف سلیمانی و همچنین تحصیل كردگان آگاه به تاریخ این ایل، همگی بر مهاجرت سلیمانی‌ها از استان فارس به این منطقه تاكید ورزیده‌اند» در تقسیم بندی بیشتر در مورد اقوام كوچنده در كرمان، ایل سلیمانی جزو مهاجران قلمداد میشوند. سلیمانی‌ها، طایفه‌ای از ایل بزرگ «مهنی» هستند كه در جنوب استان كرمان از ارتفاعات كوه هزار تا دشتهای پست و گرمسیری غرب هامون جازموریان زندگی می كنند. وزیری در جغرافیای كرمان درباره ایل مهنی می نویسد: «طایفه مهنی از ایلات قدیم كرمان است و در زمان پیش نام این ایل كوفج بوده و در همین كوهستان، بهرآسمانی، رمان، بارچی، لرچی، و سلیمانی واقع در بلوك ساردوییه منزل داشتند و در زمستان به جیرفت و اسفندقه قشلاق می كردند. اكنون هم همین طور است.» دمشقی در نخبه الدهر در مورد سرزمین قوم قفض در كرمان می نویسد: «در آن حدود كوهستان قفض، مركب از هفت «كوه بند» است. از آن جمله كوهستان بارز كه در آنجا، آهن و نقره یافت می شود و ساكنان آن جمعی از عشایر كوچ نشین‌اند كه به شمار نمی‌آیند، از حیث كثرت و از شدت تهوری كه دارند كسی نمی‌تواند برآنها چیره و آنها را نابود كند. شاخه دیگری از كوفچ‌ها قوم بارز می باشند كه در حال حاضر در شمال جیرفت سكونت دارد. اصطخری سرزمین آنها را در قرن چهارم هجری چنین وصف می كند: «جبال بارز، كوه‌های سردسیر است و پر نعمت و استوار، آنجا برف افتد و به روزگار گبرگان بودند و دزدی كردندی، بدتر از كوچ و به روزگار بنی العباس مسلمان شدند و دست از بدیها برداشتند و چنان بود كه یعقوب لیث و عمرولیث سران ایشان را نیست كردند و ایشان آرام گرفتند و اندرین كوهها معدن آهن باشد». طوایف تشكیل دهنده ایل مهنی تا اواخر دوره قاجار عبارت بودند از: طایفه سلیمانی، بهرآسمانی، مقبلی، ماركی، بارجی، مقصودی و افضلی. دیگر طوایف كرد سلاجقه، سلاری، بزسفید و ... جزو جمع ایل مهنی به شمار می رفتند. آقای عبداله گروسی به متن فرمانی اشاره می كند: «به نظر می رسد كه طایفه بزرگ جبال بارزی كه حدود دو هزار خانوار آنان در روزگار قاجار به ناحیه اقطاع (بافت) كوچانده شده اند، پیش از این جزو اتحادیه ایلی مهنی قرار داشته اند. به موجب فرمانی به تاریخ ماه رمضان سال 1332 هجری قمری از طرف صمصام السلطنه بختیاری والی كرمان، لطفعلی خان صارم السلطنه به حكومت حدود جیرفت و اسفندقه و مهنی و رابر انتخاب می شود. پس از حوادث سال 1300 شمسی و دوران سركوبی و تخته قاپوی و اسكان اجباری ایلات و تحولات سیاسی و اقتصادی به ویژه دگرگونی‌های چند دهه اخیر ساختار ایل مهنی و نظام آن فروپاشیده و پیوندهای آن حتی در دوران طوایف و میان تیره های مختلف این طوایف نیز دارای استحكام و عملكرد نمی باشند» چنین می نویسد: «برطبق نظر بزرگان و ریش سفیدان كنونی ایل، به نقل سینه به سینه از گذشتگانا خود، جد سلیمانی ها شخصی به نام قربان خان پسر امیر محبت از عشایر فارس خمسه (بهارلو، اینانلو، عرب، باصری، ونفر) كه در اطراف داراب، نیریز، فسا، استیمان (اصطهبان) در استان فارس سكونت داشته اند، بوده است. وی در زمان حكومت افشاریه یا زندیه به علت دخالت در امور سیاسی ایل كه پدرش ریاست قسمتی از آن را عهده دار بوده و همچنین درگیری با خوانین منطقه از طرف پدر مجبور به ترك موطن اصلی خود شده و به سكونت اجباری در استان كرمان می پردازد. »همان گونه كه گفتیم تاریخ دقیق و سند كتبی مبنی بر این مهاجرت در دست نیست. اما آنچه را می توان سند مكتوب تلقی كرد، تاریخ وفات امیر شكار قربان است كه بر سنگ قبر او واقع در روستای «ده ولك آدوری» (ده ملك) حك شده است. تاریخ وفات وی در سال 1199 هجری قمری مطابق با 1158 هجری شمسی است. اگر سن او را در هنگام وفات 60 سال (با توجه به اینكه امید به زندگی در ایران آن زمان همین حدود بوده است) مهاجرت او را می توان از اوایل حكومت سلسله افشاریه تا اواخر زندیه تخمین زد كه این تاریخ با گفته‌های شفاهی و نقل سینه به سینه بزرگان ایل مطابقت دارد. ویژگیهای ساختاری ایل سلیمانی: «طایفه سلیمانی در حال حاضر از 10 تیره تشكیل شده است و هر تیره به چند اولاد و هر اولاد به چند ایشوم تقسیم خانوادگی میشود. اجتماع و گردهمایی چندین خانوار چادرنشین در یك جا، یك ایشوم را به وجود می آورد. دو عامل همبستگی و اقتصادی، در تشكیل و تكامل ایشوم نقش اصلی دارند. رشد و تكامل ایشوم مانند سلولی است كه در زمان نمو كامل تقسیم می شود. ایشوم پس از تشكیل به تدریج از نظر تعداد خانوار و دام رشد و توسعه می یابد. اما این رشد و نمو نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد. هرایشوم ظرفیت معینی برای رشد و توسعه دارد. وقتی به آن درجه از رشد رسید تقسیم میشود. آنچه این ظرفیت را محدود می كند در درجه اول مرتع و تعداد گوسفندان گله است. ایشوم یك واحد اجتماعی، اقتصادی و اصلی ترین گروه خویشاوندی در هر گروه ایلی به شمار می رود. اعضای ایشوم گله مشترك دارند و بسته به قدرت و منزلت اجتماعی و اقتصادی، صاحب تعدادی دام در گله یا گله‌های ایشوم هستند. هر ایشوم بزرگتری دارد به نام «سرایشوم» كه ایشوم به نام او خوانده می‌شود: مانند ایشوم خورشید سلیمانی از تیره میرزاخانی. وظایف سرایشوم عبارت است از انتخاب قلمرو، تعیین زمان حركت و زمان بندی چرا، اجاره مرتع و پس چرا، زراعت (سیفال) و حفاظت از حدود مراتع ایشوم و روابط خارجی. در مورد دیگر ایشومهای تیره، اخذ پروانه چرا و معاملات و عقد قرارداد با چوپانع ممكن است یكی از سرایشومها به سمت كدخدا و بزرگتر تیره انتخاب و یكی از ریش سفیدان و بزرگان تیره‌ها به سمت كلانتر و ریش سفید طایفه برگزیده شود. عوامل مؤثر در انتخاب بزرگ تیره و بزرگ طایفه عبارتند از: قدرت شبكه خانوادگی، قدرت رهبری، خبرگی، قدرت اقتصادی، ارتباطات خارجی، اقوام پدری، اقوام مادری، اقوام همسر و قدرت زن».

مجموعه : ايران، طبيعت و صنايع دستی ارسال کننده: کرمان

منبع : سایت http://negah.irib.ir/

سیرجان

سیرجان شهری تاریخی در غرب استان کرمان و مرکز شهرستان سیرجان است. این شهر با توجه به قرارگرفتن در تقاطع محورهای مواصلاتی یزد-بندرعباس و کرمان -شیراز از دیرباز مورد توجه بوده و تا سده دهم میلادی مرکز کرمان زمین بوده است.[۱] [۲] این شهر در ۹۶۰ کیلومتری تهران و ۱۷۵ کیلومتری کرمان قرار دارد. جمعیت این شهر بر پایه آمار سرشماری سال ۸۵ برابر با ۱۶۷٬۰۱۴ نفر است.[۳]

پیشینه

قديمی ترين سند تاريخی درباره سیرجان این نوشتهٔ ابن اثير است: "گشتاسب يکی از پادشاهان قديم ايران بود و دین سلیمان را داشت، دین زرتشت را پذیرفت و در کوهستانی که تمبور نام داشت جای گرفت و در حالت تقیه به عبادت مشغول شد". به عقيده استاد باستانی پاريزی، کوه تمبور همان است که در مشرق سيرجان و حدود چهار گنبد قرار گرفته و به همین نام مشهور است. [۱]

وجه تسمیه

دربارهٔ وجه تسمیهٔ سیرجان نظرهای مختلفی اظهار شده است، ولی پژوهشگران عمدتاً بر این عقیده‌اند که در زمان ساسانیان به دلیل وجود قناتهای بسیار زیاد در این منطقه، آن را سیرگان یا سیرکان یعنی سیرآب از قنات یا پر از قنات نامیده اند. عده ای نیز کلمه گان یا کان را که به معنی معدن است به علت وجود معادن گوناگون در این منطقه دانسته اند. در استیلای عرب نام سیرگان معرب شده و به سیرجان تغییر یافت.[۴]

سیرجان پیش از اسلام

بنای سیرجان را به بهمن پادشاه اشکانی نسبت می دهند. ژان گوره در کتاب خواجهٔ تاجدار، شرحی بر سیرجان می نویسد و نشان می دهد که سیرجان قبل از اشکانیان نیز آباد بوده و توضیح می دهد: « سیرجان قدیم، به قول مورخان قدیم، از جمله سیسرون و کتزیاس که در دورهٔ هخامنشیان می‌زیسته‌اند، دارای ده محله بوده و در هر یک از محلات آن شهر، یک دسته از مردم زندگی می کرده‌اند.»[۵] اما قدمت این شهر را به قبل از اشکانیان نیز نسبت داده‌اند. آن گونه که در کتاب تاریخ کرمان نوشته شده است :« اسکندر در بازگشت از هندوستان از روی قلعهٔ سنگ که محل قدیم شهر سیرجان است، عبور کرده و از طریق بوانات به پاسارگاد رفته است.»[۶]

سیرجان پس از اسلام

مقدسی در قرن چهارم هجری قمری، سیرجان را یکی از چهار ولایت کرمان ذکر می‌کند. سیرجان تا زمان سامانیان مرکز ایالت کرمان بوده و در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری، علی ابن محمد ابن الیاس، مرکز ایالت را که سیرجان بود برای این که به سامانیان که در خراسان بودند نزدیکتر باشد به شهر کرمان انتقال داد. [۱] شهر قدیم سیرجان در محل قلعهٔ سنگ (در فاصله ۹ کیلومتری شهر فعلی سیرجان قرار دارد) و تا سال ۷۹۶ هجری قمری آباد بوده است و در آن تاریخ به وسیله «ایدکو» سردار تیمور، که دو سال شهر را در محاصره داشت نابود می گردد. ساکنان باقیمانده آن به محلی در همان نزدیکی به نام باغ بمید منتقل می شوند و شهر جدید در آن موقعیت بوجود می‌آید.[۱] اما باز در هجوم محمود افغان به کرمان، سیرجان هم مورد حمله و غارت قرار می‌گیرد. سالها بعد در حدود سال ۱۲۰۰ هجری قمری، میرزا سعید کلانتر در جنوب باغ بمید دهی را آباد نمود که سعید آباد نامیده شد، و این سعید آباد، همین شهر فعلی سیرجان و درواقع سومین موقعیت این شهر است.[۶]

نمایی از شهر سیرجان

ویژگی‌های جمعیتی جغرافیایی و آب و هوا

آب و هوای سیرجان در زمستان ها سرد، در تابستانهاو بهار نسبتا معتدل است. رطوبت متوسط آن ۳۶٪ و متوسط بارندگي سالانه 160 ميليمتر است.[۷] یکی از مرتفع ترین دشت های داخلی ایران به نام دشت ابراهیم آباد در جنوب شرقی سیرجان قرار گرفته و حداقل ۱۷۱۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در ضمن سیرجان بدلیل موقعیت مهاجر پذیری خاصی که دارد پذیرای حجم عظیمی از مردم شهرهای همجوار بخصوص شهر بافت است.بهمین دلیل مردم این دو شهر دارای اشتراکات بسیاری با هم هستند. موقعیت ژئولوژیکیسم زمین شناسی سیرجان در کشور بی نظیر است. کویر نمک سیرجان در فاصله ۳۰ کیلومتری غرب شهر سیرجان واقع در استان کرمان می‌باشد. طول این کویر در حدود ۵۰ کیلومتر و عرض آن در قسمت میانی برابر با ۲۰ کیلومتر می‌باشد که هر چه در جهت شمال یا جنوب آن حرکت کنید از عرض آن کاسته می‌شود. [۸] سیرجان سرانه فضای سبز نسبتا خوبی دارد

مفاخر و مشاهیر سیرجان

سیرجان همواره مهد مفاخر و بزرگانی بوده است که بر پیشانی روزگار همچون مرواریدی درخشان نورافشانی کرده و مایه غرور و افتخار این منطقه بوده اند از جمله:

  • سیدجواد مدنی موسوی ملقب به بنان الشریعه،
  • شیخ محمد باقر سیرجانی ملقب به لسان العلما،
  • شیخ محمد حسن شهابی زیدآبادی ملقب به شیخ الملک وزیر نفت و اولین مدرس زبان فرانسه در ایران
  • موسس دادگستری در فارس و کرمان
  • شیخ محمد حسن سیرجانی ملقب به پیغمبر دزدان
  • عبدالکریم صالحی متخلص به نوا
  • استاد علی اکبر وثوقی رهبری(نویسنده)
  • محمد علی آزادیخواه (نویسنده)
  • محمد کرام الدینی (مولف و مترجم علم و آموزش علم).
  • محمد ابراهیم باستانی پاریزی (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)
  • طاهره صفار زاده (مترجم فرآن)
  • مصیب شهابی نژاد (هنرمند)

متقدمین:

  • حضرت خواجه علی ابن حسن سیرگانی عارف قرن چهارم و پنجم
  • حضرت شاه بن شجاع عارف قرن دوم و سوم[۹]

دیدنی‌ها و جاذبه های تاریخی و طبیعی

این شهر به دلیل قدمتی که دارد، مجموعه و موزه‌ای است ازادوار مختلف تاریخ ایران که هنوز در بناهای این شهر انعکاس دارد. معماری سیرجان صاحب یکی از بی نظیرترین نوع بادگیرهای ایرانی به نام بادگیر چپقی است.

بادگیر معروف چپقی

دیدنی‌های تاریخی-فرهنگی

از جمله دیدنیهای فرهنگی و تاریخی سیرجان:

  • امام زاده احمد (ع)
  • امامزاده علی (ع)
  • موزه سیرجان مکان: روبروی سالن امام علی داراقران اهلبیت(ع)
Museumsirjan.jpg

دیدنی‌های طبیعی و تاریخی دیگر

بازار تاریخی سیرجان
  • منطقه زیباو خوش آب و هوای پاریز
  • منطقه بکر کوه پنج
  • منطقه حفاظت شده سیاه کوه
  • سرو کهنسال امامزاده احمد
  • طبیعت زیبای بلورد
  • کفه نمک واقع در خیر اباد

هتل ها و مراکز اقامتی

کوه های سیرجان

کوه پنج، کوه لاشکار یا دکل، کوه سیاهکوه، کوه خواجویی، کوه چشمه قافل، کوه مغولی، کوه سیاهکوه خیرآباد، کوه باغچوبی، کوه منسار، کوه کلاهی، کوه زرد، کوه خاکی، کوه خاکستری، کوه دره گرا، کوه مگسی، کوه ریزآب، کوه یال خری، کوه کمربست، کوه پوته ای، کوه شاه خیرالله، کوه امیرالمومنین،کوه قله ماری، کوه تنبور، کوه یال سبز، کوه خدانزدیک، کوه لانه زنبوری، کوه کویز، کوه چاه پت، کوه چک آب، کوه باغ حسن، کوه تونل

بازارها

بازارهای سیرجان شامل یک بازار تاریخی وبزرگ و تعدادی بازار جدید ساز است. مجتمع تجاری بزرگ و مدرن مهر نیز از بازارهای مهم شهرسیرجان محسوب می شود. سیرجان شهری است که بیشتر ماهیت تجاری و صنعتی و اقتصادی دارد.

سوغات


فاصله تا سایر شهرها به کیلومتر

اقتصاد

سیرجان به موازات شهرهای کرمان و رفسنجان یکی از مراکز اصلی تولید پسته کشور بوده که به لحاظ افزایش سطح زیر کشت در چند سال اخیر و به ثمر رسیدن باغات جوان به زودی از عمده ترین تولیدکنندگان خواهد شد. به نظر می‌رسد پسته سیرجان به به لحاظ شرایط اقلیمی از نظر کاهش آلودگی به آفلاتوکسین در وضعیت بسیار بهتری قرار دارد که این از مزایای پسته این شهرستان به شمار می‌آید. منطقه ویژه اقتصادی سیرجان به عنوان اولین منطقه ویژه اقتصادی کشور نقش موثری در توسعه این مناطق در کشور داشته‌است. عده‌ای از مردم سیرجان مهاجرانی هستند که در سالهای پیش از سیوند در فارس به سیرجان مهاجرت نموده‌اند.

منطقه ویژه اقتصادی

منطقه ويژه اقتصادي سيرجان ،كه الگوي توسعه مناطق ويژه اقتصادي درسراسر ايران محسوب مي شود، نخستين منطقه ويژه چند منظوره(Multipurpose) در ايران است كه با مجوز فعاليتهاي همه جانبه اقتصادي در بخشهاي صنعت، تجارت و خدمات به سرمايه گذاران فعال خدمات ارائه مي دهد. منطقه ويژه اقتصادي سيرجان، در بهمن ماه سال 1370 بر مبنای تبصره 20 قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تأسیس و از شهریور ماه سال 1372 تأسیسات گمرکی، انبارهای نگهداری کالا و فاز اول تأسیسات زیر بنائی به بهره برداری رسیده است. منطقه ويژه اقتصادي سيرجان، تمامي امكانات و تسهيلات لازم براي توليد و تجارت بين المللي را يكجا و بصورت قابل دسترسي فراهم آورده و شرايط و موقعيت آن براي سرمايه گذاريهاي صنعتي، توليدي، تجاري و خدمات پشتيباني منحصر بفرد است. تاكنون بالغ بر 40 واحد توليدي با سرمايه گذاري بالغ بر 2000 ميليارد ريال در منطقه ويژه اقتصادي سيرجان به بهره برداري رسيده و فضاي انباري سرپوشيده بالغ بر 200000 مترمربع براي نگهداشت كالا در اختيارتجار و بازرگانان محترم داخلي و خارجي قرار مي گيرد.

دانشگاه ها

  • دانشگاه صنعتی سیرجان
  • دانشگاه پیام نور مرکز سیرجان
  • دانشگاه آزاداسلامی واحد سیرجان
  • دانشگاه واحد علوم و تحقیقات پردیس
  • دانشکده پزشکی سیرجان
  • دانشکده فنی حرفه ای واحد پسران شهید کرانی
  • دانشکده فنی حرفه ای واحد دختران کوثر
  • دانشگاه جامع علمی کاربردی
  • دانشگاه بین المللی منطقه ویژه اقتصادی سیرجان(گمرک)

بیمارستان ها و مراکز درمانی مهم

  • بیمارستان های سیرجان شامل سه بیمارستان است.
  • بیمارستان دکتر غرضی
  • بیمارستان امام رضا(ع)
  • بیمارستان آمادگاه ناوگان جنوب (نیروی دریایی ارتش)
  • بیمارستان بزرگی نیز در بزرگراه هجرت در دست ساخت است.

این سه بیمارستان از بیمارستان های مهم و مجهزایران هستند که سخت ترین درمان ها را هم انجام می دهند.


منبع : سایت http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%86

شهرستان حاجی آباد و زیست بوم مشترک عشایر سیرجان

شهرستان حاجی آباد در شمال استان هرمزگان قرار دارد این شهر از نظر طبیعی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می گردد طبیعت بخش شرقی شهرستان بسیار جذاب و دیدنی است شهرستان حاجی آباد ناحیه ای است که در میان کوه های آن دشتهای پهناور و حاصلخیز قرار گرفته است در شهرستان حاجی آباد و پیرامون آن کشاورزی و باغداری رواج داردو سیستم کشاورزی کارآمدی متناسب با توانهای مالی کشاورزی ناحیه پیدا شده است شهرستان حاجی آباد تا اواخر سال 1372 از بخش های تابع شهرستان بندرعباس محسوب می شد و علاوه بر اینکه از قطبهای مهم کشاورزی و دامداری استان بود یکی از قطبهای صنایع دستی منطقه نیز به شمار می رود ساکنین شهرستان حاجی آباد را افراد بومی – عشایر مهاجر فارس – کرمان بخصوص شهرستان سیرجان و هرمزگان تشکیل می دهد. کوچ و اسکان عشایر مهاجر سبب رواج بافت قالی و گلیم و سایر بافتهای داری در بین اهالی حاجی آباد شده است قالی بافی از جمله صنایع دستی رایج و مهم این منطقه است این صنعت به ویژه در بین عشایر اسکان یافته رونق زیادی دارد. مردم این منطقه به زبان فارسی با لهجه خاص محلی صحبت می کنند و به امور کشاورزی- دامداری- هنرهای دستی و کارهای اداری و خدماتی اشتغال دارند یکی از جاهای دیدنی شهرستان حاجی آباد چشمه سبزپوشان یا چشمه سوزپوشان از بزرگترین چشمه های گسترده استان هرمزگان است که در مجاورت کوه کوچکی در نزدیکی امام زاده ای در روستای برغنی از توابع شهرستان حاجی آباد واقع شده است. این چشمه از جمله مکان های دیدنی و گردشگری زیبای شهرستان حاجی آباد است میزان آب دهی این چشمه 360 لیتر در ثانیه است. آب این چشمه به وسیله کانالهای بتونی به طول 13 کیلومتر برای مصارف کشاورزی و آبیاری نخلستانها و مرکبات به روستای گنج می رود و باغهای منطقه جفا – طارم و هاشم آباد را نیز در مسیرش پوشش می دهد آزمایشات انجام شده روی آب این چشمه نشان از این است که وضعیت مطلوب آب چشمه محیط مناسبی برای رشد برخی گونه های جانوری و گیاهی فراهم کرده است. این چشمه محل زندگی ماهیان گونه واربوس- سیاه ماهی و کامفوزیا و گونه های مختلف از نرم تنان است همچنین از جوامع گیاهی می توان به جنس بلواش- علف هفت بند – گز – کنار و خرما اشاره کرد.

مجموعه : ايران، طبيعت و صنايع دستی ارسال کننده: خلیج فارس

منبع : سایت http://negah.irib.ir

برگزاری جلسه مشترک طرح ملی افزایش بره گیری در اداره کل امور عشایری استان


جلسه مشترک مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی و اداره کل امور عشایر استان کرمان در رابطه با طرح کلان ملی افزایش بره گیری در گله های گوسفند و بز- خرید دام امانی عشایر- پروژه بازاریابی صنایع دستی عشایر کرمان با حضور مدیرکل محترم اداه کل امور عشایرجناب آقای شاکری و جناب آقای مهندس فروغ عامری مسئول محترم بخش تحقیقات علوم دامی مرکز تحقیقات کشاورزی و جناب آقای مهندس شمس الدینی رئیس اداره امور عشایر شهرستان بافت و کارشناسان و مسئولین اداره کل امور عشایر در محل کنفرانس اداره کل امورعشایر کرمان تشکیل شد در این جلسه مهندس شاکری بیان کرد که مشکل عمده دام استان کمبود و یا کاهش زایش دام می باشد طرح ملی افزایش بره گیری بسیار مفید بوده و استان کرمان به عنوان پایلوت این طرح را شروع کرده است همچنین بیان کردند که بحث ایکاردا در منطقه بافت شروع گردیده و تداوم و آموزش و ترویج در کرک بسیار مهم و نیاز به اعتبارات ترویجی دارد و در این مورد نیز باید از معتمدین عشایر کمک گرفت و همچنین بیان کردند که باید مساله تبدیل کرک به نخ از طریق کارگروه توسعه کشاورزی دنبال گردد.

نقل از سایت سازمان جهاد کشاورزی استان کرمان

عکس پروژه های راه سازی


مشکلات عشایر در سال جاری

آقای مسعود کورکی نجات رئیس اداره امور عشایر شهرستان سیرجان اعلام نمود :

بعلت خشکسالیهای مستمر سنوات گذشته و گرانی علوفه ( کاه ، یونجه خشک شده و ...)، جو ،کنسانتره دامی و غیره و عدم استقبال از خرید دام با نرخ مقرون به صرفه سبب ایجاد مشکلات عدیده ای برای عشایر شهرستان گردیده است و از طرف دیگر بحران کاهش منابع آبی ( قنوات ، چشمه سارها و چاههای مالداری و چاه های عمیق و نیمه عمیق )عشایر را در تنگناه قرارداده است و باعث خروج عشایر از سکونتگاههای چندین ساله و تحت مالکیت خود گردیده .

عکسهایی از طبیعت



آبرسانی



عکس سوخت فسیلی

راهنمای سامانه سوخت شرکت پخش فرآورده های نفتی

مزایای سامانه درخواست فرآورده های نفتی:

1- عدم مراجعه مشتری به سازمانهای متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران جهت درخواست سهمیه.

2- کاهش ترافیک شهری و مصرف سوخت وسایل نقلیه به دلیل عدم نياز به مراجعه حضوری توسط ارباب رجوع .

3- کاهش مصرف لوازم اداری در سازمانهای متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران.

4- عدم نیاز به مراجعه حضوری توسط مشتری جهت پیگیری تقاضا.

5- مشاهده کل سوابق درخواست و دریافت سهمیه مشتری به صورت متمرکز در سامانه.

6- سهولت دسترسی به اطلاعات مشتری در سازمان های متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران.

7-  امکان ارجاع تقاضا بین سازمان های متولی و شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران در سامانه و مشاهده وضعیت تقاضا  توسط  مشتری.

8- دریافت گزارشات متعدد از سامانه جهت اتخاذ تصمیمات مدیریتی .

9- دریافت نقطه نظرات ، پیشنهادات و مشکلات کاربران از طریق ارسال پیام و مشاهده پاسخ های ارائه شده به موارد مطروحه در سامانه.

10- سهولت و تسریع در نظارت مستقیم و متمرکز بازرسان صرف نظر از مکان و زمان.

 

راهنماي نحوه ثبت نام

جهت ارسال تقاضا (درخواست  سهميه به منظور دریافت فرآورده) اگر پيش از این در سامانه درخواست فرآورده هاي نفتي ثبت نام  نكرده ايد، بايد ابتدا ثبت نام كنيد.

براي ثبت نام درسامانه درخواست فرآورده هاي نفتي بايد از آدرس http://www.tejaratasan.ir  وارد سامانه شويد.

  افراد حقيقي بايد از دکمه  " ثبت نام شخص حقيقي" و شركت ها ، موسسات ، سازمان ها و ... بايد از دکمه       " ثبت نام شخص حقوقي"  استفاده نمایند.

§ هركدام از اين دو گروه با تکمیل  فرم مربوط به خود و انتخاب دکمۀ " ثبت مشخصات " نام كاربري و كلمه عبورخود را دريافت كنند .

§  نام كاربري و كلمه عبور خود را كه از سامانه اخذ می نمائید با دقت نگهداري فرمائيد. زيرا در زمان ورود به سامانه، براي درخواست  مجدد فرآورده و يا  پيگيري درخواست هاي قبلي به آن نياز خواهيد داشت .

 ٭ توجه داشته باشيد كه در صورت ورود اطلاعات نادرست  به سامانه ، تقاضای شما عودت خواهد شد.ضمن اینکه ممکن است ، مورد پیگرد قانونی قرار بگیرید.

 

راهنماي نحوه ورود به سيستم

§ براي ورود به سامانه درخواست فرآورده هاي نفتي مي بايست از طريق آدرس اینترنتی  http://www.tejaratasan.ir  وارد سامانه شده و سپس نام کاربري و کلمه عبوري را که قبلا از سامانه دريافت کرده ايد را وارد نماييد.

 §  پس از ورود اطلاعات مربوط به نام كاربري ، رمز عبور و كد امنيتي،  وارد  صفحه   اصلي  كاربري  خود  ميشويد.

   ٭ در صفحه اصلي كاربري ، شما قادرخواهید بود از طریق  منوي ويرايش مشخصات ؛ اطلاعات مربوط به حساب كاربري خود را ويرايش كنيد. البته این امکان تا زماني كه هيچ یک از درخواست هاي شما بررسي نشده باشند، وجود دارد. درغیر این صورت پيام خطايی دریافت خواهید نمود.

   ٭ همچنين در این صفحه  تغيير كلمه عبور به صورت دوره اي و يا در هنگام نياز، امکان پذیر می باشد.

ثبت درخواست جديد

ü        مرحله اول:   تكميل فرم درخواست

§ در صفحه اصلي با انتخاب گزینه "ثبت درخواست جديد"  فرم مربوطه را مشاهده نموده و پس از تكميل موارد درخواستی ، آن را ثبت كنيد.

§    منظور از خوراك: فرآورده هايي است كه در برخي فعاليت ها به عنوان مواد اوليه جهت توليد فرآورده هاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال ازنفتکوره براي توليد ايزوگام و ...

§    منظور از سوخت: فرآورده هايي مي باشد كه به منظور مصارف گرمايشي و سوخت مصرفي دستگاهها و ماشين آلات استفاده مي شود.

§    منظور از ذخيره: اين است كه در برخي از فعاليت ها مشتریان بايد هميشه مقداري فرآورده به عنوان ذخيره در مخزن موجود داشته باشند تا در صورت عدم دریافت به موقع سهمیه ، با مجوز شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران آن را مصرف نمایند مشتریانی از قبیل :   مرغداري ها  و پرورش ماهي ها و گلخانه هاو ...

§    منظور از باقيمانده: مقدار فرآورده ای است كه از سهمیه پیشین هنوز مصرف نشده و در محل مصرف موجود مي باشد.

ü        مرحله دوم:  ارسال مدارك

§  براساس نوع كاربرد فرآورده درخواستي،  مدارک مورد نیاز زیر بايد اسکن و ارسال گردد:

 * منازل مسکوني: تصوير آخرين قبض برق,  سند مالکيت، سرسوش کوپن ارزاق

* چاه آب کشاورزي: پروانه بهره برداري, كپي اساسنامه

* چاه آب غيرکشاورزي: پروانه بهره برداري, كپي اساسنامه

* ماشين آلات كشاورزي: سند خودرو, مبايعه نامه خريد

* واحد توليدي: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* واحد خدماتي و صنفي: پروانه بهره برداري
* گلخانه ها: پروانه بهره برداري, سند گلخانه

* معادن: پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* سنگ بري: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* ايزوگام: جواز تاسيس و سند روزنامه, پروانه بهره برداري, پيمان حمل و نقل

* مرغداري: پروانه بهره برداري, برگ جوجه ريزي(خريد جوجه) و برگ بهداشت

* دامداري: پيمان حمل و نقل, پروانه بهره برداري, جواز تاسيس و سند روزنامه

* ماشين آلات راه سازي: قرار داد فيمابين راه و ترابري و شرکت پيمانکار

* شرکت شن و ماسه: مجوز پروانه بهره برداري از معاون فني استانداري

* توليد قارچ: پروانه بهره برداری

* شناور صيادي: گواهينامه ثبت شناور، گواهينامه فني و ايمني، مجوز صيد قبلي و جديد، وکالتنامه قانوني

* شناورهاي تجاري- مسافربري: گواهينامه ثبت شناور،گواهينامه فني-ايمني، مانيفست کالا و پروانه خروج

* حفاري چاه آب: پروانه بهره برداري از سازمان آب و  مجوز تاسيس

* کارخانه آسفالت سازي: پروانه بهره برداري از سازمان صنايع و معادن

* نيروگاه: ليست تاييد شده ميزان سوخت توسط وزارت نيرو

* پرورش آبزيان: پروانه بهره برداري

* صنايع تبديلي کشاورزي: پروانه بهره برداري و اعلام مشخصات ديگ بخار

* سردخانه: پروانه بهره برداری ، تاييديه ظرفيت مورد استفاده

* سد سازي: قرارداد منعقده ، ليست ماشين آلات مورد تاييد سازمان آب

* كوره پزخانه صنعتي: پروانه بهره برداري

* ساير: مجوز مربوط به سازمان متولي ، هر گونه مدرک دال بر درخواست

  ٭  اسكن كارت ملي و ارسال آن به عنوان يكي از مدارك الزامي مي باشد.

§  هركدام از مدارک را به صورت تصوير و با يكي از فرمت هاي jpeg ، jpg ، gif ، bmp اسكن و ارسال كنيد و همچنين حجم هركدام از مدارك بايد كمتر از 200كيلوبايت باشد. توجه داشته باشيد  که سازمان هاي متولي و يا شرکت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران  در هنگام ثبت نام، جهت تطبيق مدارک، اصل مدارک را در صورت لزوم از شما تقاضا خواهند نمود.

ü        مرحله سوم : ثبت نهايي فرم درخواست فرآورده

§  پس از ارسال مدارك و ثبت درخواست در سامانه ، پيام "درخواست شما با موفقيت ثبت شد."به همراه شماره درخواست توسط  سامانه ارائه می گردد.

 نحوه پيگيري تقاضا

§  براي پيگيري تقاضا مي توانيد از منوي "ليست درخواست ها" در صفحه اصلي كاربري خود ، براساس شماره درخواست ، وضعيت تقاضاي موردنظر را مشاهده كنيد.

 

§ بسته به نوع كاربرد فرآورده  در تقاضا، ممكن است  تقاضاي شما يك يا دو سازمان مخاطب متولی داشته باشد . زمان انجام بررسي هر مخاطب ، 72 ساعت كاري در نظر گرفته شده است. در صورت تايید سازمان هاي متولی ،  شرکت  ملی  پخش  فرآورده های نفتی ايران نيز موظف است ظرف 72 ساعت  تقاضاي شما را بررسي كند.

 

§  در صورت عدم تأييد تقاضا، موضوع را طی تماس تلفني از دستگاه مربوطه پيگيري كنيد.

   ٭  شما در صورتي قادرید تقاضايي را ويرايش يا حذف كنيد كه عملياتي از طرف دستگاه هاي مخاطب يا شركت ملی پخش فرآورده هاي نفتي ايران بر روي آن تقاضا انجام نشده باشد.

 

متقاضي محترم توجه داشته باشيد كه:

1-     هرگونه جابجايي سهميه ممنوع بوده و مي بايست سهميه را در محل مشخص شده مصرف نماييد.

2-  مصرف شما با ضريب توليد همخواني داشته باشد و فرآورده ذخيره خود را به شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران اعلام نماييد.

3-     در صورت تخلف از سوي مصرف كنندگان برابر قانون و مفاد دستورالعمل صادره برخورد خواهد شد.

4-  متقاضي بايد تمام اطلاعات و مدارك خواسته شده را با دقت تكميل و يا ارسال نمايد. در صورت ارائه هرگونه اطلاعات نادرست و يا مدارك جعلی، سهميه اي تعلق نخواهد گرفت. لذا  در صورتی که به نوعي فرآورده مربوطه تحويل گردد فرد خاطي تحت پیگرد قانوني قرارخواهدگرفت.

5-  در صورت نياز به حضور شما در يكي از دستگاه هاي متولي مي بايست در زمان اعلام شده حتماً حضور به هم رسانید.

6-  در صورت كاهش توليدات يا پايان فعاليت و يا كاهش ادوات يا ماشين آلات مي بايست در اسرع وقت شركت ملي پخش فرآورده های نفتی  را مطلع فرمائيد.

7-     چنانچه در منزل به اينترنت متصل هستيد ديگر نيازي به مراجعه به هيچ اداره اي نداريد و مي توانيد همه امور را                 از همين طريق پيگیری كنيد.
در غیر این صورت ، استفاده از اينترنت بستگان يا مراجعه به مراکز ارائه دهندۀ خدمات اینترنتی نزدیک به محل سكونتتان پیشنهاد ميگردد
.

ساماندهی عشایر سیرجان


بنام خدا


وضعیت ساماندهی عشایر سیرجان


تهیه و تنظیم : مسعود کورکی نجات


فروردین ماه1391

مقدمه

عشایر سیرجان بخش مهمی از ساختارتاریخی و فرهنگی جامعه شهرستان است و با توجه به نسبت آنها با جمعیت شهری و روستایی از نظر اقتصادی چند برابر تناسب جمعیتشان در تولید نهاده های دامی و کشاورزی بویژه گوشت قرمز نقش دارند و بز کرکی رایینی شهرستان به عنوان ذخیره ژنتیکی دام در استان نقش بسزایی را ایفا نموده است .

عشایر شهرستان در همه عرصه ها ی نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت داشته و نقش خود را به نحو احسن ایفا نموده است و با توجه به تناسب جمعیتی عشایر با سایر اقشار جامعه استحقاق توجه بیشتری را دارند ولی متأسفانه تا قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی حق عشایر در هیچ برهه ای از زمان داده نشد و بعد از انقلاب شاهد برنامه زمانبندی ساماندهی زندگی عشایر بوده ایم که علی رغم تلاش تمامی دلسوزان کشور باز هم فعالیت هایی که در جهت بهبود زندگی عشایر تا کنون انجام شده  خیلی کمتر از حق طبیعیشان بوده است از جمله معظلات اخیر عشایر منطقه ،  واگذاری بی رویه مراتع عشایر به معدنکاران  بدون در نظر گرفتن حقه و حقوق عشایر بوده که این موضوع باعث نارضایتی زیادی در بین عشایر و معدنکاران گردیده است  که درحال حاضر تعداد زیادی از عشایر به همین منظور مجبور به ترک دامداری گردیده اند و حق عرفی عشایر داده نشده و قانون به نفع معدنکاران نوشته شده و آلودگیهای ایجاد شده در مراتع عشایر که در اثر گرد و غبار و ساخت جاده های عبور و مرور و تخریب بوته های مرتعی  باعث بروز بیماریهای دامی  و چالشی عظیم برای زندگی عشایر شهرستان شده است .نظر به اینکه اداره عشایری تنها دستگاه اجرایی مرتبط با عشایر است که علاوه بر وظایف قانونی خود باید پاسخگوی مشکلاتی که سایر دستگاههای اجرایی برای عشایر بوجود می آورند  نیز باشد که جا دارد سایر دولتمردان نیز در صدد رسیدگی به معضل بوجود آمده عشایر شهرستان باشند تا بیش از این صدمه ای به این قشر زحمتکش وارد نگردد .

الف ایلات و طوایف عشایر شهرستان سیرجان

1- ایل قرایی

شامل طوایف : کورکی ، حیدری ، اسلاملو ، خضری ،خواجویی، شاهبداغی ، عباسی ، بیگلری

2- ایل لری

شامل طوایف : میرزا حسنی ، سهراب خانی

3- ایل بچاقچی

شامل طوایف : انکلوییه ، سوخته چالی ،سارسعدلو ، پوررضاقلی ، آشوری، قراسعدلو، حلوایی، سادات ، عباسلو ، خرسلو، و سالاری

4- ایل افشار

شامل طوایف : قاسم اولادی ، بارچی ، امین اولادی، قامی پور ، صفِ و صفِ جهانشاهی

5- ایل رایینی

شامل طوایف : غربایی، قاسمی نژاد ، مرادرجبی، آشوری، چهارگنبدِ ی، و میرشکارپور

ب- وضیت جمعیتی عشایر شهرستان سیرجان

شهرستان سیرجان در حال حاضر دارای 2810 خانوار عشایر است  که 1150 خانوار آن کوچنده و 250 خانوار نیمه کوچنده و 1410 خانوار  طی سالهای 1372 تا کنون به طرق مختلف از قبیل خودجوش ، حمایتی  اسکان یافته اند .

ج- ساماندهی و اسکان عشایر در شهرستان سیرجان

شهرستان سیرجان با مساحت 17481 کیلومتر مربع حدود هفت درصد مساحت استان کرمان را داراست و با شهرستانهای شهربابک ، بردسیر، بافت ، و استانهای هرمزگان ( شهرستان حاجی آباد ) و استان فارس ( شهرستان  نی ریز)  همجوار است.

شهرستان سیرجان در شرایط اقلیمی نیمه خشک آب و هوایی قرار دارد و روزگارهای کهن تا کنون به کرات از بلایای طبیعی آسیب دیده است و بیشترین سهم از بلایای طبیعی  را داشته اند  و همیشه با سخت کوشی در مبارزه با حوادث و بلایا پیروز گشته اند .

اداره عشایری شهرستان از سال 1368 به بعد که برنامه اسکان عشایر را آغاز نمود تا سال 1380 تعداد 27 حلقه چاه کشاورزی در مناطق مختلف حفاری و به تعداد 420 خانوار عشایر را در کانونهای توسعه شهرستان اسکان داده است .نظر به اینکه شهرستان سیرجان از نظر آبهای زیر زمینی فقیر میباشد و اکثر مناظق حاصل خیز از نظر کشاورزی  ممنوعه بهره برداری و استحصال  از آبهای زیر زمینی است و به همین دلیل امکان واگذاری چاه کشاورزی  در دهه گذشته میسر نبوده است و با توجه به برگزاری جلسات مختلف ساماندهی  در استان و شهرستان مشکلات عشایر مرتفع نگردیده است و دستگاههای مرتبط در خصوص ساماندهی عشایر  آنطور که باید و شاید عمل ننموده اند و در واقع عدم شفافیت موضوع ساماندهی برای مسیولین استان باعث این امر شد که اعتبارات مربوط به عشایر خوب جذب نشده و اعتبارات جامعه عشایری به دیگر دستگاهها اختصاص یافته است ولی خوشبختانه با اجرائی شدن آیین نامه ساماندهی عشایر مصوب هییت دولت و تعیین تکلیف سایر دستگاهها در مناطق عشایری همچنین طرح موضوع در جلسات متعدد شهرستانی طی دو سال اخیر  شاهد فعالیت های زیادی در این زمینه بوده ایم که انشاءالله با همین شتاب ادامه یابد .

در خصوص یکجا نشینی و اسکان ، بسیاری از عشایر شهرستان مقاومت نموده و دلیلشان این است که چون علوفه دام بسیار گران است و توان خرید علوفه دستی را ندارند و در بیشتر اوقات سال از مرتع استفاده مینمایند .

از طرف دیگر با توجه به اینکه حدود 70 درصد مراتع شهرستان در اختیار عشایر بوده و خشکسالیهای پی در پی سنوات گذشته باعث از بین رفتن مراتع گردیده است همچنین کمبود آب شرب و خشکی قنوات ، چشمه ها، چشمه سارها ، وچاههای مالداری عشایر را با مشکل روبرو نموده ،بطوریکه زندگی عشایری در شهرستان در حال رکود است و از سال 1362 جمعیت عشایر  از 4000 خانوار به 2810 خانوار تقلیل نموده است و با توجه به درامد کم زندگی عشایری و عدم حمایت قابل قبول دولت سبب  گرایش به شهر نشینی و روی آوردن به شغل های کاذب  شده است .

د- سهم عشایر  شهرستان سیرجان از طرحهای عمرانی کشور

اعتبارات عمرانی  اداره عشایری نسبت به سایر دستگاههای  شهرستان بسیار ناچیز بوده و حق عشایر به تناسب جمعیتشان ادا نگردیده است علیهذا با توجه به کمبود اعتبارات تخصیصی اداره سیرجان در  دهه گذشته در زمینه های ، ترمیم چاه مالداری ، بهسازی چشمه ، بهسازی قنوات ، احداث جایگاههای سوخت فسیلی ، برقی نمودن چاههای کشاورزی ، احداث انبار ذخیره آب ، کانال انتقال آب کشاورزی، احداث استخر ذخیره آب ، و آب رسانی سیار فعالیت های زیادی نموده است که گزارش مختصر آن از سال 1380 لغایت 1390به شرح جدول ذیل میباشد :

ردیف

عنوان پروژه

حجم /تعداد

حجم

واحد

1

ترمیم چاههای مالداری

25

 

حلقه

2

بهسازی چشمه

28

55کیلومتر

رشته

3

لایروبی وبهسازس قنوات

6

1800متر

رشته

4

احداث جایگاه توزیع نفت

4

 

جایگاه

5

احداث جایگاه سبدی گاز

10

 

جایگاه

6

احاث منبع ذخیره آب

21

294مترمکعب

مخزن

7

کانال انتقال آب کشاورزی

7

 

کیلومتر

8

احداث استخر ذخیره آب کشاورزی

7

1800مترمکعب

باب

9

برقی نمودن چاه های کشاورزی

7

 

حلقه

10

احداث خط برق

1

 

کیلومتر

11

حفاری و تجهیز چاه کشاورزی

3

 

حلقه

12

آبرسانی سیار

35000

 

مترمکعب

  م- صنایع دستی عشایر سیرجان؛

در کلیه ایلات و طوایف شهرستان سیرجان انواع فرش دست بافت مثل قالی ، گلیم ، جاجیم و سایر صنایع دستی رواج دارد . از معروف ترین  صنایع دستی عشایر شهرستان سیرجان گلیم شیریکی پیچ می باشد که از نمای دور آن شبیه قالی محلی است.

 در این نوع گلیم بر خلاف دیگر انواع زیر اندازهای بافتنی که در آنها پود موجب شکل گیری محصول میشود در گلیم تار و نخ نقش اصلی را دارند.

شیریکی نامی است که بافندگان عشایر بر روی این فرش گذاشته اند که در فرهنک عمومی  بیشتر به گلیم سوزنی معروف است و اصطلاحاً این نوع گلیم به سبب پیچیدن دو تار با هم گلیم پیچ نامگذاری شده است.

این نوع گلیم اوایل در ایل افشار سیرجان رواج بیشتری داشت و طی دو دهه گذشته در کلیه ایلات شهرستان رایج و در بخش اشتغال زائی زنان عشایر نقش مؤثری را ایفا نموده است ولی متأسفانه در سالهای اخیر به علت رکود فروش در بازارهای جهانی و گرانی تار و پود تولیدات عشایر بسیار کم شده و از 10هزار متر در ماه به 5 هزار متر در ماه تقلیل پیدا کرده است .

در انتها امید آن است که دولتمردان کشور با دید وسیع تری به این قشر محروم و مولد جامعه نگاه کرده و در زمینه ساماندهی آنها با هماهنگی کلیه دستگاههای کشور وبا پرداخت اعتبارات به موقع و کافی مساعدت و همیاری مناسب معمول دارند./.

پایان

نام سامانه های عشایر سیرجان

شماره سامانه

موقعیت سامانه

نام سامانه

1

ییلاقی

ده بالا

1

قشلاقی

چاه هفتاد تومانی

2

ییلاقی

تنگوئیه

2.1

قشلاقی

گل گهر

2.2

قشلاقی

چاه گز

3

ییلاقی

سر پل

3,1

قشلاقی

عین البقر

3,2

قشلاقی

چاه تر

4

ییلاقی

چاچوران

4

قشلاقی

میان گود قماش

5

ییلاقی

درجستی

5,1

قشلاقی

چاه دراز

5,2

قشلاقی

خیر آباد

6

ییلاقی

کرپوئیه

6,1

قشلاقی

باغات

6,2

قشلاقی

شی کلوک

7

ییلاقی

بامدهان

7,1

قشلاقی

مهدی آباد

7,2

قشلاقی

دهستان

8

ییلاقی

بلورد

8,1

قشلاقی

سیروئیه

8,2

قشلاقی

نساء

9

ییلاقی

هشون

10

ساکن

بندچاه زار

11

قشلاقی

جاه قلعه

12

قشلاقی

چاه تلخ

راههای ییلاقی عشایر شهرستان سیرجان

ردیف

مشخصات راه

1

از دوراهی آب مسکه تا ده خواجه

2

از دوراهی ندریکا تا ندریکا

3

از ده خواجه تا دو راهی ندریکا

4

از چناران تا کوش ترکی

5

از دوراهی باغ خشک تا کوش ترکی

6

از دوراهی منسار تا سرتل

7

از آسفالت تا منطقه جمالی

8

از آب تلخوئیه تا سلوئیه

9

از کر قیچی تا آب تلخوئیه

10

از جاده آسفالت تا آب تلخوئیه

11

از باغ خشک تا در قلاتو

12

از دوراهی منسار تا مگسی

13

از دوراهی منسار تا ده چین

14

از ده چین تا ده خواجه

15

از ده خواجه تا جاده آسفالت کرمان

16

از دوراهی کشکوئیه جاده بافت تا دوراهی مگسی

17

از دوراهی مگسی تا مگسی

18

از دوراهی سنگ شیر تا سنگ شیر

19

از چشمه نعمت تا احشام نعمت نقوی

20

از سنگ شکن تا بوجان

21

از شلدان تا بوجان

22

از شلدان تا بیدوئیه

23

از بیدوئیه تا بی برد

24

از سنگ شکن تا احشام محمدقلی سالاری

25

از امیر آباد تا ملوئیه پلنگی

26

از بامدهان تا ملوئیه

27

از کهن سیاه تا چناران

28

از دو راهی زنجیرآویز تا زنجیر آویز

29

آز آسفالت کهن سیاه تا احشام عنایت نقوی

30

از دوراهی برنگوئیه تا برنگوئیه

31

از دوراهی کرپوئیه تا کوه خاکی

32

از بامدهان تا سلطان حسینی

33

از دوراهی گدار شفیع کشته تا احشام عنایت نقوی

34

از دوراهی بناب تا بناب

35

از آب تلخوئیه تا باغ سنگی

36

از دوراهی گلوآونگ تا گلزار

37

از گدار تا سگلوئیه

38

از دوراهی منسار تا سه گدار بالا و پایین

39

از منسار تا لامحشور

40

از سینه بنه تا لاشیرک

41

از روچون تا لافوئیه

42

ار آب بند باغ تا لاشکار

43

از دور ملکی تا کم کالان

44

از دوراهی هوشیان تا علی آباد سوخته چال

45

از جمالی تا نصرآباد جاده آسفالت